eitaa logo
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
1.5هزار دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
1.6هزار ویدیو
32 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
✨﴾﷽﴿✨ ✅ برنامه‌ روزانه کانال : 🌷شنبه‌‌‌‌ها‌و سه‌شنبه‌ها شرح 🦋خطبه ها 🌹یکشنبه‌ها و چهار‌شنبه‌هاشرح 🌴حکمتها 🌷دوشنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها شرح 🕊نامه ها 🍃حکمتها، نامه ها و خطبه های نهج‌البلاغه ترجمه محمد دشتی به طور کامل قبلا در کانال بار گزاری شده و لینک‌های دسترسی به مطالب در کانال سنجاق شده اند 🌺🍃 @Nahjolbalaghe2
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
«أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ» ✨﴾﷽﴿✨ وَقَفَّيْنَا عَلَىٰ آثَارِهِم بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ ۖ وَآتَيْنَاهُ الْإِنجِيلَ فِيهِ هُدًى وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ و در پى آنها [= پیامبران پیشین]، عیسى بن مریم را فرستادیم در حالى که تورات را که پیش از او فرستاده شده بود تصدیق داشت. وانجیل را به او دادیم که در آن، هدایت و نورى بود. و تورات را، که قبل از آن بود، تصدیق مى کرد. و هدایت و موعظه اى براى پرهیزگاران بود. (مائده/۴۶) *** وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الْإِنجِيلِ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فِيهِ ۚ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ اهل انجیل (و پیروان مسیح) نیز باید مطابق آنچه خداوند در آن نازل کرده حکم کنند. و کسانى که بر طبق آنچه خدا نازل کرده حکم نمى کنند، فاسقند. (مائده/۴۷) @Nahjolbalaghe2
🔹تفسیر سوره مبارکه مائده آیه های(۴۶و۴۷)🔹 ✅انجیل، کتاب هدایت و نور در تعقیب آیات مربوط به تورات ، در این آیه و آیه بعد، به وضع انجیل اشاره کرده، مى گوید: پس از رهبران و پیامبران پیشین، مسیح(علیه السلام) را مبعوث کردیم، در حالى که نشانه هاى او کاملاً با نشانه هائى که تورات داده بود، تطبیق مى کرد (وَ قَفَّیْنا عَلى آثارِهِمْ بِعیسَى ابْنِ مَرْیَمَ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْراةِ). این جمله تفسیر دیگرى نیز دارد و آن این که: مسیح(علیه السلام) به حقانیت تورات که بر موسى بن عمران نازل شده بود، اعتراف کرد، همان طور که تمام پیامبران آسمانى به حقانیت پیامبران پیشین، معترف بودند . آنگاه مى گوید: انجیل را در اختیار او گذاشتیم که در آن هدایت و نور بود (وَ آتَیْناهُ الإِنْجیلَ فیهِ هُدىً وَ نُورٌ). در قرآن مجید به تورات ، انجیل و قرآن هر سه نور گفته شده است: درباره تورات مى خوانیم: اِنّا أَنْزَلْنَا التَّوْریةَ فِیْها هُدىً وَ نُورٌ .(۱) و درباره انجیل در آیه فوق، اطلاق نور شده. و درباره قرآن مى خوانیم: قَدْ جائَکُمْ مِنَ اللّهِ نُورٌ وَ کِتابٌ مُبِیْنٌ .(۲) در حقیقت همان طور که تمام موجودات جهان براى ادامه حیات و زندگى خود احتیاج شدید به نور دارند، آئین هاى الهى و دستورهاى کتب آسمانى نیز براى رشد و تکامل انسان ها ضرورت قطعى دارد. اصولاً ثابت شده که تمام انرژى ها، نیروها، حرکات، و زیبائى ها، همه از نور سرچشمه مى گیرند و اگر نور نباشد، سکوت و مرگ، همه جا را فرا خواهد گرفت. همچنین اگر تعلیمات پیامبران نباشد، همه ارزش هاى انسانى ـ اعم از فردى و اجتماعى ـ به خاموشى مى گراید که نمونه هاى آن را در جوامع مادّى به روشنى مى بینیم. قرآن در موارد متعددى از تورات و انجیل به عنوان یک کتاب آسمانى یاد مى کند. در این که این دو کتاب در اصل، از طرف خدا نازل شده، جاى هیچ گونه شک و تردید نیست، ولى این نیز مسلّم است که این دو کتاب آسمانى بعد از پیامبران دست خوش تحریف شدند، حقایقى از آن کم شد و خرافاتى بر آن افزوده گردید که آنها را از ارزش انداخت و یا کتب اصلى فراموش گردید و کتاب هاى دیگرى که تنها بخشى از حقایق آنها را در برداشت به جاى آنها نشست.