هدایت شده از کانال نوای عاشقان
|⇦•که جرائت کرد...
#روضه و توسل ویژهٔ ورود خاندان آل الله به سرزمین کربلا اجرا شده #شب_دوم_محرم۱۴۰۳به نفسِ حجت الاسلام سید حسین موسوی•✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
روز دوم وقتی رسیدند کربلا حضرت دیدند اسبشون قدم از قدم برنمی داره. بعضی از نقل ها اینه هفت تا اسب حضرت عوض کرد. دید اسب ها حرکت نمی کنند. فرمود: اسم این سرزمین این چیه؟ یکی گفت: آقا غاضریه. حضرت فرمود: اسم دیگه. نینوا هم میگند آقا. شط فرات هم میگن همین جور چند تا اسم گفتند. حضرت فرمود: اسم دیگه هم داره یا نه؟ یکی از اون پیرمردای قدیمی گفت؛ من شنیدم از پدرانم اینجا رو کربلا هم میگن. تا اسم کربلارو شنید. فرمود:" اعوذ بِالله مِنَ الکربِ والبَلا. هاهُنا والله مَقتلِ رِجالُنا. هاهنا والله مَسفَکُ دِمائِنا" این جا همان جاییه که مردان ما را سر می برند. اینجا همونجاییه که خون های ما ریخته میشه. اینجا همون جاییه که مادرم فاطمه س گفته بود. بابام علی ع گفته بود. رسول الله گفته بود. فرمود: بار بگشایید اینجا کربلاست. عباسم خیمه ها رو برپا کنید. همه اول اومدند طبق روال همیشگی دختر علی «س» رو از ناقه پیاده کنند. رویه این بود. یه جلالی داشت زینب «س» بابا شما یه عالم ربانی می بینید یکی درِ گوشت میگه این چشم سِرِّش بازه ها. آدم جرائت نمی کنه نزدیکش بشه. یک هیبتی داشت زینب سلام الله علیها. بنی هاشمی ها هر جا توو هر منزل که می رسیدند و بنا بود اُتراق کنند رویه این بود. همه اول می اومدند دور ناقه زینب «س» حلقه می زدند. زینب «س» پرده کجاوه رو کنار می زد. شتر مینشست. مظهر جلال خدا از ناقه فرود می آمد. برای اینکه عمه راحت پیاده بشه عباس همیشه می اومد. یه طوری می نشست رو زمین که زانوش به زمین بچسبه و یه زانو بالا قرار بگیره. هم احترام به عمه کنه و هم پله برا عمه درست کنه. قاسم «ع» اومد یه دست عمه رو گرفت. وقتی علی اکبر «ع» می اومد جلو همه بنی هاشمی ها کنار می رفتند. علی اکبر «ع»اومد جلو دست انداخت و دست عمه را گرفت. یه جا دلم رفت. که جرأت کرد دستت را ببندد؟ چشم علی اکبر رو دور دیده بودند. ای خدا اگه این اشک های ما قابلی داره این دعای ما رو مستجاب کن. اونی که اومد جلو دست زینب رو ببنده عذابش را همین الان زیاد کن... *
که جرائت کرد دستت را ببندد؟
که جرائت کرد براشکت بخندد؟
*مظهر جلال خدا، با احترام و با عزت، فرود آمد از ناقه. راوی میگه من روز دوم کربلا بودم. دیدم چطور بنی هاشمیان با احترام زینب «س» رو پیاده کردند. روز یازدهم هم من کربلا بودم. روز دوم رو دیده بودم روز یازدهم هم دیدم. زینب «س» اومد یکی یکی بچه ها رو، یکی یکی زنا رو سوار ناقه ها می کرد. بعضی زن ها خجالت می کشیدند. می گفتند خانم بذار ما کمکت کنیم و ما سوار کنیم شما رو. می فرمود: شما حسین «ع» شما رو به من سپرده. نمی دونم حالا زعم منه ها. اما همه رو سوار کرد. بچه ها را یکی یکی بغل زن ها می داد. رباب همین طور داشت نگاه می کرد. دید همه بچه دارا بچه هاشون رو در آغوش گرفتند. هر چی نگاه کرد دید علی اصغر «ع» رو یکی بغلش نمیده. همه را سوار کرد. شاید غریبانه به علقمه نگاه می کرده. مستأصل به گودال نگاه می کرده. خدایا من این قدر بی کس و کار نبودم...*
نزنیدم داغ دارم
نبریدم یار دارم
*ای کاش مصیبت زینب «س» فقط همینا بوده. زوده حالا براتون بگم این شبای اول. شبای سخت پیش روعه. اما یه بیت فقط بگم. کاروان هرطوری بود حرکت کرد رفتند کوفه. می گذرم از کوفه. رفتند شام. از شام می گذرم. توو مجلس یزید چه به زینب «س» گذشت؟ دروازه ساعات چه شد؟ توو بازار یهودی ها چه شد؟ بماند. بماند. فقط یه بیت. وقتی دوباره برگشت کربلا. یه جمله به امام حسین «ع» صدا زد حسین! ..*
خبر داری مرا بازار بردند؟
میان مجلس اغیار بردند
*حسین جان، یزید جلو خواهرت نجاست می خورد. حسین جان، نبودی نامحرما خیره خیره به سکینه نگاه می کردند.*
↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
‼️هزینه استفاده از مطالب کانال دعای خیر شماست...
