eitaa logo
نَرْگِســٰـانِه‌ْ
141 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
582 ویدیو
10 فایل
‌اَتـمَنّٰاك ⚘ ‌‌نَرْگِســٰـانِه‌ْ..؛ ‌برگ‌سبزۍ‌ست‌تحفہ‌ۍدرویش          چھ‌کندبےنوا...‌‌؛ نداردبیش❁! تقدیم‌بھ‌ساحتِ‌آقا‌ۍغریب #امام‌مهدۍ‌روحے‌لہ‌الفداء
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نَرْگِســٰـانِه‌ْ
❁﷽❁ #هزار‌ویک‌نکته‌پیرامون‌امام‌زمانﷻ ------------------💎" #قسمت‌‌دوم #شب‌قـدر -شب‌ِقدر،شب‌امام‌ز
❁﷽❁ ------------------💎" ۱-زمان‌آن‌کم‌وحدود۷۰سال‌طول‌کشید. ۲-امام‌مهدی‌ﷻدراین‌مدت‌به‌کلی‌از‌دیده‌ها -پنهان‌نبود،بلکه‌باوُکَلاوسَفیرانِ‌خاصّش‌‌در -‌تماس‌بودوگاهی‌این‌سفیران،قرارِ‌ملاقات -ِ‌مردم‌باایشان‌راترتیب‌می‌دادند./۱ ۳-امام‌زمانﷻ‌دراین‌دوره۴وکیل‌داشت‌ -که‌برایِ‌تک‌تک‌آنان‌حکمِ‌وکالت‌صادرنمود -ودیگرنمایندگان‌ازطرف‌این«۴»نفر -ماموریت‌داشتند. -بعدازاین‌دوره،فردِ‌خاصّی‌بعنوان‌نائبِ‌ویژه‌ -ایشان‌وجودندارد، بلکه‌هرکس‌شرایطش‌راداراباشد؛ ←(مانندفُقَها)می‌تواندنماینده‌عامِ -‌آن‌حضرت‌باشد. ۴-دردوره‌غیبت‌صُغری‌ممکن‌بود، -برخی‌امام‌راببینندوبشناسند، -ولی‌دردوره‌غیبتِ‌کُبری،کسی‌ایشان‌را -نمی‌بیندویااگرببیند،اورانمی‌شناسد./۲ -اگرهم‌برخی‌خواص‌ببینندوبشناسند، -اجازه‌ندارندبرایِ‌دیگران‌بگویند؛ -مگربااجازه‌خودِحضرت. 📓 ۱-الغیبةطوسی‌ص۲۱۶؛ ۲-پژوهشی‌پیرامونِ‌زندگانی‌ِ -نُوّاب‌خاص‌امام‌زمان،غفارزاده‌ص۳۳ •❥🌼━┅┄┄ •❥|@Nargesname
• . -ایها‌العـزیز): -گَراختيارِمرگ‌به‌دستم‌دَهَدقَضا -روزی‌هزارباربميرم‌برایِ‌‌‌‌﴿‌‌‌‌طُ﴾ -تنها‌تـرین‌پدر...🥀"
نَرْگِســٰـانِه‌ْ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نَرْگِســٰـانِه‌ْ
•🌼• -قدم‌گذاشتیم‌در... -جاده‌ایی‌که‌سراسر‌بوی‌ِ پیچیده -حاج‌میثم‌تو‌نوحه‌اش‌میخونه: -کنار‌قدمهای‌جابر‌سوی‌کربلا‌رهسپاریم -اما‌هر‌کس‌تو‌این‌مسیر‌قدم‌گذاشته‌ -اینو‌حس‌کرده‌که: -کنار‌قدمهای -‌سوی‌کربلاء‌رهسپاریم -سرتاسر‌این‌راه‌بویِ -که‌به‌مشامت‌میرسه -وما‌دلتنگ ‌این‌‌جاده‌ایم. -از‌امشب‌قدم‌قدم‌بویِ -‌رودر‌طریق‌الحسینﷺ‌استشمام‌می‌کنیم ↳🌴🖇🕊
نَرْگِســٰـانِه‌ْ
•🌼• -سالهای‌قبل‌که‌از‌طریق‌العلماء‌ -راهی‌ِدیار‌عشق‌می‌شدیم، -به‌ندرت‌ایرانی‌می‌دیدیم -اما‌‌دوسالیه‌که‌این‌مسیر‌هم‌توسط -‌ایرانیهای‌باهوش‌وعاشق‌شناسایی‌شده -و‌جاده‌مملو‌از‌خیلِ‌کثیرِ‌عاشقان‌اربابه -از‌ابتدای‌جاده‌‌اولین‌چیزی‌که‌ -چشمت‌محو‌تماشای‌ِاون‌میشه -‌دخترکان‌ِ‌سرتا‌سیاه‌پوشه‌روستاهاست -که‌دائم‌دورت‌میچرخن‌وبه‌اصرار‌تمنّا‌میکنن‌‌ ... -مثل‌اینکه‌مسابقه‌گذاشتن‌برای‌بردن‌زائر -به‌منازلشون... -چنان‌اشتیاقی‌برای‌بردن‌زائر‌به‌منازلشون -می‌بینی‌که‌وصف‌ناشدنیه... -وقتی‌عذرخواهی‌میکنی‌که‌‌باید‌بریم‌ -ونمیتونیم‌دعوتتون‌رو‌بپذیریم... -با‌التماس‌وبا‌ایماء‌واشاره‌‌‌میگن -حمام‌وآب‌گرم‌آماده‌اس، -لباسهاتم‌میشوریم -ووقتی‌باز‌هم‌با‌نوازش‌سرهاشون‌‌و‌ -بوسیدنشون‌دعوتشون‌رو‌رَد‌میکنی -دستتو‌میکشن‌به‌طرف‌رطب‌های‌تازه‌ -نخلستانهاشون‌و‌اصرار‌میکنن‌که‌باید‌ -میل‌کنی،وقتی‌چند‌تا‌دونه‌رطب‌برمیداری -چنان‌برقی‌تو‌چشماشون‌میشینه‌ -که‌انگار‌صاحبِ‌دنیا‌شدن ): ↳🌴🖇🕊