eitaa logo
خاطراتی از دفاع مقدس
45 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
238 ویدیو
28 فایل
برای حفظ و نشر آثار دفاع مقدس و معارف دینی و اسلامی باز نشر با ذکر صلوات آزاد است. سپاسگزارم از همراهی شما
مشاهده در ایتا
دانلود
‍ ‌ ‌ 🌸بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ🌸 🌸خاطرات بیادماندنی🌸 این قسمت 🍀ایستگاه پنج‌شنبه ها ✍قدیما مثل حالا نبود که سر صبحی نون رو از فریزر بیرون بذاری و یه صبحونه دست و پا شکسته سریع بخوریم و بریم مدرسه و سرکار... 🍀فرزندان خانه نقش آفرین بودند سرما و گرما هم نداشت و هر روز صبح نان تازه روی سفره مامان و آقا جون بود. لقمه ميگرفتند و میدادن دست فرزندی که نون خریده بود. چای شیرین اول بعد از بابا از آن همونی بود که نون خریده بود. 🍀نانوایی با چوب هیزم چوب بری داخل شهر کار می‌میکرد و خیلی چیزهای دیگه... میخوام‌بگم‌ فرصت‌ های ناب و بی بدیلی جلوی پایمان بود که نمی دیدیم و ارزش اونا رو درک نمیکردیم. بعضی از همون آدما برای خودشون چشمه ای بودن برای سیراب کردن دیگران و اگر هم چنین نبود حداقل خودشون تشنه نمی موندن... 🍀آدمای خوبی بودن که نان کسی رو نمی بریدن ، از همین دست آدمایی بودن که آب تو شیر مردم نمی کردن که هیچ ، گیر و گور مردم رو در حد وسع خودشون رفع میکردن... 🍀در یک کلام خیلی ها بودن که خوب بندگی خدا رومیکردن ، نه باآبروی کسی بازی میکردن و نه جنس نامرغوب میدادن دستِ خریدار ، و از طرفی اهل زور و ظلم و ستم کردن هم نبودن... 🍀گاهی وقت ها که میرفتم داخل مغازه ای میدیم صاحب مغازه مشتری نداره اما داره قرآن‌ کریم میخونه و یا دعا و یا مطالعه میکنه 🍀داخل مغازه که می نشستی چای تو استکان کمر باریک بود با قند شکسته تو قند دون زردِ مسی ، از حکمتهای خدا و عبرت و درس روزگار صحبت میشد. و وقتی که مدتی حرفی به میان نمی آمد معلوم بود که باید کم کم رفع زحمت کنی... 🍀یادم اومد گاهی اوقات تو شیرینی فروشی میرفتم کمک ؛ ترازوی عقربه ای پنجاه گرم عقب تر از تراز بود . و اصلا" اجازه نداشتی درِ جعبه شیرینی رو زیر جعبه بذاری و اونو بهمراه شیرینی بکشی ، تازه بسته به نوع شیرینی یکی تا چندتا هم باید بیشتر میگذاشتی... 🍀خدا رحمت کنه چنین مغازه داری رو ؛ سایر مغازه دارها هم همین طور بودند ، روزهای بازار و پنج شنبه ها سینی بزرگِ شیرینی و یا خرما خیرات میداد . 🍀همان زمان هم برایم خیلی عجیب بود که برکت از دار و دیوار این مغازه همیشه سرازیر بود... و ما به جای دستمزد جعبه شیرینی بر میداشتیم و قبل از رسیدن به منزل نصفش میرفت از بس که تعارف میزدیم.حیف شد که این خصوصیات برای بازماندگانشان به ارث نرسید😔 🍀همه ی این حرفها رو زدم که بگم بندگی خدا کوچک و بزرگ ، کم و زیاد و...نمیشناسه ، اگه خوب بندگی کرده باشیم حتما" دلیلی هم نداره که از مرگ و آخر و عاقبت خودمون ترس و واهمه ای داشته باشیم... 🍀خداجونم آخر و عاقبت ما رو ختم به خیر کن و تا ما رو نیامرزیده ای از این دنیا با دستان خالی نبر... الهی آمین یا رب العالمین 🍀ایستگاه پنج‌شنبه ها یاد آور همین خاطرات کوچک و بزرگِ بیادماندنی و عبرت آموزه و یاد آورعزیزان از دست رفته ، آنانی که امروزه اسیر خاک سردهستند و روزگاری در کنارشان بودیم و دستشان برای خیرات و کار نیک کوتاه ست. 🍀آنان نه هر پنج شنبه بلکه هر روز با صدایی حزین از نزدیکان خود میخواهند تا بر آنها رحم کرده و برایشان خیرات و دعا کنند. 🍀حالا که خوب فکر میکنیم پی میبرم که کدام دلخوشی زندگی توان پُر کردن جای خالیشان را دارد؟ بیاید شـاد کنیم آنها را که در آن سرا به انتظارند... 🍀شادی روح علما ، صلحا ، شهدا ، و تمام درگذشتگان ، همسایه ها ، اقوام ، بی وارثان ، بد وارثان ، و هرشخصی که بر گردن ما حقی دارد دسته گلی هدیه کنیم به زیبایی ؛ 💚 🌸اللّهُمَّ اغفِر لِلمُومِنینَ وَ المُومِنَاتِ وَ المُسلِمینَ وَ المُسلِمَاتِ اَلاَحیَاءِ مِنهُم وَ الاَموَاتِ ، تَابِع بَینَنَا وَ بَینَهُم بِالخَیراتِ اِنَّکَ مُجیبُ الدَعَوَاتِ اِنَّکَ غافِرَ الذَنبِ وَ الخَطیئَاتِ وَ اِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ بِحُرمَةِ الفَاتِحةِ مَعَ الصَّلَوَاتِ 🌸 🌸 . 🌷اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلی مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد🌷 🌷 أللَّھُمَ ؏َـجِّلْ لِوَلیِڪْ ألْفَرَج 🌷