#تقديم به ساحت مقدس #امام_زمان روحی له الفداء و ارواح اهلبیت، پیامبران، شهدا، اؤلیای الهی، #شیعیان و محبین امیرالمؤمنین، بد وارث و بی وارثها و #مادحيني كه سر به سینه تراب نهاده اند، در تمامی عوالم #صلوات
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_ورود_به_کربلا
#شب_دوم_محرم
#ویژهٔ_ایام_محرم
#حجت_الاسلام_سید_حسین_موسوی
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
↜
@navaye_asheghaan
هدایت شده از ذاکرین
هیئت سفیران زینب (س)1403041803(1).mp3
زمان:
حجم:
26.5M
#زمزمه_شب_سوم_محرم
🎤•|محمدرضا طاهری|•
حالمو ببین
شکستگی های بالمو ببین
خونه ام خاکه اقبالمو ببین
بابایی
دستمو ببین
پای زخمی و خستمو ببین
سری که از درد بستمو ببین
بابایی
یه کاری واسه چشام کن
چشاتو وا کن نگام کن
ازون رگ های بریده
یه بارِ دیگه صدام کن
از وقتی که رفتی صد بار مُردم
بابا! همش کتک میخوردم
دارم می میرم
هر بار که اسم تو رو می بردم
بازم کتک می خوردم
دارم می میرم
*اصن بابا! بذار اینطوری برات بگم...*
من بی تو یعنی لباسِ پاره
گوشای بی گوشواره
یعنی یتیمی
من بی تو یعنی چشای کم سو
سر بدون گیسو
یعنی یتیمی
*امشب شب شماست. ناله کن برا دختر حسین. ای حسین... کاشکی شب سوم برات بمیرم خانم خانم...!
هی منو زدن
*خیلی شبا روضه ها تقسیم در حماسه و در عاطفه و در روضه ست، شب حضرت رقیه برا دلخوشی شما یه عده حماسه میخونن. بابا اصن به دختر بچه سه ساله رو تجسم کن. شما فقط از سیلی زدن شنیدید...*
هی منو زدن
نگم از صبح تا کِی منو زدن
عمو دیده از نی منو زدن
بابایی
حرف بد زدن
بجای هر کس که نزد زدن
یا زهرا گفتم با لگد زدن
بابایی
*با تعجب داره به سر نگاه میکنه. میگه بابا...*
تو که پیش ما نبودی
چرا پس اینقدر کبودی؟
نگو مثل من موهاتو
کشیده زجرِ یهودی
ای بابا! تنت کجا، جا مونده
موهاتو کی سوزونده
برات بمیرم
ای بابا! چجوری سر شد شب ها
هنوز که خشکه لب ها
برات بمیرم
❤️ نوحه روضه اشعار محرم
🕋 مداحی و سخنرانی ذاکرین👇
https://eitaa.com/zakerin
🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺
هدایت شده از ذاکرین
حاج محمود کریمی4_5908781479147604086.mp3
زمان:
حجم:
3M
🚩 روضه محرم
🌷نگیری اسمتو از من... حسین رمز اکسیرم...
