به پیر میکده گفتم: کجاست باده نابت؟
به خنده گفت: که رندان ز چای روضه بنوشند!
سلام
صبح بخیر
عزاداری هاتون مقبول درگاه الهی باشه انشاءلله 🌿❤️
از امروز
با توکل به خدا شروع میکنیم
کارمون رو ☺️
ممنون دار حضور سبزتونیم
@NaShita
آکادمی نشیطا🌱
بسم الله بریم سراغ اینکه چی شد نشیطا تاسیس شد #قسمت_یک ❤️ ما سال کنکور ما که میگیم یعنی من و بق
امشب ساعت ۷ و نیم پارت بعدی
رو داریم😍
قراره حسابی
از نتیجه هایی که بچه ها گرفتن بگیممممم😌
#قسمت_دوم
اون سال گذشت و ما بیشتر مون
چون دلامون به خدا قرص بود 😇
سختی ها رو پشت سر گذاشتیم
نتایج بچه ها یکی یکیاومد🙂
۳ تامون دانشگاه فرهنگیان
یکی فردوسی
و بقیه هم دانشگاه های دیگه قبول شدند😍
اما همیشه غصه میخوردیم
غصه بچه هایی که پول خدمات مشاور نداشتن 😔
غصه بچه هایی که خرج زندگیرو به سختی در می آوردن چه برسه به هزینه مشاوره 😢
غصه اون بچه هایی که صبح تا ظهر سر کار بودن و عصر
تا شب درس میخوندن 🥲
کانال هر آکادمی باز میکردی پر از دوره های گرون
مشاورای فوق گرون
بود
و چیزی جز حسرت نصیب بچه ها نمیشد😭
از اون ور
مشاورا بویی از توحید نبرده بودند
رو بچه ها فشار میآوردند که درس بخونین اما انگیزه نمیدادن 😰
اگرم انگیزه میدادن یک مشت جملات زرد از کتاب های غربی 😐😑
ما نیاز داشتیم
یک نفر به بچه ها
انگیزه بده
انگیزه از جنس قرآن 🥰
از جنس معارف ناب اهل بیت 😍
یه نفر که تلاش بچه ها رو به منبع وصل کنه
سوختشون بشه
دلشون گرم کنه
و رسیدیم به یک ایده
ادامه دارد
آکادمی نشیطا🌱
بسم الله بریم سراغ اینکه چی شد نشیطا تاسیس شد #قسمت_یک ❤️ ما سال کنکور ما که میگیم یعنی من و بق
پارت یک چیشد نشیطا تاسیس شد 😍
آکادمی نشیطا🌱
#قسمت_دوم اون سال گذشت و ما بیشتر مون چون دلامون به خدا قرص بود 😇 سختی ها رو پشت سر گذاشتیم نتایج
پایه اید یک پارت دیگه
امشب بنویسم ؟
که اون ایده چی بود و
چه نتایجی داشت ☺️
هرکی پایس یه قلب سبز بفرسته
@Nashitaa
تازه من هنوز نصفی از کارای خوبی که با بچه های گروه انجام میدادیم تعریف نکردم
داره درخواست میاد همین طوری 😁
@NaShita
آکادمی نشیطا🌱
پایه اید یک پارت دیگه امشب بنویسم ؟ که اون ایده چی بود و چه نتایجی داشت ☺️ هرکی پایس یه قلب سبز بفر
خب قلبا رسید
پس میریم سراغ ادامه کااار😍
آکادمی نشیطا🌱
#قسمت_دوم اون سال گذشت و ما بیشتر مون چون دلامون به خدا قرص بود 😇 سختی ها رو پشت سر گذاشتیم نتایج
#قسمت_سه
ایده ای که به ذهنم رسید
این بود ایام ماه مبارک رمضان
یک محفل سحر برگزار کنیم
تا هم بچه ها
سحر خیز بشن و بعد سحر نخوابن
مشکلی که خیلی از بچه ها گرفتارشن
وهم بتونن با یک روح و انرژی معنوی
بهتر درس بخونن
اسم محفل شد شمع راه 🕯
روزانه هر روز صبح ساعت ۵ شروع میشد محفل با پخش مناجات حضرت امیر در مسجد کوفه که برای خودش دنیایی هست 🥲
و هر روز از یک شهید صحبت میشد
و بچه ها حاجت هایی که ازش گرفتن میگفتن
هنوز یادم نمیره بعدش بچه ها چقد گریه میکردن
و میگفتن امروز با نیت اومدیم تو وبینار و مثلا شما از فلان شهید حرف زدی
یادش بخیر خیلی خیلی دوران خوبی بود 🥰
روز اول تعداد اعضا زیاد نبود
حدود ۲۰ تا ۳۰ نفر اومدن
اما کم کم با گذشت زمان
نزدیک به ۶۰ ۷۰ نفر اون تایم صبح ما شرکت کننده داشتیم
من قرار بود
هیچ صحبتی نکنم فقط کلیپ ها پخش میشد و جلسه تموم میشد
اما روزهای آخر اون محفل
یک اتفاق افتاد 🧐
ادامه دارد...