اگر اینجا بعضا حرف هایی میزنم
صرفا دلیلیش دونستن و علم داشتنم نیست
من فقط بیشتر از بعضی ها تجربه کردم.
-خوبی؟
+آره الحمدالله
-شکر
+چطور یهو پرسیدی؟
-آخه کسی و ندیدم ساعت ها بیرون روی یه تخت به آسمون خیره بشه و بگه حالم خوبه ...
+آها:))
تو این مرحلهی:
"آدمیزاد گاهی اینقد از غم دنیا اشبا شده که حتی گیر کردن آستین لباس به دستگیره درم دلیل گریه های شدیدش میشه ..." هستم.
هرچقد گشتم کلمه ای بالاتر از پناه پیدا نکردم
صاحب این اسم تویی آقای امام رضا . .