طرحریزی جدید جنگی ایران
✍🏻 مهدی محمدی - ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
در تحلیل وقوع یا عدم وقوع جنگ، معیار اصلی این است که دشمن احساس کند گذشت زمان فرصت عملیاتی بیشتری در اختیارش قرار میدهد یا نه. اگر آمریکا و اسرائیل تصور کنند با تأخیر، شرایط برای فشار بیشتر یا امتیازگیری از ایران فراهم میشود، ممکن است زمان بدهند؛ اما اگر به این جمعبندی برسند که زمان به ضرر آنهاست و فرصتهای عملیاتیشان را کاهش میدهد، دلیلی برای تعویق درگیری نخواهند داشت.
در این میان، یک احتمال دیگر نیز وجود دارد؛ هرچند ضعیف. اینکه آمریکا به این نتیجه برسد که ایران سرسختتر از آن است که تسلیم شود و جنگ جدید نیز دستاورد مهمی نخواهد داشت، و در نتیجه بهجای فشار بیشتر، مسیر امتیاز دادن به ایران را انتخاب کند. این سناریو چندان محتمل به نظر نمیرسد، اما نباید از دایره تحلیل حذف شود.
اما اگر جنگی رخ دهد، به احتمال زیاد با جنگهای گذشته متفاوت خواهد بود. ارزیابی این است که طرف مقابل تلاش خواهد کرد در یک بازه کوتاه، ضربهای سریع و قاطع وارد کند، سپس با اعلام آتشبس، جنگ را متوقف کرده و نتیجه سیاسی آن را در داخل ایران دنبال کند؛ یعنی ایجاد یک ایران تضعیفشده که بتوان پروژههای فشار یا بیثباتسازی را بر آن سوار کرد. این همان الگویی است که در جنگهای قبلی نیز دنبال شد.
با این حال، برآورد این است که چنین سناریویی محقق نخواهد شد. اگر جنگ جدیدی آغاز شود، احتمالاً طولانیتر و شدیدتر از درگیریهای قبلی خواهد بود. یکی از مهمترین اهداف ایران در چنین جنگی، کنترل زمانبندی میدان و خارج کردن جنگ از چارچوب زمانی تعریفشده توسط دشمن خواهد بود.
از نگاه این تحلیل، ایران در جنگ احتمالی آینده با آمادگی، تجربه و طراحی عملیاتی متفاوتتری وارد میدان خواهد شد. تجربه دو جنگ گذشته، سطح برنامهریزی و شناخت از دشمن را افزایش داده و تاکتیکها و الگوهای عملیاتی جدیدی برای میدان طراحی شده است. بهویژه در حوزه موشکی و پهپادی، احتمال بروز تحولاتی جدی وجود دارد.
همچنین بخش مهمی از برتری ایران در جنگهای اخیر، نه فقط متکی به تجهیزات، بلکه مبتنی بر روشهای جدید جنگی، غافلگیری اطلاعاتی، هدفگیری دقیق، و ضربه به زیرساختها و مراکز حساس دشمن بوده است. اقداماتی مانند هدفگیری رادارها، شناسایی محل تجمع نیروها، یا ضربه به مسیرهای لجستیکی و اقتصادی، نشان داد که شکل جنگ در حال تغییر است.
در سطح منطقهای نیز اگر جنگی رخ دهد، احتمال فعالتر شدن جبهههای مقاومت وجود دارد. تحولات اخیر در عراق، بازسازی و بازیابی ابتکار عمل حزبالله در لبنان، و نقشآفرینی بازیگرانی مانند یمن، میتواند به شکلگیری سطح جدیدی از «وحدت ساحات» منجر شود. همچنین برخی کشورهای عربی که تاکنون در پشتیبانی از آمریکا و اسرائیل نقش داشتهاند، ممکن است مستقیماً در معرض هزینههای جنگ قرار بگیرند.
جمعبندی این است که اگر جنگ جدیدی آغاز شود، ایران و محور مقاومت با قدرت بیشتر، ابتکار عمل گستردهتر و طراحی عملیاتی متفاوتتری وارد میدان خواهند شد. در مقابل، به نظر نمیرسد دشمن در حوزه ابتکارهای عملیاتی، ظرفیت کاملاً متفاوتی نسبت به گذشته در اختیار داشته باشد. به همین دلیل، آغاز هر جنگ جدید برای طرف مقابل، با ریسکهای بسیار بزرگتر از گذشته همراه خواهد بود.
