eitaa logo
نَرْگِســٰـانِه‌ْ
141 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
582 ویدیو
10 فایل
‌اَتـمَنّٰاك ⚘ ‌‌نَرْگِســٰـانِه‌ْ..؛ ‌برگ‌سبزۍ‌ست‌تحفہ‌ۍدرویش          چھ‌کندبےنوا...‌‌؛ نداردبیش❁! تقدیم‌بھ‌ساحتِ‌آقا‌ۍغریب #امام‌مهدۍ‌روحے‌لہ‌الفداء
مشاهده در ایتا
دانلود
-سلامی‌ازذره‌ای‌کوچک -به‌روشن‌ترین‌خورشید... -سلامی‌ازقلبی‌مضطرب -به‌بزرگترین‌آرامش... -سلامی‌ازچشمانی‌منتظر -به‌زهرایی‌ترین‌یوسف... -سلامی‌ازمن‌که‌تنهاترینم -به‌توکه‌مولایِ‌منی... -سلام‌از‌من‌که‌آلوده‌ترینم -به‌تو‌که‌پاکترینی...🥀 •❥🌼━┅┄┄ •❥|@Nargesname
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نَرْگِســٰـانِه‌ْ
••• 🔔#حدیثِ‌امروز ـــــــــــــــــــــــــ📜 -امام‌حسن‌مجتبے«علیه‌السلام»: -كسى‌كه‌دردلش‌هوايى‌جز‌
••• 🔔 ــــــــــــــــــــــ📜 : -اگردعاکنید،برای‌دعایتان‌آمین‌میگویم -وچنان‌چه‌دعانکنید،من‌برایتان‌دعا‌میکنم. -برای‌ِلغزش‌هایتان‌استغفارمیکنم‌وحتی -‌بوی‌ِشمارادوست‌دارم...🥀 «بحارالانوار-مجلسی» «کمال الدین-شیخ‌صدوق» •❥🌼━┅┄┄ •❥|@Nargesname
نَرْگِســٰـانِه‌ْ
••• 🔔#حدیث‌ِ‌امروز ــــــــــــــــــــــ📜 #پدر‌مهربانمــان‌حضرت‌مهدی #‌عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف
••• -امروز‌وقتی‌نوشتم: -دوسِت‌دارم‌پدرمهربانم -وبعدنوشتم‌آقا‌برای‌ما‌دعا‌کن -یه‌هویی‌دلم‌عجیب‌گرفت -با‌خودم‌گفتم:‌تو‌ئه‌گناهکار‌مگه‌کی‌هستی -که‌‌آقا‌تو‌رو‌دعا‌کنه... -با‌همون‌حال‌شرمسار‌رفتم‌ -کتاب‌حدیثمو‌‌باز‌کردم... -حدیثی‌که‌اون‌صفحه‌نوشته‌بود‌این‌حدیث‌بود -حس‌کردم‌پدر‌داره،باهامون‌حرف‌میزنه -شرمنده‌تر‌شدم‌... ←آقا‌برای‌ما‌استغفار‌میکنه...🥀 ←آقا‌حتی‌بوی‌ما‌گنه‌کارها‌رودوست‌داره..🥀 -خدایاااا... -من‌با‌اعمالم‌چه‌می‌کنم ←‌بادلِ‌این‌پدر‌مهربان...🥀 ↳💔🖇🕊
••• -سلام‌علیکم✋ -شبتون‌بعشق‌مهربان‌پروردگار" -عرضِ‌ادب‌واحترام‌محضرِ‌‌همراهان‌قدیمی -و‌خصوصا‌عزیزانی‌که‌تازه‌به‌نرگسـانه‌ما -پیوستن🙏 -خوش‌آمدید‌بزرگواران... -مفتخر‌فرمودید☘ -امیدورام‌لحظات‌دل‌نشین‌وسرشار -ازمعنویت‌‌در‌محفل‌کوچک‌ما -سپری‌کنید. -لحظه‌هاتون‌و‌تک‌تک‌ثانیهای‌زندگیتون‌ معطربه‌عطر‌گل‌نرگسِ 🌼•~ ↳🌴🖇🕊
•📝• -بزرگواران -این‌شبها‌با‌پای‌دل‌راهی‌سفر‌اربعین‌شدیم -امیدوارم‌در‌این‌سفرنامه،با‌ما‌همراه‌باشید ↳🌴🖇🕊
••• -‌صبح‌بود‌که‌رسیدیم‌نجف -راننده‌ون‌کنار‌‌خیابون‌نگه‌داشت‌‌‌ -و‌اشاره‌کردپیاده‌شین، -حس‌کردیم‌خیلی‌تا‌حرم‌فاصله‌هست‌ -گفتیم‌اخوی‌برو‌نزدیک‌حرم -راننده‌‌دستاشو‌آورد‌بالا‌‌انگشتاشو -‌نشونمون‌داد، -وگفت‌حرم«‌خُمس‌دقائق» -یعنی‌تا‌حرم‌پنج‌دقیقه‌راهه -‌وچنان‌با‌حرارت‌گفت، -که‌ما‌حس‌کردیم‌پشت‌درهای‌حرمیم... -خلاصه‌کوله‌هامون‌رو‌از‌سقفِ‌ماشین -‌آوردیم‌پایین‌و‌راه‌افتادیم... -هرچی‌می‌رفتیم‌این«‌خمس‌دقائق» -‌تموم‌نمیشد... -هواهم‌به‌شدت‌گرم‌شده‌بود -تموم‌ونها‌وماشینهایی‌هم‌که‌از‌کنارمون -‌‌رد‌میشدن‌پرزائر‌بود... -هوا‌گرم،شرشر‌عرق‌می‌ریختیم -گردوخاک‌ودود‌ماشینهایی‌که‌ازکنارمون -‌رد‌میشدن‌،کلافه‌شده‌بودیم، -اما‌اااا!!!!!! -هیچ‌کس‌نق‌نمیزد،گلایه‌نمیکرد 👈سفر،سفر‌عشقه 👌 -نق‌وگلایه‌که‌نبود‌هیچ -تازه‌بچه‌ها‌شیطنت‌میکردن‌ومیگفتن -بیاین‌چیزی‌نمونده‌فقط‌«خمس‌دقائق» -خلاصه‌این‌خمس‌دقائق‌‌سه‌ساعتی‌طول -کشید،کسانی‌که‌سفر‌اربعین‌رفتن‌با‌این -«خمس‌دقائق»‌خیلی‌خاطره‌دارن -برای‌بعضی‌ها‌این‌خمس‌دقائق -‌دوساعت‌بوده‌بعضی‌ها‌سه‌ساعت -‌وتا‌هشت‌ساعتم‌داشتیم...🙂 ↳🌴🖇🕊