یه نوکرِساده🪴
لب ها رو گذاشت روی لبهای بابا..
دیدند سر یه طرف
رقیه هم یه طرف💔
یه نوکرِساده🪴
گفت بگذار این راز سر به مُهر بسته بمونه
آخه همه ما حرفشونو میزنیم
ولی شما با چشاتون دیدید