ولی وقتی که شب میشه، موقعی که هیچکاری برای انجام دادن نداری، و خونه رو سکوت فراگرفته، من همیشه یادم میاد که اون روز چه حسی داشتم، و هر بار بابت اون حس گریه میکنم .
اون لحظه که یه قطره اشک از چشمای آدمی که دوسش داری پایین میریزه و میدونی که قراره جد و اباد باعث و بانیشو به عذاش بشونی