eitaa logo
مطالعات امنیت ملی
385 دنبال‌کننده
898 عکس
702 ویدیو
867 فایل
اعوذبالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم مطالعات، انواع ، مولفه ها، ابعاد و ماهیت امنیت ملی لینک گروه: https://eitaa.com/joinchat/3394634992C698ed1beec لینک کانال: @NSJ_Studies National Security Jurisprudence Studies
مشاهده در ایتا
دانلود
🔺جغرافیای نظامی چیست؟ 🇮🇷https://eitaa.com/amniatemeli
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴🎥ایران یا آمریکا؟! حالا برندهٔ این جنگ کیه؟ 🔹کاربران فضای مجازی با کمک هوش مصنوعی نتایج جنگ رمضان رو به‌تصویر کشیدند. +انگشتتو با ریتم عقب و جلو کن😁
20.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑🎥 شبیه‌سازی عملیات موفق حمله به پایگاه آمریکایی در کویت توسط جنگنده F5 ارتش ایران
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ ماجرای جراحت آقا سید مجتبی؛ رهبر عزیزمون تا تذکر ایشان به تیم مذاکره کننده از زبان آیت الله قمی
برآورد احتمال وقوع جنگ ✍🏻 مهدی محمدی - ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ تحولات اخیر نشان می‌دهد منطقه وارد مرحله‌ای پیچیده و مبهم شده است؛ مرحله‌ای که در آن تحلیل‌های قطعی درباره وقوع یا عدم وقوع جنگ، یا نتیجه مذاکرات، بیش از آنکه واقعی باشد، نوعی ساده‌سازی صحنه است. حتی تصمیم‌گیرندگان اصلی در ایران، آمریکا و اسرائیل نیز هنوز به جمع‌بندی نهایی نرسیده‌اند و همزمان در حال تلاش برای اثرگذاری بر روند تحولات و تغییر محاسبات طرف مقابل هستند. در چنین شرایطی، بیش از هر چیز باید بر تحلیل داده‌ها، شناخت اهداف بازیگران و بررسی سناریوهای محتمل تمرکز کرد. در میدان، نشانه‌های قابل توجهی از افزایش احتمال درگیری دیده می‌شود. تحرکات لجستیکی و عملیاتی آمریکا و اسرائیل از جمله تجمیع نیرو، افزایش حضور شناورها و ناوگروه‌ها در منطقه، افزایش پرواز جنگنده‌ها در عراق و جنوب منطقه، تشدید فعالیت پهپادها، ریزپرنده‌ها و هواگردهای سبک، و همچنین انتقال سامانه‌های پدافندی، همگی نشانه‌هایی هستند که سطح هشدار را بالا می‌برند. در داخل اسرائیل نیز خبرهایی از تلاش برای بازآرایی سامانه‌های دفاع موشکی منتشر شده؛ اقدامی که نشان می‌دهد آنها در حال آماده‌سازی برای یک دوره عملیاتی جدید هستند. با این حال، تصمیم برای آغاز جنگ هنوز قطعی نیست و به چند متغیر بستگی دارد. نخست اینکه آیا آمریکا و اسرائیل به این جمع‌بندی می‌رسند که فشار اقتصادی، گذشت زمان و برخی اختلافات داخلی می‌تواند ایران را به امتیازدهی در مذاکرات وادار کند یا نه. اگر چنین برداشتی شکل بگیرد، ممکن است گزینه نظامی موقتاً به تعویق بیفتد. هرچند از نگاه این تحلیل، هرگونه امتیازدهی می‌تواند این پیام را به طرف مقابل منتقل کند که فشار و جنگ مؤثر بوده و در نتیجه، زمینه‌ساز فشارهای بیشتر یا حتی جنگ بعدی شود. عامل دوم، ارزیابی آنها از میزان موفقیت حمله احتمالی است. تجربه جنگ قبلی نشان داد تصور دستیابی به یک پیروزی سریع و قاطع، لزوماً با واقعیت میدان تطابق ندارد. اکنون آنها باید برآورد کنند که آیا در حمله جدید می‌توانند به اهدافی مانند ضربه به شخصیت‌های کلیدی، آسیب به