@mohammadi61
فضای سیاسی و مذاکراتی؛ شکلگیری یک معادله جدید
✍🏻 مهدی محمدی - ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
در فضای سیاسی و مذاکراتی، آنچه تاکنون رخ داده نشان میدهد طرف آمریکایی در حال بازنگری در محاسبات خود است. مذاکرات اخیر، از جمله گفتوگوهای اسلامآباد و مذاکرات پس از آن، برای آمریکا روشن کرده که ایران از موضع ضعف وارد مذاکره نشده و اساساً قصد امتیازدهی ندارد. از نگاه این تحلیل، ایران از موضع طرف پیروز مذاکره میکند و هدفش امتیازگیری است، نه دادن امتیاز. همین مسئله باعث شده طرف مقابل بهتدریج متوجه سرسختتر شدن موضع ایران شود.
نکته مهم دیگر این است که آمریکا و متحدانش دریافتهاند در داخل ایران برخلاف برخی برآوردهای قبلی، اجماع سیاسی قابل توجهی وجود دارد و رهبری همچنان مدیریت صحنه را در اختیار دارد. بخشی از محاسبات دشمن مبتنی بر ایجاد یا تشدید شکاف داخلی بود، اما تحولات اخیر نشان داده ساختار سیاسی ایران در این مقطع، منسجمتر از آن چیزی است که تصور میشد.
در سطح راهبردی، مسئله تنگه هرمز به یکی از مهمترین متغیرهای جدید تبدیل شده است. برآورد این تحلیل آن است که ایران در حال تثبیت یک واقعیت ژئوپلیتیکی جدید در این آبراه است و بهنوعی در حال تحمیل پروتکل جدیدی بر عبور و مرور دریایی است. از این منظر، موضوع صرفاً «باز یا بسته بودن» تنگه نیست، بلکه بحث بر سر پذیرش نقش و حاکمیت مؤثر ایران، پرداخت عوارض و پذیرش ترتیبات جدید امنیتی و دریایی در منطقه است.
در همین چارچوب، این تحلیل معتقد است برخی روایتهای رسانهای درباره اینکه ایران آماده بازگشایی تنگه هرمز صرفاً در ازای رفع محاصره است، دقیق نیست. از این زاویه، موضوع تنگه هرمز به بخشی از یک معامله جامعتر تبدیل شده که میتواند شامل رفع تحریمها، پرداخت خسارت، آزادسازی منابع بلوکهشده و به رسمیت شناختن حقوق هستهای ایران باشد.
نکته مهم دیگر این است که به باور این تحلیل، موضوع هستهای در شرایط فعلی تا حد زیادی از دستور کار مذاکرات کنار رفته است. در حالی که هدف اولیه طرف مقابل، محدودسازی یا تعلیق برنامه هستهای ایران بود، اکنون جنگ و تحولات اخیر موجب تغییر دستور کار و سختتر شدن موضع ایران شده است.
در سطح کلانتر، این وضعیت یک معادله راهبردی جدید ایجاد کرده است؛ معادلهای که در آن طرف مقابل به این جمعبندی نزدیک میشود که سازوکار مؤثری برای تسلیم کردن ایران وجود ندارد و اگر آمریکا بخواهد از بحران خارج شود، ناچار به تعدیل مواضع خود خواهد بود.
همزمان، یکی از نتایج مهم جنگ اخیر از نگاه این تحلیل، انتقال بحران به محیط سیاسی داخلی آمریکا و اسرائیل است. در اسرائیل، فشار سیاسی بر نتانیاهو افزایش یافته و مخالفان او عملکردش را زیر سؤال میبرند. در آمریکا نیز جنگ اخیر و ناتوانی در دستیابی به یک پیروزی روشن، میتواند به تضعیف جایگاه سیاسی ترامپ و افزایش فشار رقبا منجر شود.
