روزی شینوبو میتسوری و موچیرو توی خونه نشستن حوصلشون سر رفته بود میتسوری گفت اوبانای چندتا خوراکی خریده بیارم بخوریم موچیرو گفت بیار شینوبو گفت تا تو بیاری منم یه فیلم میزارم همراه خوراکی ها بخوریم میتسوری رفت و دوتا چیپس اورد و همراه فیلم خوردن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روزی روزگاری شینوبو کوچو هاشیرای حشره گروه شیطان کش ها در حال تمرین بود که یک صدف بسیار زیبا ی بنفش دید که درونش یک مروارید بنفش و بسیار بسیار زیبا بود یک هو گربه ای دید که کلاه و لباس بنفش داشت اون گربه بهش نودل تعارف کرد شینوبو چون خیلی تمرین کرده بود گرسنه بود پس نودل رو خورد و یهو میتسوری هم اومد و میتسوری و شینوبو با هم نودل رو خوردن و از گربه تشکر کردن و گربه بهشون اون مروارید رو داد و اونا ها بارم تشکر کردن و رفتن