eitaa logo
نیافته''
168 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
109 ویدیو
3 فایل
هنگامی که در پیِ خود بودم، تو را یافتم... - ریتاعودة - [بیست‌وهشتمِ‌مردادماه‌ِهزار‌وچهارصدویک] صندوقِ پست؟ https://daigo.ir/secret/81939668
مشاهده در ایتا
دانلود
نیافته''
صبحِ یك روز؛ باران!
نیافته''
یا مثلا همون دختر مو فرفریه، اهل اصفهان بود و سراغ فلان دانشگاه رو ازم گرفت و من مجذوب فر مو و بخش
: - از چهارخونه‌های تنت می‌شناسمت! - صبح تا هوا رو دیدم، یاد تو افتادم، گفتم حتماً با بارون خوشحال میشی... - از افشاریان چه خبر؟ - بیا باهم آهنگ گوش بدیم! - اگه چایت داغه بیا باهم بخوریم... - تولدت مبارک بچه! [گوشه‌ای از مکالمات لبخندیِ بیست‌و‌ششم آذر]
همیشه هم از کشف شدن خوشم نمیاد. راستیتش که تا همین پاییز سال قبل، آنچنان نمی‌دونستم که اصلاً آدمی‌ام که علیرغم پرحرفی‌ها و نوشته‌های پی در پیِ ساده‌ام، چیزی از خودم پنهون گذاشته باشم و اون بخشِ پنهون، دیدنی یا شنیدنی‌تر از بخش آشکارِ همیشه در دسترسم باشه. القصه، بعضی وقت‌ها به دلم می‌نشست، وقتی مچم گرفته می‌شد و رشته کلامم از دست می‌رفت، وقتی از تو چشم‌هام می‌شد واقعیت رو فهمید، وقتی دروغ نمی‌گفتم ولی همه چیز رو هم نه، با چهارتا سوال ساده می‌شد واقعیت رو ازم گرفت، وقتی آدم‌ها لحن حرف‌هام -که نقطه قوتم ثابت نگه داشتنشه- رو می‌فهمیدن.
نیافته''
همیشه هم از کشف شدن خوشم نمیاد. راستیتش که تا همین پاییز سال قبل، آنچنان نمی‌دونستم که اصلاً آدمی‌ام
امّا رفته رفته، مرزهام گم شد... انگار حریمم نقض شد، فهمیده شدن به ضرب و زور و نه از سر دل سبک کردن، اذیتم می‌کنه. دورترم می‌کنه، حتی به قدرِ جزئی‌ترین چیزها. به محضِ دریافت کوچیک‌ترین حس امنیت، از هرآدمی، رهاترینم و شفاف‌ترین و به گمون خودم، سخت هم نمی‌گیرم امّا دیدارهای مکرر خیلی آدم‌ها، بهم نزدیک‌شون نکرد. انگشت شمار محارمِ حرفِ دل رو نگه داشتم، و اون بخش مذکور هم تا اطلاع ثانوی دست نخورده بمونه بهتره. بخش پنهونی که نه تلاشی برای ایجادش کردم و نه قصدی برای ویرونیش دارم، که برای غریبه‌ها ملموس‌تره تا خودم...
نیافته''
گفتا خموش حافظ کاین غصّه هم سرآید!
روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر پیش شمع آتش پروانه به جان گو درگیر در لب تشنه ما بین و مدار آب دریغ بر سر کشته خویش آی و ز خاکش برگیر ترک درویش مگیر ار نبود سیم و زرش در غمت سیم شمار اشک و رخش را زر گیر چنگ بنواز و بساز ار نبود عود چه باک آتشم عشق و دلم عود و تنم مجمر گیر در سماع آی و ز سر خرقه برانداز و برقص ور نه با گوشه رو و خرقه ما در سر گیر - حافظ شیرازی
نیافته''
ولی من تو هر حالی، گوش میشم برات...
من از لجاجت این روزگار می‌ترسم به لب نمی‌بَرم آن را که آرزو دارم... - حسین دهلوی