جمعبندی این است که ایران علاوه بر میدان نظامی، در میدان سیاسی و راهبردی نیز در حال تغییر معادلات است؛ هم با سختتر کردن موضع مذاکراتی، هم با تثبیت واقعیتهای ژئوپلیتیکی جدید، و هم با اثرگذاری بر فضای داخلی و سیاسی دشمنان خود.
@mohammadi61
🔰 الزامات راهبردی ایران در دوره نااطمینانی ساختاری نظام بینالملل
در شرایطی که رقابت هژمونیک در حال تشدید است و امنیت انرژی به ابزار فشار ژئوپلیتیکی تبدیل شده، ایران ناگزیر از اتخاذ رویکردی فعال و پیشدستانه در سه حوزه اصلی است: دیپلماسی منطقهای، امنیت اقتصادی و زیرساختهای راهبردی.
۱. دیپلماسی فعال و آگاهسازی منطقهای
کشورهای منطقه باید نسبت به پیامدهای تضعیف یا بیثباتی ایران آگاه شوند. فروپاشی موازنه موجود، میتواند کل منطقه را وارد چرخهای از ناامنی پایدار کند. ایجاد کانالهای گفتوگوی مستمر، تقویت همکاریهای امنیتی و انتقال روشن هزینههای بیثباتی، ضرورتی فوری است.
۲. مدیریت امنیت اقتصادی در شرایط بحران
در صورت بروز اختلال در انرژی جهانی، احتمال کمبود کالا و افزایش قاچاق اقلام راهبردی افزایش مییابد. بنابراین:
▪️بازنگری در سیاستهای صادراتی
▪️اولویتبندی کالاهای حیاتی
▪️تقویت نظارت مرزی
▪️جلوگیری از خروج بیرویه منابع،
باید در دستور کار قرار گیرد.
اتکا به الگوی بازار آزاد در شرایط بحران جهانی میتواند آسیبزا باشد. اقتصاد در دوره نااطمینانی نیازمند مدیریت فعال، ذخیرهسازی راهبردی و سیاستهای حمایتگرایانه موقت است.
۳. توسعه مسیرهای جایگزین و کاهش آسیبپذیری
اگر تهدید توقف تولید یا محدودسازی صادرات نفت جدی شود، توسعه زیرساختهای حملونقل زمینی و ریلی، بهویژه در مسیر ایران–چین، اهمیتی دوچندان مییابد. تنوعبخشی به مسیرهای تجاری، وابستگی به گلوگاههای پرریسک دریایی را کاهش میدهد.
📌ایران در نقطهای قرار دارد که تحولات آن، صرفاً پیامدهای داخلی ندارد. این کشور در تلاقی رقابت هژمونیک، امنیت انرژی جهانی و موازنه ژئوپلیتیکی منطقه قرار گرفته است.
در چنین وضعیتی، انفعال میتواند هزینهزا باشد، اما مدیریت فعال، دیپلماسی پیشدستانه و آمادگی اقتصادی میتواند تهدید را به فرصت بازتعریف موقعیت منطقهای تبدیل کند.
🇮🇷https://eitaa.com/amniatemeli
🔻 ۲۰ نشانه که در بازرسی خودرو می تواند مشکوک تلقی شود.
🇮🇷 متسا | مرجع ترویج سواد امنیتی
@matsa_ir
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻 استفاده از چتر برای مقابله با دوربین های حرارتی و دید درشب ...مناسب ایستهای بازرسی
🇮🇷 متسا | مرجع ترویج سواد امنیتی
@matsa_ir
✳️ هنر نامرئی شدن؛ درسآموختههای حفاظتی شهید مغنیه
🔹نام عماد مغنیه، معروف به حاج رضوان، همچون افسانهای در میان دستگاههای امنیتی اسرائیل و غرب پیچیده است. او را به عنوان «مرد سایه» و «کوسهای در اعماق آب» توصیف کردهاند.
🔸رابرت بائر، جاسوس کهنهکار سیا و نویسنده کتاب «یک قتل تمیز»، مینویسد سالها در پی درک رفتار این مبارز لبنانی بوده تا به عمق و پیچیدگی استراتژیهای حفاظتی او پی ببرد. این روایت، نگاهی است به دنیای حفاظتی حاج رضوان و تکنیکهایی که او را به هدفی دستنیافتنی برای سرویسهای اطلاعاتی تبدیل کرده بود.