اگه یک روز اسمت رو نیارم زود میمیرم...😭
🎙حاج محمود کریمی
❤️ نوحه روضه اشعار محرم
🕋 مداحی و سخنرانی ذاکرین👇
https://eitaa.com/zakerin
🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺
هدایت شده از مشق حرم | علی حاجیان فر
علیحاجیانفرkm_20240518_1080p_30f_20240709_010719.mp3
زمان:
حجم:
5.1M
روضه جانسوز شبدوم| ورودیه کربلا
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
🔴با احتیاط لاله مارا پیاده کن
عباس جان سه ساله ما را پیاده کن
چون داد زدی میگم
با احتیاط بار حرم را زمین گذار
زانو بزن وقار حرم را زمین گذار
میکشتت بخدا
با احتیاط تا که نیوفتد ستارهای
گوشه کناریا باید داد بزنیدا
میترسم آنکه گیر کند گوشوارهای
شاید ابالفضل اومد جلو
_آقا من کارمو بلدم من عملدار اهل حرمم
چرا اینقدر داری حرف از ترس برای بچهها میزنی... میگی میترسم این بچهها بلا سرشون بیاد/ بابا من کفیل الزینبم کفیل اهل حرمم/ چرا این حرفارو میزنی
شاید ابی عبدالله اینجوری جواب داده
_عباس جان
این دختران من که بیابان ندیدهاند😭
یا الله
در عمر خویش خار مغیلان ندیده اند
خلاصه خلاصه همه رو آورد پایین با احترام
بعد نوبت زینب رسید عقیله بنی هاشم میخاد بیاد پایین
دیدن اصحاب همه رفتن دور وایستادن
(من دارم حرف احساسی میزنم تو روضهای برداشت میکنی؟)
اصحاب رفتن دور وایستادن زینبو نبینند
سرا همه اومد پایین. دلت کجا رفت؟
روز یازدهم هم رسید... نگاه کرد علقمه
نگاه کرد گودال ...خوش غیرتا ناله میخاما
کجایید؟ بیاید ببینید این اراذل و اوباش
دست زیر چانه گذاشتن زینب بخوره زمین بخندن / آی...
🔴امروز محملم وسط غیرت حرم
ده روز بعد همراه قاتل مسافرم
گفتمو دهنمو بستم
امروز زانوان حرم محارم رکاب من
ده روز بعد چند حرامی برابرم
آره بخون. چی گفتی....
تو کس و کار منی شمر جلودار شده...
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
⚫️شب دوم محرم⚫️
🎤روضهخوان: #علـی_حاجیـان_فر
هدایت شده از مشق حرم | علی حاجیان فر
علیحاجیـــانفرkm_20250628-3_4-رقیه.mp3
زمان:
حجم:
3.9M
روضه جانسوز شبسوم | حضرت رقیه
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
🔴 تو آداب دینی ما یاد دادن
گفتن بچه کوچیک داری دوتا کارو باهاش انجام نده (مخصوصا اگه دختر باشه)
اومد خدمت امام صادق(علیهالسلام)
امام صادق اینو بهش فرمود: دوتا کارو با بچه کوچیکت انجام نده / چیه اون دوتا ادب؟ گفت [_لاتضربها] دست روش بلند نکنی. (اوناکه دارن گریه میکنند میدونن من دلتو میخام کجا ببرم) دومیش فرمود [_لاتسبّها] فحش و بد دهنی نکنی با بچه ات
(وسائل الشیعه ج۲۱ ص ۴۸۲)
[بگمیانه؟] محکم زدند😭
یکیدوتاکه نبودند/یک لشکرباهم میزدند
🔴با کعب نی زدن
منو زیر دست و پا پی در پی زدند
منو از روزی که تو رفتی هی زدند
با کعب نی زدند
(امشب اگه ناله نزنی باختیا)
(یه جمله گفت بابا) من سوخته دامنم
یه جای سالم نیست دیگه تو تنم
معجزه ست بابا این زنده بودنم
تو ندیدی بابا
موهامو کشید از عقب
حرف بد میزد بی ادب(معلومهخیلیرقیهای هستی... با این ناله ت نشون دادی)
زجر اگه دختر داشت
با من اینجوری رفتار نمیکرد...😭