(۳) بنابراین، اطلاق نور به این دو کتاب، ناظر به تورات و انجیل اصلى است. بار دیگر به عنوان تأکید، روى این مطلب تکیه مى کند که نه تنها عیسى بن مریم، تورات را تصدیق مى کرد، بلکه انجیل کتاب آسمانى او نیز گواه صدق تورات بود (وَ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْراةِ). و در پایان مى فرماید: این کتاب آسمانى مایه هدایت و اندرز پرهیزکاران بود (وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقینَ). این تعبیر، همانند تعبیرى است که در آغاز سوره بقره درباره قرآن آمده است، آنجا که مى گوید: هُدىً لِلْمُتَّقِیْنَ: قرآن وسیله هدایت پرهیزکاران است .(۴) نه تنها قرآن، تمام کتاب هاى آسمانى چنینند که وسیله هدایت پرهیزکاران مى باشند. منظور از پرهیزکاران کسانى هستند که در جستجوى حق، و آماده پذیرش آن مى باشند. بدیهى است، آنها که از سر لجاج و دشمنى دریچه هاى قلب خود را به روى حق مى بندند، از هیچ حقیقتى بهره نخواهند برد. قابل توجه این که: در آیه فوق در مورد انجیل ، نخست فِیْهِ هُدىً گفته شده، سپس هُدىً به طور مطلق آمده است. این تفاوت تعبیر ممکن است به خاطر آن باشد که در انجیل و کتاب هاى آسمانى، دلائل هدایت براى همه بدون استثناء هست، ولى براى پرهیزکاران که در آن به دقت مى اندیشند، باعث هدایت و تربیت و تکامل است. * * * پس از اشاره به نزول انجیل در آیه گذشته، در این آیه مى فرماید: ما به اهل انجیل دستور دادیم که به آنچه خدا در آن نازل کرده است، داورى کنند (وَ لْیَحْکُمْ أَهْلُ الإِنْجیلِ بِما أَنْزَلَ اللّهُ فیهِ). شک نیست که منظور از جمله بالا این نیست که قرآن هم اکنون به پیروان مسیح(علیه السلام) دستور مى دهد که باید به احکام انجیل عمل کنند; زیرا این سخن با سایر آیات قرآن و با اصل وجود قرآن که اعلام آئین جدید و نسخ آئین قدیم مى کند، سازگار نیست، بلکه منظور این است که: ما پس از نزول انجیل بر عیسى(علیه السلام) به پیروان او دستور دادیم که به آن عمل کنند و طبق آن داورى نمایند.(۵) و در پایان آیه، بار دیگر تأکید مى کند: کسانى که بر طبق حکم خدا داورى نکنند فاسقند (وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ). ادامه⬇️
⬆️قابل توجه این که: در آیات اخیر، در یک مورد به افرادى که طبق آئین خدا حکم نمى کنند، اطلاق کافر و در مورد دیگر ظالم و در اینجا فاسق شده است. ممکن است این تفاوت تعبیر به خاطر آن باشد که هر حکم داراى سه جنبه است: از یک سو به قانونگذار (خداوند) منتهى مى شود، از سوى دیگر به مجریان قانون (شخص حاکم و قاضى) و از سوى سوم به کسى که این حکم در حق او اجرا مى گردد (شخص محکوم). گویا هر یک از تعبیرات سه گانه فوق، اشاره به یکى از این سه جنبه است; زیرا کسى که بر خلاف حکم خداوند داورى مى کند، از یک طرف، قانون الهى را زیر پا گذاشته و کفر ورزیده، از طرف دیگر به انسان بى گناهى، ستم و ظلم کرده، و از طرف سوم از مرز وظیفه و مسئولیت خود خارج شده و فاسق گردیده است; زیرا همان طور که در سابق گفتیم فسق به معنى بیرون رفتن از مرز بندگى و وظیفه است. ✔️پایان @Nahjolbalaghe2
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
🔹ادامه شرح حکمت(۱۱۳)🔹 سودهاى مادى و دنیوى ناپایدار و در معرض زوال و فانى شدنى است ولى عمل صالح که س