🔺حداقل ردپای دیجیتال
▫️شاید مهمترین اصل حفاظتی مغنیه، رفتار او با دنیای مدرن بود. او به خوبی از ماهیت رصدپذیر فضای مجازی آگاه بود و بهطور کامل از آن دوری میکرد. پرهیز از استفاده از موبایل، اینترنت و چترومها، از جمله اقدامات هوشمندانهاش بود.
▪️مغنیه دریافته بود که در دنیای امروز، «ردپای دیجیتال» سریعترین راه برای شناسایی و شکار است. این فهم عمیق از تکنولوژی، به او اجازه داد که در دنیای پرریسک اطلاعات، پنهان بماند.
🔺قطع ارتباطات حساس
▫️حاج رضوان ارتباط خود را با خانواده و زادگاهش به حداقل رسانده بود. او از حضور در مراسمهای عمومی، خانوادگی و مناسبتهای قابل پیشبینی پرهیز میکرد.
▪️این تصمیمها تلاشی آگاهانه برای جلوگیری از ایجاد «الگوهای رفتاری» و در نتیجه لو رفتن موقعیت مکانیاش بود.
🔺عدم ثبتنام در سیستمها
▫️یکی از شگفتانگیزترین اقدامات حفاظتی مغنیه این بود که هرگز اجازه نمیداد نامش در نمودارهای سازمانی رسمی ثبت شود. او در مواقع ضروری برای حضور در ساختمانهای رسمی، با هماهنگی دقیق و بدون پروتکلهای تشریفاتی وارد میشد، بهگونهای که یک ناظر بیرونی هرگز متوجه حضور فردی با آن سطح از اهمیت نمیشد.
🔺عدم حمل سلاح و نمایش قدرت
▫️برخلاف بسیاری از مبارزان، مغنیه هرگز با خود سلاح حمل نمیکرد. بائر این رویکرد را نشانهای از اعتمادبهنفس و بیاعتنایی او به نمایش قدرت میداند. او میدانست که حمل سلاح، وی را به هدفی برای بازرسیهای امنیتی تبدیل میکند. برای او، تمرکز بر هدف، بسیار فراتر از ظواهر و نمادهای قدرت بود.
❌ در سال ۲۰۰۸ در دمشق، اما تکرار برخی الگوهای حرکتی در محیط جدید، استراتژی سختگیرانه حفاظتی او را با چالش مواجه کرد و فرصتی را برای شناسایی فراهم آورد. دشمن با بهرهگیری از نفوذ میدانی و رصد الگوهای رفت و آمد، موفق شد با جاسازی مواد منفجره در خودروی پاجروی وی، به این چرخه طولانیِ نامرئیماندن پایان دهد.
📌شهادت حاج رضوان نشان داد که تکرار الگوهای رفتاری، نقطه ضعفی است که جاسوسان داخلی و فناوریهای ردیابی از طریق آن نفوذ میکنند.
🇮🇷 متسا | مرجع ترویج سواد امنیتی
#حفاظت_فیزیکی
#ردپای_دیجیتال
#الگوی_رفتاری_ثابت
#عماد_مغنیه
@matsa_ir
❇ سه ویژگی برجسته مؤمن ❇
🔆 امام رضا (ع) می فرماید:
🔸 لا یَکُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِنًا حَتّی تَکُونَ فیهِ ثَلاثُ خِصال:
1. سُنَّةٌ مِنْ رَبِّهِ.
2. وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبِیِّهِ.
3. وَ سُنَّةٌ مِنْ وَلِیِّهِ.
فَأَمَّا السُّنَّةُ مِنْ رَبِّهِ فَکِتْمانُ سِرِّهِ.
وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ نَبِیِّهِ فَمُداراةُ النّاسِ.
وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ وَلِیِّهِ فَالصَّبْرُ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ.
🔹 مؤمن، مؤمن واقعی نیست، مگر آن که سه خصلت در او باشد:
سنّتی از پروردگارش
و سنّتی از پیامبرش
و سنّتی از امامش.