زیرساخت‌ها و مهار پاسخ ایران برسند یا نه. پاسخ ایران و دامنه آن، یکی از مهم‌ترین متغیرهای این محاسبه است. عامل سوم، توان دفاعی آمریکا و اسرائیل در برابر پاسخ ایران است. شواهد نشان می‌دهد هر دو طرف با محدودیت‌هایی در ذخایر موشک‌های رهگیر روبه‌رو هستند و در برابر حملات ترکیبی موشکی و پهپادی ایران، با چالش‌های جدی مواجه خواهند شد. با وجود این موانع، احتمال درگیری همچنان بالاست؛ چرا که امکان بروز اشتباه محاسباتی در واشنگتن و تل‌آویو وجود دارد. جریان‌های جنگ‌طلب و لابی‌هایی که تهدیدها را کوچک‌نمایی می‌کنند و هزینه‌های جنگ را کم‌اهمیت نشان می‌دهند، می‌توانند بار دیگر تصمیم‌سازی را به سمت گزینه نظامی سوق دهند. در مجموع، منطقه در یکی از حساس‌ترین مقاطع خود قرار گرفته است؛ احتمال درگیری در کوتاه‌مدت افزایش یافته، اما هنوز هیچ سناریویی قطعی نیست و تصمیمات روزها و هفته‌های آینده می‌تواند مسیر تحولات را مشخص کند. @mohammadi61
طرح‌ریزی جدید جنگی ایران ✍🏻 مهدی محمدی - ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ در تحلیل وقوع یا عدم وقوع جنگ، معیار اصلی این است که دشمن احساس کند گذشت زمان فرصت عملیاتی بیشتری در اختیارش قرار می‌دهد یا نه. اگر آمریکا و اسرائیل تصور کنند با تأخیر، شرایط برای فشار بیشتر یا امتیازگیری از ایران فراهم می‌شود، ممکن است زمان بدهند؛ اما اگر به این جمع‌بندی برسند که زمان به ضرر آنهاست و فرصت‌های عملیاتی‌شان را کاهش می‌دهد، دلیلی برای تعویق درگیری نخواهند داشت. در این میان، یک احتمال دیگر نیز وجود دارد؛ هرچند ضعیف. اینکه آمریکا به این نتیجه برسد که ایران سرسخت‌تر از آن است که تسلیم شود و جنگ جدید نیز دستاورد مهمی نخواهد داشت، و در نتیجه به‌جای فشار بیشتر، مسیر امتیاز دادن به ایران را انتخاب کند. این سناریو چندان محتمل به نظر نمی‌رسد، اما نباید از دایره تحلیل حذف شود. اما اگر جنگی رخ دهد، به احتمال زیاد با جنگ‌های گذشته متفاوت خواهد بود. ارزیابی این است که طرف مقابل تلاش خواهد کرد در یک بازه کوتاه، ضربه‌ای سریع و قاطع وارد کند، سپس با اعلام آتش‌بس، جنگ را متوقف کرده و نتیجه سیاسی آن را در داخل ایران دنبال کند؛ یعنی ایجاد یک ایران تضعیف‌شده که بتوان پروژه‌های فشار یا بی‌ثبات‌سازی را بر آن سوار کرد. این همان الگویی است که در جنگ‌های قبلی نیز دنبال شد. با این حال، برآورد این است که چنین سناریویی محقق نخواهد شد. اگر جنگ جدیدی آغاز شود، احتمالاً طولانی‌تر و شدیدتر از درگیری‌های قبلی خواهد بود. یکی از مهم‌ترین اهداف ایران در چنین جنگی، کنترل زمان‌بندی میدان و خارج کردن جنگ از چارچوب زمانی تعریف‌شده توسط دشمن خواهد بود. از نگاه این تحلیل، ایران در جنگ احتمالی آینده با آمادگی، تجربه و طراحی عملیاتی متفاوت‌تری وارد میدان خواهد شد. تجربه دو جنگ گذشته، سطح برنامه‌ریزی و شناخت از دشمن را افزایش داده و تاکتیک‌ها و الگوهای عملیاتی جدیدی برای میدان طراحی شده است. به‌ویژه در حوزه موشکی و پهپادی، احتمال بروز تحولاتی جدی وجود دارد. همچنین بخش مهمی از برتری ایران در جنگ‌های اخیر، نه فقط متکی به تجهیزات، بلکه مبتنی بر روش‌های جدید جنگی، غافلگیری اطلاعاتی، هدف‌گیری دقیق، و