✨﴾﷽﴿✨ 🔹شرح حکمت(۱۱۳)🔹 ...در این که زندگىِ ساده به ویژه هنگامى که از هرگونه اموال شبهه ناک دور باشد مایه نجات از گناهان بسیارى و سبب توجه به ذات پاک پرودرگار است شکى نیست و به همین دلیل هم در آیات قرآن و هم در روایات اسلامى به طور گسترده اهمیت زهد و سپس ماهیت و حقیقت آن و نتایج پربارى که بر آن مترتب مى شود بیان شده است. بعضى از شارحان نهج البلاغه در اینجا نوشته اند که زهد اگر به این معنا باشد که انسان اضافه درآمد خود را به دیگران بدهد و به زندگى ساده اى قناعت کند یک فضیلت است ولى هرگاه اضافه درآمد خود را ذخیره کند و فایده آن به کسى نرسد چنین زهدى کاملاً بى ارزش خواهد بود. در ذیل خطبه 81 در جلد سوم به اندازه کافى در مورد «زهد» شرح دادیم، ازاین رو ضرورتى به تکرار آن نمى بینیم و تنها به یک روایت از امام صادق(علیه السلام) بسنده مى کنیم: «جُعِلَ الْخَیْرُ کُلُّهُ فِی بَیْت وَجُعِلَ مِفْتَاحُهُ الزُّهْدَ فِی الدُّنْیَا; تمام نیکى ها در خانه اى قرار داده شده و کلید آن زهد در دنیاست».(12) حضرت در دوازدهمین نکته حکیمانه مى فرماید: «هیچ علم و دانشى همچون تفکر نیست»; (وَلاَ عِلْمَ کَالتَّفَکُّرِ). کسانى که تنها به حفظ عبارات دیگران و آنچه در روایات آمده بسنده مى کنند و درباره آن نمى اندیشند علمشان چندان ثمرى ندارد و در واقع همچون دستگاه ضبط صوتى هستند که مى تواند علوم زیادى را در خود جاى دهد; ولى آنان که اهل اندیشه اند از جاى جاى آیات قرآن و روایات اسلام و کلمات بزرگان حقایقى کشف مى کنند که راهنماى زندگى مادى و معنوى آن هاست و اگر تفکر نباشد و تنها به نقل علوم دیگران قناعت شود هرگز علوم، پیشرفت و نمو و بالندگى پیدا نمى کند. به همین دلیل در بعضى از احادیث که هم از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و هم از امیر مؤمنان على(علیه السلام) رسیده، تفکر برترین عبادت شمرده شده است: «لا عِبادَةَ کَالتَّفَکُرَ».(13) در سیزدهمین نکته حکمت آمیز مى فرماید: «هیچ عبادتى همچون اداى فرایض و واجبات نیست»; (وَلاَ عِبَادَةَ کَأَدَاءِ الْفَرَائِضِ). در حدیث دیگر از امام سجاد(علیه السلام) مى خوانیم: «مَنْ عَمِلَ بِما أفْتَرَضَ اللّهُ عَلَیْهِ فَهُوَ مِنْ أعْبَدَ النّاسِ; کسى که به واجبات خود عمل کند از عابدترین مردم است». در حدیث دیگرى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «أعْبَدُ النّاسِ مَنْ أقامَ الْفَرایِضَ; عابدترین مردم کسى است که واجبات را ادا کند». تمام این روایات اشاره به این دارد که عبادت، تنها رفتن به سراغ مستحبات و نیایش هاى طولانى و پرسوز و گداز نیست; عبادت در درجه نخست آن است که انسان واجبات خود را ادا کند; اعم از پرداختن حقوق مردم و اداى حقوق مالى دینى و از همه مهم تر اداى حق الهى. در چهاردهمین نکته مى فرماید: «هیچ ایمانى مانند حیا و صبر نیست»; (وَلاَ إِیمَانَ کَالْحَیَاءِ وَالصَّبْرِ). «حیا» به معناى حالت بازدارنده اى است که انسان را از رفتن به سراغ کارهاى زشت باز مى دارد. به بیان دیگر، حیا انقباض نفس در برابر زشتى هاست و «صبر» به معناى استقامت در برابر مشکلات است; خواه مشکلات اطاعت باشد یا ترک معصیت و یا مشکلات مصائب و سختى ها. به یقین اگر حالت حیا نباشد، ایمان بر باد مى رود و اگر صبر و استقامت در برابر مشکلات نباشد ایمان ثبات و قرارى نخواهد داشت. در حدیثى از امام صادق یا امام باقر(علیهما السلام) مى خوانیم: «اَلْحَیاءُ وَ الاْیمانُ مَقْرُونانِ فى قَرَن فَإذا ذَهَبَ أحَدُهُما تَبِعَهُ صاحِبُهُ; حیا و ایمان با یک ریسمان بسته شده اند هرجا یکى از آنها برود دیگرى به دنبال او خواهد رفت».(14) در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آمده است: «أرْبَعٌ مَنْ کُنَّ فیهِ وَکانَ مَنْ قَرْنِهِ إلى قَدَمِهِ ذُنُوباً بَدَّلَهَا اللّهُ حَسَنات: الصِّدْقُ وَ الْحَیاءُ وَ حُسْنُ الْخُلْقِ وَ الشُّکْرُ; چهار صفت است که در هر کسى باشد هرچند از فرق تا قدمش گناه باشد خداوند آن را تبدیل به حسنات مى کند: صدق و حیا و حسن خلق و شکر».(15) بدیهى است راستگویى انسان را از بسیارى از گناهان باز مى دارد و حیا از قبایح و زشتى ها و حسن خلق از درگیرى با مردم و شکر، انسان را به قدردانى از نعمت ها تشویق مى کند و همین امور است که سیئات را به حسنات مبدل مى کند; یعنى در پرتو این صفات در ادامه راه گناهان تبدیل به حسنات مى شوند. در پانزدهمین نکته حکیمانه مى فرماید: «هیچ ارزش و اعتبارى (براى انسان) همچون فروتنى نیست»; (وَلاَ حَسَبَ کَالتَّوَاضُعِ). بسیارند کسانى که از نظر شرافت خانوادگى در حد مطلوبى هستند و خودشان نیز صفات برجسته اى دارند; ولى بر اثر تکبر و خودبرتربینى، در جامعه منفورند در حالى که متواضعان هرچند حسب و نسب عالى نداشته باشند محبوب مردمند. @Nahjolbalaghe2
