یه نوکرِساده🪴
'
تک تک این حس و حالا موکبا، جمعیت ،پیاده روی و صدای مداحی های مختلف همه و همه ما رو یاد کربلا و پیاده و روی اربعین انداخت حس حالش عجیب بود و دوسداشتنی.
یه نوکرِساده🪴
مسیر هایی که رد شدیم بعضا خیلی سخت و حادثه خیز بودن اون لحظه ها به این فکر میکردم که رزمنده ها با لبای تشنه زیر آفتاب با پوتینای سنگین و بدون جاده کشی و ماشین از این ارتفاعات دفاع کردن و دوباره از دشمن پسش گرفتن تا موقعیت گیلان غرب و سرپل ذهاب و قصر شیرین حفظ بشه
هرچند حادثه های بسیار تلخی به جا موند مثل خیلی از تلخی های جنگ تحمیلی ولی رشادت همین پهلوونا دوباره باعث سربلندی و افتخار شد
تا امروز ماها زائر و ناظر بشیم به جولان گاه شیر مردای حیدری.
یه نوکرِساده🪴
بار ها و بار ها نوای ای لشگر صاحب زمانِ آقای آهنگران دل هممون و هوایی کرده که کجای کاریم چیکار کردیم و تو این سپاه چقد موثر ظهور بودیم..
یه نوکرِساده🪴
-
هیچ وقت این لحظه ای که به این نقطع رسیدم و فراموش نمیکنم
لبخند،بغض،استرس،و...
فقط خلاصهی حرفام همینه آی شهدا دم تک تک شماها گرم که مث همیشه به قلب ما نگاه کردین و حواستون بهش بود.