ضربه به زیرساخت‌ها و مراکز حساس دشمن بوده است. اقداماتی مانند هدف‌گیری رادارها، شناسایی محل تجمع نیروها، یا ضربه به مسیرهای لجستیکی و اقتصادی، نشان داد که شکل جنگ در حال تغییر است. در سطح منطقه‌ای نیز اگر جنگی رخ دهد، احتمال فعال‌تر شدن جبهه‌های مقاومت وجود دارد. تحولات اخیر در عراق، بازسازی و بازیابی ابتکار عمل حزب‌الله در لبنان، و نقش‌آفرینی بازیگرانی مانند یمن، می‌تواند به شکل‌گیری سطح جدیدی از «وحدت ساحات» منجر شود. همچنین برخی کشورهای عربی که تاکنون در پشتیبانی از آمریکا و اسرائیل نقش داشته‌اند، ممکن است مستقیماً در معرض هزینه‌های جنگ قرار بگیرند. جمع‌بندی این است که اگر جنگ جدیدی آغاز شود، ایران و محور مقاومت با قدرت بیشتر، ابتکار عمل گسترده‌تر و طراحی عملیاتی متفاوت‌تری وارد میدان خواهند شد. در مقابل، به نظر نمی‌رسد دشمن در حوزه ابتکارهای عملیاتی، ظرفیت کاملاً متفاوتی نسبت به گذشته در اختیار داشته باشد. به همین دلیل، آغاز هر جنگ جدید برای طرف مقابل، با ریسک‌های بسیار بزرگ‌تر از گذشته همراه خواهد بود. @mohammadi61
فضای سیاسی و مذاکراتی؛ شکل‌گیری یک معادله جدید ✍🏻 مهدی محمدی - ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ در فضای سیاسی و مذاکراتی، آنچه تاکنون رخ داده نشان می‌دهد طرف آمریکایی در حال بازنگری در محاسبات خود است. مذاکرات اخیر، از جمله گفت‌وگوهای اسلام‌آباد و مذاکرات پس از آن، برای آمریکا روشن کرده که ایران از موضع ضعف وارد مذاکره نشده و اساساً قصد امتیازدهی ندارد. از نگاه این تحلیل، ایران از موضع طرف پیروز مذاکره می‌کند و هدفش امتیازگیری است، نه دادن امتیاز. همین مسئله باعث شده طرف مقابل به‌تدریج متوجه سرسخت‌تر شدن موضع ایران شود. نکته مهم دیگر این است که آمریکا و متحدانش دریافته‌اند در داخل ایران برخلاف برخی برآوردهای قبلی، اجماع سیاسی قابل توجهی وجود دارد و رهبری همچنان مدیریت صحنه را در اختیار دارد. بخشی از محاسبات دشمن مبتنی بر ایجاد یا تشدید شکاف داخلی بود، اما تحولات اخیر نشان داده ساختار سیاسی ایران در این مقطع، منسجم‌تر از آن چیزی است که تصور می‌شد. در سطح راهبردی، مسئله تنگه هرمز به یکی از مهم‌ترین متغیرهای جدید تبدیل شده است. برآورد این تحلیل آن است که ایران در حال تثبیت یک واقعیت ژئوپلیتیکی جدید در این آبراه است و به‌نوعی در حال تحمیل پروتکل جدیدی بر عبور و مرور دریایی است. از این منظر، موضوع صرفاً «باز یا بسته بودن» تنگه نیست، بلکه بحث بر سر پذیرش نقش و حاکمیت مؤثر ایران، پرداخت عوارض و پذیرش ترتیبات جدید امنیتی و دریایی در منطقه است. در همین چارچوب، این تحلیل معتقد است برخی روایت‌های رسانه‌ای درباره اینکه ایران آماده بازگشایی تنگه هرمز صرفاً در ازای رفع محاصره است، دقیق نیست. از این زاویه، موضوع تنگه هرمز به بخشی از یک معامله جامع‌تر تبدیل شده که می‌تواند شامل رفع تحریم‌ها، پرداخت خسارت، آزادسازی منابع بلوکه‌شده و به رسمیت شناختن حقوق هسته‌ای ایران باشد. نکته مهم دیگر این است که به باور این تحلیل، موضوع هسته‌ای در شرایط فعلی تا حد زیادی از دستور کار مذاکرات کنار رفته است. در حالی که هدف اولیه طرف مقابل، محدودسازی یا تعلیق