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✨﴾﷽﴿✨ ✍🏻 بازنویسی تاریخ زندگی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به صورت داستانی از زبان ایشان 📃 قسمت صد و پنجاه‌ و‌ نهم ❇️ برخی از انتقادات خوارج 🔹علّت تقسیم نکردن زن و بچه‌های دشمن، به‌عنوان غنیمت، در جنگ بصره؟! [ عبدالله بن عباس را برای گفت‌وگو با خوارج فرستادم و به وی سفارش کردم: ] 🔻به وسیلهٔ قرآن با خوارج بحث مکن؛ زیرا قرآن معناهای گوناگون را برمی‌تابد و تفسیرهای گوناگونی دارد. تو چیزی می‌گویی و آنها چیزی دیگر؛ ولی با سنت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله با آنان بحث و گفت‌وگو کن، که در برابر آن راه گریز نیابند. در مناظره و پاسخ دادن به آنان عجله مکن تا من نیز برسم. پس از تو، من خواهم آمد. [خوارج در گفت‌وگویشان با عبداللّٰه، همان سوالات قبلی و انتقاداتشان را مطرح کرده بودند؛ از جمله اینکه: چرا من در جنگ بصره، غنائم را در بین آنها تقسیم کردم، ولی از تقسیم زن و بچه‌های دشمن به‌عنوان غنیمت خودداری کردم؟! ابن‌عباس به من گفت: ای امیرالمؤمنین، سخنان این جماعت را شنیدید و برای پاسخ‌دادن، شما سزاوارترید. در میان خوارج قرار گرفتم و سؤالات و انتقاداتی را که مطرح کرده بودند، پاسخ دادم. در مورد تقسیم غنائم جنگ بصره به آنها پاسخ دادم: ] 🔻اما این که گفتید من پس از پیروزی در جنگ بصره غنائم را تقسیم کردم، ولی از تقسیم زن و بچه‌های دشمن خودداری کردم، بدانید که من آن روز بر اهل بصره منّت گذاشتم؛ همان‌گونه که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله در فتح مکه بر اهل مکه منّت گذاشتند. اگر اهل بصره دوباره شورش کنند، ما می‌توانیم با شدّت بیشتری با آنان برخورد کنیم. علاوه بر آن، کدام یک از شما حاضر بودید که «عایشه» همسر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله را به عنوان غنیمت جنگی ببرید؟ [گفتند: این را قبول کردیم.] 🔹ادانکردن حق جانشینی پیامبر(ص) [ آن‌ها هم‌چنین به ابن عباس گفته بودند: او‌ جانشین رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بود؛ ولی حق این جانشینی را ادا نکرد و آن‌را ضایع ساخت. در پاسخ آن‌ها گفتم: ] 🔻ادّعا کردید که من جانشین رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله بودم و این جانشینی را ضایع کردم! در حقیقت شما بودید که با من مخالفت کردید و بر من پیشی گرفتید و زمام امور را از دست من خارج ساختید. جانشینان انبیا وظیفه ندارند که مردم را [با زور و به هر طریقی] تحت فرمان خود درآورند. خداوند انبیا را مبعوث می‌کند و آنان مردم را به‌سوی خویش فرا‌می‌خوانند و همان انبیا جانشین خود را به مردم معرفی می‌کنند و نیازی نیست که وصی پیامبر بر این امر اصرار بورزد. وظیفهٔ اهل ایمان است که به سراغ وصی رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بروند! اگر خدا فرموده است: { وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا } (و برای خدا، حج آن خانه برعهدهٔ مردم است، کسی که بتواند به‌سوی آن راه یابد.) 🔻چنانچه مردم حج خانهٔ خدا را ترک کنند، نقصی بر خانهٔ خدا وارد نمی‌شود و از ارزش آن کاسته نمی‌شود؛ بلکه این مردم هستند که به دلیل ترک حج گرفتار گناه شده‌اند! زیرا خداوند این خانه را برای مردم نشانهٔ هدایت قرار داده است. 