یه نوکرِساده🪴
-
اون روزی که بیمارستان بردمت و خوب یادمه سه نفر بودیم، دنیای عجیبی شده از اون سه دونفرش رفتنی شده،من موندم فقط..
یه نوکرِساده🪴
-
◇◇◇
اینکه از کی مُحِبت شدم و دقیق یادم نیست
ولی اینکه مُحِبت بمونم همیشگیه خانوم.
◇◇◇
بیان کردم حدیث دوری و شرح شب هجران
پریشان کرد زلف و گفت؛ از زلفم پریشانتر؟