برنامه هسته‌ای ایران بود، اکنون جنگ و تحولات اخیر موجب تغییر دستور کار و سخت‌تر شدن موضع ایران شده است. در سطح کلان‌تر، این وضعیت یک معادله راهبردی جدید ایجاد کرده است؛ معادله‌ای که در آن طرف مقابل به این جمع‌بندی نزدیک می‌شود که سازوکار مؤثری برای تسلیم کردن ایران وجود ندارد و اگر آمریکا بخواهد از بحران خارج شود، ناچار به تعدیل مواضع خود خواهد بود. همزمان، یکی از نتایج مهم جنگ اخیر از نگاه این تحلیل، انتقال بحران به محیط سیاسی داخلی آمریکا و اسرائیل است. در اسرائیل، فشار سیاسی بر نتانیاهو افزایش یافته و مخالفان او عملکردش را زیر سؤال می‌برند. در آمریکا نیز جنگ اخیر و ناتوانی در دستیابی به یک پیروزی روشن، می‌تواند به تضعیف جایگاه سیاسی ترامپ و افزایش فشار رقبا منجر شود. جمع‌بندی این است که ایران علاوه بر میدان نظامی، در میدان سیاسی و راهبردی نیز در حال تغییر معادلات است؛ هم با سخت‌تر کردن موضع مذاکراتی، هم با تثبیت واقعیت‌های ژئوپلیتیکی جدید، و هم با اثرگذاری بر فضای داخلی و سیاسی دشمنان خود. @mohammadi61
🔰 الزامات راهبردی ایران در دوره نااطمینانی ساختاری نظام بین‌الملل در شرایطی که رقابت هژمونیک در حال تشدید است و امنیت انرژی به ابزار فشار ژئوپلیتیکی تبدیل شده، ایران ناگزیر از اتخاذ رویکردی فعال و پیش‌دستانه در سه حوزه اصلی است: دیپلماسی منطقه‌ای، امنیت اقتصادی و زیرساخت‌های راهبردی. ۱. دیپلماسی فعال و آگاه‌سازی منطقه‌ای کشورهای منطقه باید نسبت به پیامدهای تضعیف یا بی‌ثباتی ایران آگاه شوند. فروپاشی موازنه موجود، می‌تواند کل منطقه را وارد چرخه‌ای از ناامنی پایدار کند. ایجاد کانال‌های گفت‌وگوی مستمر، تقویت همکاری‌های امنیتی و انتقال روشن هزینه‌های بی‌ثباتی، ضرورتی فوری است. ۲. مدیریت امنیت اقتصادی در شرایط بحران در صورت بروز اختلال در انرژی جهانی، احتمال کمبود کالا و افزایش قاچاق اقلام راهبردی افزایش می‌یابد. بنابراین: ▪️بازنگری در سیاست‌های صادراتی ▪️اولویت‌بندی کالاهای حیاتی ▪️تقویت نظارت مرزی ▪️جلوگیری از خروج بی‌رویه منابع، باید در دستور کار قرار گیرد. اتکا به الگوی بازار آزاد در شرایط بحران جهانی می‌تواند آسیب‌زا باشد. اقتصاد در دوره نااطمینانی نیازمند مدیریت فعال، ذخیره‌سازی راهبردی و سیاست‌های حمایت‌گرایانه موقت است. ۳. توسعه مسیرهای جایگزین و کاهش آسیب‌پذیری اگر تهدید توقف تولید یا محدودسازی صادرات نفت جدی شود، توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل زمینی و ریلی، به‌ویژه در مسیر ایران–چین، اهمیتی دوچندان می‌یابد. تنوع‌بخشی به مسیرهای تجاری، وابستگی به گلوگاه‌های پرریسک دریایی را کاهش می‌دهد. 📌ایران در نقطه‌ای قرار دارد که تحولات آن، صرفاً پیامدهای داخلی ندارد. این کشور در تلاقی رقابت هژمونیک، امنیت انرژی جهانی و موازنه ژئوپلیتیکی منطقه قرار گرفته است. در چنین وضعیتی، انفعال می‌تواند هزینه‌زا باشد، اما مدیریت فعال، دیپلماسی پیش‌دستانه و آمادگی اقتصادی می‌تواند تهدید را به فرصت بازتعریف موقعیت منطقه‌ای تبدیل کند. 🇮🇷https://eitaa.com/amniatemeli
🔻 ۲۰ نشانه که در بازرسی خودرو می تواند مشکوک تلقی شود. 🇮🇷 متسا | مرجع ترویج سواد امنیتی @matsa_ir