یه نوکرِساده🪴
او که دارد پنجه ای مشکل گشا قادر نبود..
چشم های بسته ی بابای خود را وا کند💔
شروع کرد از پیشونی بوسه زدن
چشما رو بوسه زد بلکه باز بشه ، باز نشد
آخ حسینننن