🔻موقعیت من نیز چنین است که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله مرا به عنوان نشانهٔ هدایت منصوب کردند و فرمودند: «یا علی، جایگاه تو نسبت به من، همانند جایگاه هارون نسبت به موسی است و جایگاه تو همانند جایگاه کعبه‌ است که باید مردم به سراغ‌ کعبه بروند و نه اینکه کعبه سراغ مردم برود.» [ آنها گفتند: این استدلال نیز قانع کننده است. از این رو تعدادی از آنان برگشتند و خود را از صف خوارج جدا کردند؛ ولی چهار هزار نفر بر مخالفت خویش اصرار ورزیدند و به راه نادرست خود ادامه دادند.] 📚منابع: ۱. نهج ‌البلاغه، نامه۷۷ ۲. الفصول‌المهمة، ص۱۰۱ ۳. تاریخ‌طبری، ج۴، ص۴۷ ۴. قرآن ‌کریم، سوره‌ آل‌عمران، آیهٔ۹۷ ۵. الإحتجاج، ج۱، ص۱۸۷ ۶. خصائص النسائی، ص۲۶۳ 📗 علی علیه السلام از زبان علی علیه السلام ↩️ ادامه دارد... @Nahjolbalaghe2
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠 بدانید! همانا جبرئیل از سوی خداوند به من خبر داد که: « هر کس با علی دشمنی کند و ولایتش را نپذیرد ، پس لعنت و خشم من بر او باد» 📜 @Nahjolbalaghe2
✨﴾﷽﴿✨ 📜 خطبه غدیر 8⃣1⃣ 🔷 بخش یازدهم 🔻هان مردمان! آنك با خداوند بيعت كنيد و با من پيمان ببنديد و با على اميرمؤمنان و حسن و حسين و با امامان از نسل آنان كه پس از ايشان خواهند بود. امامانى كه فرمانى پايدار در دنيا و آخرت‏ اند. خداوند مكّاران را تباه مى‏ كند و به باوفايان، مهر مى‏ ورزد. «هر كس پيمان شكند، البتّه به زيان خود گام نهاده و آن‏كه بر عهدش پابرجا ماند، به زودى خدا او را پاداش بزرگى خواهد داد». (فتح / 10) 🔻هان مردمان! بگوييد هر آن‏چه به شما گفتم و به على با لقب «اميرالمؤمنين» سلام كنيد و اكنون بگوييد: «شنيديم و فرمان مى‏ بريم. پروردگارا! آمرزشت خواهيم و به سوى توست بازگشت». (بقره / 285) و بگوييد: «تمام ستايش و سپاس، خدايى راست كه ما را به اين راه هدايت فرمود وگرنه راه نمى‏ يافتيم و البتّه فرستادگان پروردگارمان به درستى آمده‏ اند». (اعراف / 43) 🔻هان مردمان! برترى‏ هاى علىّ‏ بن ابى‏ طالب نزد خداوند عزّوجلّ - كه در قرآن نازل فرموده - بيش از آن است كه من يك‏باره برشمارم؛ پس هر كس از مقامات او خبر داد و آن‏ها را شناخت، او را باور كنيد. 🔻هان مردمان! «فرمان‏بردار از خدا و فرستاده‏ٔ او» (احزاب / 71) و از على و امامان كه نام بردم، «به رستگارى بزرگى دست يافته است». (احزاب / 71) 🔻هان مردمان! سبقت‏ جويان به بيعت و پيمان و سرپرستى او و سلام‏ كنندگان بر او با لقب «اميرالمؤمنين»، رستگاران‏ اند و در بهشت‏ هاى پربهره خواهند بود. 🔻هان مردمان! آن‏چه خدا را خشنود مى‏ كند بگوييد و اگر شما و تمامى زمينيان كفران ورزند، «خدا را زيانى نخواهد رسيد». (آل‏عمران / 144) 🔻خداوندا! بيامرز ايمان‏ آورندگان به آن‏چه را ادا كرده و فرمان دادم و بر انكاركنندگان كافر، خشم گير! 🔻والحمدللَّه ربّ العالمين. @Nahjolbalaghe2
🔵 غدیر پیامی برای تمام نسل ها 💠 ۱ روز مانده تا عید سعید غدیر @Nahjolbalaghe2
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📣 تبیین حقیقت غدیر 2⃣ "حقیقت غدیر همچنان جاریست" 😔تلخ ترین جمله ای که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در غدیر به امتش فرمودند 🎙 حجت الاسلام مهدوی ارفع @Nahjolbalaghe2
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
غذای نیازمندان.mp3
3.12M
| غذای نیازمندان 🎙 با اجرای نورالزینب و نورالزهرا خانم حافظی 🎈 💌 @Nahjolbalaghe2
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
«أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ» ✨﴾﷽﴿✨ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ ۖ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ ۖ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ ۚ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا ۚ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَٰكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ ۖ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ ۚ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ و این کتاب [= قرآن] را به حق بر تو نازل کردیم، در حالى که کتب پیشین را تصدیق مى کند و با آنها هماهنگ است، و نگاهبان و حاکم بر آنهاست. پس بر طبق آنچه خدا نازل کرده، در میان آنها حکم کن و از هوا و هوسهاى آنان پیروى نکن. و از احکام الهى، روى مگردان. ما براى هر کدام از شما (امت ها)، آیین و طریقه روشنى قرار دادیم. و اگرخدا مى خواست، همه شما را امّت واحدى قرار مى داد. ولى خدا مى خواهد شما رال در آنچه به شما ارزانى داشته بیازماید. (و استعدادهاى مختلف شما را پرورش دهد) پس در نیکیها بر یکدیگر سبقت جویید. بازگشت همه شما، به سوى خداست. و از آنچه در آن اختلاف مى کردید. (در قیامت) به شما خبر خواهد داد. (مائده/۴۸) @Nahjolbalaghe2
🔹شأن نزول آیه ۴۸ سوره مبارکه مائده🔹 بعضى از مفسران در شأن نزول آیه ۴۹ از ابن عباس چنین نقل کرده اند: جمعى از بزرگان یهود توطئه کرده، گفتند: نزد محمّد(صلى الله علیه وآله) مى رویم، شاید بتوانیم او را از آئین خود منحرف سازیم. پس از این تبانى، نزد پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمده، گفتند: ما دانشمندان و اشراف یهودیم، اگر ما از تو پیروى کنیم، مطمئناً سایر یهودیان به ما اقتدا مى کنند، ولى در میان ما و جمعیتى، نزاعى است (در مورد یک قتل یا چیز دیگر) اگر در این نزاع به نفع ما داورى کنى ما به تو ایمان خواهیم آورد. پیامبر(صلى الله علیه وآله) از چنین قضاوتى (که عادلانه نبود) خوددارى کرد و آیه فوق به این مناسبت نازل شد. @Nahjolbalaghe2
تفسیر آیه(۴۸)سوره مائده قرآن، حافظ و نگاهبان کتب پیشین در این آیه، اشاره به موقعیت قرآن بعد از ذکر کتب پیشین انبیاء شده است. مى فرماید: ما این کتاب آسمانى را به حق بر تو نازل کردیم در حالى که کتب پیشین را تصدیق کرده (و نشانه هاى آن، بر آنچه در کتب پیشین آمده تطبیق مى کند) و حافظ و نگاهبان آنها است (وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتابِ وَ مُهَیْمِناً عَلَیْهِ). مُهَیْمِن در اصل، به معنى چیزى است که حافظ، شاهد، مراقب، امین و نگاهدارى کننده چیزى بوده باشد، و از آنجا که قرآن در حفظ و نگهدارى اصول کتاب هاى آسمانىِ پیشین، مراقبت کامل دارد و آنها را تکمیل مى کند، لفظ مُهَیْمِن را بر آن اطلاق کرده است. اساساً تمام کتاب هاى آسمانى، در اصول مسائل، هماهنگى دارند، و هدف واحد یعنى تربیت و تکامل انسان را تعقیب مى کنند، اگر چه در مسائل فرعى به مقتضاى قانون تکامل تدریجى، با هم، تفاوت هائى دارند، و هر آئین تازه، مرحله بالاترى را مى پیماید، و برنامه جامع ترى دارد. ذکر مُهَیْمِناً عَلَیْهِ بعد از مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ اشاره به همین حقیقت است، یعنى اصول کتب پیشین را تصدیق و در عین حال برنامه جامع ترى پیشنهاد مى کند. پس از آن، دستور مى دهد: چون چنین است طبق احکامى که بر تو نازل شده است در میان آنها داورى کن (فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللّهُ). این جمله با فاء تفریع ذکر شده و نتیجه جامعیت احکام اسلام نسبت به احکام آئین هاى پیشین است، این دستور، با آنچه در آیات قبل گذشت ـ که پیامبر(صلى الله علیه وآله) را بین داورى کردن میان آنها و یا رها کردن آنان به حال خود مخیّر مى نمود ـ منافاتى ندارد; زیرا این آیه مى گوید: چنانچه خواستى میان اهل کتاب داورى کنى بر طبق احکام قرآن داورى کن. بعد از آن، اضافه مى کند: از هوا و هوس هاى آنها ـ که مایلند احکام الهى را بر امیال و هوس هاى خود تطبیق دهند ـ پیروى مکن و از آنچه به حق بر تو نازل شده است روى مگردان (وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ عَمّا جاءَکَ مِنَ الْحَقِّ). آنگاه براى تکمیل این بحث مى گوید: براى هر کدام از شما آئین، شریعت، طریقه و راه روشنى قرار دادیم (لِکُلّ جَعَلْنا مِنْکُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً). شِرْعَة و شریعه راهى را مى گویند که به سوى آب مى رود و به آن منتهى مى شود، و این که دین را شریعت مى گویند از آن نظر است که: به حقایق و تعلیماتى منتهى مى گردد که مایه پاکیزگى، طهارت و حیات انسانى است، کلمه نهج و منهاج به راه روشن مى گویند. راغب در کتاب مفردات از ابن عباس نقل مى کند که: فرق میان شرعة و منهاج آن است که: شرعة به آنچه در قرآن وارد شده گفته مى شود و منهاج به امورى که در سنت پیامبر(صلى الله علیه وآله) وارد گردیده.(۲) این تفاوت گر چه جالب به نظر مى رسد اما دلیل قاطعى بر آن در دست نیست.(۳) سپس مى فرماید: اگر خداوند مى خواست، مى توانست همه شما را امت واحدى قرار دهد و همه را پیرو یک آئین سازد، ولى (چنین نکرد) چرا که مى بایست شما را با مواهبى که داده بیازماید ، و این با قانون تکامل تدریجى و سیر مراحل مختلف تربیتى، سازگار نبود (وَ لَوْ شاءَ اللّهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لکِنْ لِیَبْلُوَکُمْ فی ما آتاکُمْ). جمله لِیَبْلُوَکُمْ فی ما آتاکُمْ: تا شما را نسبت به آنچه داده بیازماید اشاره به مطلبى است که سابقاً گفتیم: خداوند استعدادها و شایستگى هائى در وجود بشر آفریده که در سایه آزمایش ها در پرتو تعلیمات پیامبران، آنها را پرورش مى دهد. و به همین دلیل، پس از پیمودن یک مرحله، آنها را در مرحله بالاترى قرار مى دهد، و بعد از پایان یک دوران تربیتى، دوران عالى ترى را به وسیله پیامبر دیگرى به وجود مى آورد، درست همانند مراحل تحصیلى یک نوجوان در مدرسه. سرانجام، همه اقوام و ملل را مخاطب ساخته و آنها را دعوت مى کند که به جاى صرف نیروهاى خود در اختلاف و مشاجره، در نیکى ها بر یکدیگر پیشى بگیرند (فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ). زیرا بازگشت همه شما به سوى خدا است و او است که شما را از آنچه در آن اختلاف مى کنید در روز رستاخیز آگاه خواهد ساخت (إِلَى اللّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمیعاً فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ فیهِ تَخْتَلِفُونَ). خلاصه این که: خداوند در این آیه به چند مطلب مهم اشاره فرموده است: به این که: قرآن به حق نازل شده و مطابق نشانه هائى است که در کتب پیشین در مورد آن آمده. و به این که: این کتاب حافظ و نگاهبان احکام کتب پیش است که اگر مورد تحریف واقع شده، باید بر اساس این کتاب اصلاح شود. و به این که: پیامبر(صلى الله علیه وآله) موظف است طبق قرآن بین آنها داورى کند و از هوس هاى آنان پیروى ننماید. و به این که: خداوند براى هر جمعى راه و رسمى قرار داده، و این امر براى آزمایش آنها لازم است.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
✨﴾﷽﴿✨ 🔹شرح نامه(۳۱)بخش بیستم🔹 ✅در هفتمين توصيه که بى ارتباط با توصيه قبل نيست مى فرمايد: «و اح
✨﴾﷽﴿✨ 🔹ادامه شرح نامه (۳۱)بخش بیستم🔹 جالب اينکه در سال هزار و نهصد و نود و پنج ميلادى ده ها هزار تن از اعضاى سازمان هاى دولتى و غير دولتى در پکن گرد هم آمدند تا سندى را که بر اساس کنوانسيون محو کليه اشکال تبعيض بر ضد زنان قبلاً تنظيم شده بود امضا کنند. بعضى از مواد آن به قدرى نادرست بود که مورد اعتراض سازمان ها و گروه هاى مختلف قرار گرفت. از افرادى که به اعتراض جلسه را ترک کردند خانم شارون هير نماينده پارلمان کانادا و رييس هيأت کانادايى شرکت کننده در آن جلسه بود. او برخاست و خطاب به خبرنگاران گفت: «تساوى مورد نظر سند پکن براى زنان تساوى به ارمغان نخواهد آورد. من با اولين پرواز به وطنم باز مى گردم و سعى مى کنم تفاوت ميان زن و مرد (و مسئوليت هاى آنان) را حفظ کنم همان گونه که اين تفاوت در خلقت وجود دارد، چون اين تفاوت هاست که ما را حفظ خواهد کرد.»