امّا سنّت پروردگارش، پوشاندن راز خود است
امّا سنّت پیغمبرش، مدارا و نرم رفتاری با مردم است
امّا سنّت امامش، صبر کردن در زمان تنگدستی و پریشان حالی است. (امالی صدوق، ج 1، ص 339)
🆔 @KHAMENEI_QOM
18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨: استراتژی سه مرحله ای ایران برای حمله به آمریکا و اسرائیل در جنگ رمضان
بررسی سه فاز:
- کورسازی رادار های هشدار زود هنگام
-فرسایش پدافند موشکی و رهگیر دشمن
- ضربه سنگین و تنبیهی به منافع طرف مقابل
#جنگ_رمضان
#پژوهشکده_مطالعات_بنیادین_امنیت
سایت I ایتا I بله I ویراستی
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
🔰 ایران در میانه رقابت هژمونیک؛ بحران انرژی، تنگه هرمز و بازی بزرگ قدرتها
نظام بینالملل در آستانه یک جابهجایی مهم قدرت قرار دارد. رشد اقتصادی و فناورانه چین طی دو دهه اخیر، آن را به نقطهای رسانده که در برخی شاخصها به آمریکا نزدیک شده و در برخی حوزهها حتی پیشی گرفته است. در چنین شرایطی، رقابت میان دو هژمون ـ یکی مستقر و دیگری در حال صعود ـ وارد مرحلهای حساس میشود؛ مرحلهای که تاریخ نشان داده در آن، احتمال تنشهای ساختاری افزایش مییابد.
در این رقابت، انرژی و مسیرهای انتقال آن جایگاهی تعیینکننده دارند. چین بهعنوان بزرگترین واردکننده انرژی جهان، به جریان پایدار نفت و گاز از غرب آسیا وابسته است. هرگونه اختلال در این مسیرها، نهتنها قیمت انرژی، بلکه کل زنجیره تولید جهانی را دچار بحران میکند.
ایران در این معادله صرفاً یک تولیدکننده نفت نیست؛ بلکه یک گره ژئوپلیتیکی در شبکه انتقال انرژی است. تنگه هرمز، که بخش قابلتوجهی از نفت جهان از آن عبور میکند، در مجاورت ایران قرار دارد. هرگونه محدودیت، محاصره دریایی، یا بیثباتی گسترده در ایران، میتواند موجب اشباع ذخایر نفتی در مبدأ، کاهش تولید، افزایش قیمت جهانی و شکلگیری یک شوک انرژی شود.
چنین بحرانی تنها متوجه ایران نخواهد بود. چین، اتحادیه اروپا و حتی اقتصادهای نوظهور آسیایی بهشدت متأثر خواهند شد. افزایش قیمت انرژی، تورم جهانی، اختلال در حملونقل، افزایش هزینه تولید کالا و کمبود مواد اولیه، پیامدهای زنجیرهای چنین وضعیتی است.
1⃣
#تحلیل
#نظم_نوین_جهانی
#ایران
#تنگه_هرمز
#پژوهشکده_مطالعات_بنیادین_امنیت
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
🔸 در این چارچوب، برخی تحلیلها بر این باورند که فشار بر ایران میتواند در خدمت یک هدف بزرگتر باشد: افزایش هزینههای انرژی برای چین و ایجاد نااطمینانی در مسیرهای حیاتی آن. بهعبارت دیگر، بیثباتسازی محیط پیرامونی ایران میتواند ابزاری غیرمستقیم در رقابت هژمونیک باشد.
⬅️ از سوی دیگر، اروپا نیز از چنین سناریویی متضرر خواهد شد. بحران انرژی سالهای اخیر نشان داد که اقتصادهای اروپایی نسبت به شوکهای انرژی بسیار آسیبپذیرند. بنابراین هرگونه اختلال پایدار در خلیج فارس، میتواند شکافهایی میان منافع آمریکا و برخی شرکای اروپایی ایجاد کند.
📌در نتیجه، مسئله ایران را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک اختلاف دوجانبه یا منطقهای تحلیل کرد؛ بلکه باید آن را در بستر رقابت ساختاری قدرتهای بزرگ و امنیت انرژی جهانی فهم کرد.
2⃣
#پژوهشکده_مطالعات_بنیادین_امنیت
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•