(7) شرح اين مسأله از عهده بحث کوتاه و فشرده ما خارج است، کافى است اجمالا بگوييم اين شعارها نه تنها مشکلى را از زنان جهان حل نکرده بلکه آثار مخربى نيز داشته است.(8) بنابراين بايد واقعيّت هاى مربوط به اين دو جنس را دور از شعارهاى توخالى بپذيريم و بر اساس آن برنامه ريزى کنيم و هر يک را در جايگاه شايسته اجتماعى خود قرار دهيم بى آنکه کمترين ظلم و ستم يا تحقير در حق زنان روا داريم. 2. آنچه در کلمات مولا على(عليه السلام) در اين وصيّت نامه و در بعضى خطبه هاى ديگر و کلمات قصار وارد شده مورد بحث و گفتگو از ناحيه بعضى قرار گرفته که آيا مفهوم اين نامه ها و خطبه ها زن ستيزى نيست؟ ولى هرگاه ما به شأن ورود اين خطبه ها و مسائل تاريخى مقارن آن بنگريم خواهيم دانست که اين تعبيرات هرگز درباره همه زنان نيست، بلکه اشاره به گروه خاصى دارد که سرچشمه مفاسدى در درون خانواده يا داخل اجتماع مى شدند. مخصوصاً با توجّه به اينکه بخشى از سخنان مولا على(عليه السلام) در اين باره بعد از جنگ جمل بيان شده است. سردمدار جنگ جمل، همان جنگى که بنابه روايتى هفده هزار قربانى از مسلمانان گرفت، زن بود که آتش افروز يا يکى از آتش افروزان اصلى جنگ هم او بود. بنابراين نظر مولا به اين گونه زنان است. به بيان ديگر سخنان مولا به صورت موجبه کليه نيست، بلکه موجبه جزئيه است. شاهد اين سخن ديدگاه قرآن نسبت به زنان است که به عنوان نمونه به آيات ذيل اشاره مى شود: «(وَمِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِّنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِّتَسْکُنُوا إِلَيْها وَجَعَلَ بَيْنَکُمْ مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِى ذلِکَ لآَيات لِقَوْم يَتَفَکَّرُونَ); و از نشانه هاى خدا اينکه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در کنار آنان آرامش يابيد و در ميانتان محبّت و رحمت قرار داد. به يقين در اين نشانه هايى است براى گروهى که تفکر مى کنند».(9) اگر همه آنها نواقص العقول يا شر و بد باشند اين آرامش از کجا پيدا مى شود. در جاى ديگر مى فرمايد: «(هُنَّ لِباسٌ لَّکُمْ وَأَنْتُمْ لِباسٌ لَّهُن); آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها (هر دو زينت هم و سبب حفظ يکديگريد)».(10) هر گاه همه آنها داراى صفات منفى باشند چگونه مى توانند سبب زينت همسرانشان و مايه حفظ آنها گردند. در جاى ديگر مى خوانيم: «(مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِّنْ ذَکَر أَوْ أُنْثى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا يَعْمَلُونَ); هر کس کار شايسته اى انجام دهد خواه مرد باشد يا زن در حالى که مؤمن است به طور مسلم او را حيات پاکيزه اى مى بخشيم و پاداش آنها را مطابق بهترين اعمالى که انجام مى دادند، خواهيم داد».(11) در آيه 35 سوره احزاب، ده گروه از مؤمنان صالح العمل و زنان صالحه را در کنار هم قرار داده و در پايان به همه وعده اجر عظيم مى دهد، مى فرمايد: (إِنَّ الْمُسْلِمينَ وَالْمُسْلِماتِ وَالْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ وَالْقانِتينَ وَالْقانِتاتِ وَالصّادِقينَ وَالصّادِقاتِ وَالصّابِرينَ وَالصّابِراتِ وَالْخاشِعينَ وَالْخاشِعاتِ وَالْمُتَصَدِّقينَ وَالْمُتَصَدِّقاتِ وَالصّائِمينَ وَالصّائِماتِ وَالْحافِظينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحافِظاتِ وَالذّاکِرينَ اللهَ کَثيراً وَالذّاکِراتِ أَعَدَّ اللهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْراً عَظيماً). در اين زمينه بحث بسيار است که ذکر همه آنها ما را از کيفيت بحث هاى مربوط به نکته ها خارج مى کند. @Nahjolbalaghe2