بشکنه دستت چجوری جرات کردی
دست رو دختر بچه بلند کنی
خانوم جان! ببین شب سوم این غیرتیا برات چه کردند... یک کدوم از ما اگه بودیم نمیزاشتم صورتت کبود بشه
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
⚫️شب سوّم محرّم⚫️
🎤روضهخوان: #علـی_حاجیـان_فر
هدایت شده از مشق حرم | علی حاجیان فر
اشعار 10 شبی.pdf
حجم:
2.8M
﷽
📜#جزوه_سبکهای_۱۰_شبی📜
تقدیم به مدّاحان و نوحه خوانان
ـــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ
شامل ۱۰ شب محتوای سبک
🟢زمزمه | زمینه | واحد | دودمه🟢
از شب اول تا شب عاشورا
ـــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ
🎵 سبکهارو از پایین بشنوید👂
هدایت شده از مشق حرم | علی حاجیان فر
فیششباولمحرم.pdf
حجم:
970.6K
﷽
🔖#فیش_شب_اوّل_محرّم🔖
تقدیم به روضهخونای عزیز
ـــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ
📜مناجات و روضه شب اوّل📜
مناجات + روضه + گریز
ـــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ
✍مـؤلــف و نویسنده:
#علـی_حاجیـان_فر
﴿موبایلی و تازدنی﴾
ـــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ
🔗با "مشق حرم" همراه شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/128581846C53e94584aa
هدایت شده از مشق حرم | علی حاجیان فر
شباولمحرم|علیحاجیانفرkm_20240518_1080p_30f_20240706_104316.mp3
زمان:
حجم:
5.4M
سینهزنی روضهای حضرت مسلم(ع)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔴از مسلم به سیدالشهدا برگردآقا
بوی خون میاد ز کرببلا برگردآقا
برنامه دارند...
قصد ربودن عمامه دارند
بدکینه دارند...
قصدشکستناونسینهدارند
نقشه کشیدن برا پیکرت برگردآقا
قیمت گذاشتن برای سرت برگردآقا
جوونای کوفه با تیغو نیزه
نقشه کشیدن برا اصغرت برگرد آقا
امیرعالمین برگرد
اگه میشه حسین برگرد
از مسلم به سیدالشهدا برگردآقا
با اهل و عیال کوفه نیا برگردآقا
گهواره بردار...
از گوش دخترات گوشواره بردار
در انتظارن...
دارن برا سرت خورجین میارن
دغدغه سنان به نیزه هاشه
حرمله دنبال سه شعبههاشه
یه پیرمرد وحشی رو میبینم
فکر غنیمت واسه دختراشه
سیدمظلوم حسین جانم
از مسلم به سیدالشهدا برگردآقا
ای وای از شریح قاضیها برگرداقا
مهمون نوازن...
نعلهای تازه ای دارن میسازن
میگن مرتب...
معجر اضافه تر برداره زینب
اینجا تموم وعده ها دروغه
ستاره های کوفه بی فروغه
دلم میسوزه برای رقـــــیـــــه
کوچههای کوفه چقد شلوغه
یاد مدینه افتادی
وسط کوچه میزدم فریاد
بی هوا زد که مادرم افتاد
آی بیهوا زدن...رو زن باردار دست بلند کردند یارالی ننه جوان ننه...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🏴شهادت حضرتِ مسلم(ع)🏴
🎤نوحهخوان: #علـی_حاجیـان_فر
هدایت شده از مشق حرم | علی حاجیان فر
#کتاب_فوق_العاده_مَشک_پُر_اَشک📕
#ویژه_دهه_اول_محرّم_الحرام
🎙مادحین و روضهخوانانِ گرامی🎙
به مدد آقا سیدالشهدا (علیهالسلام)
✍کتاب pdf #مشک_پر_اشک_1
《فیش مناجات و روضه دهه اوّل محرّم》
بروزرسانی و تکمیل و آمادهی استفاده شد.
۲۶ عدد ، فیش کامل روضه
🟢 فهرست👇هرشب ۲تا فیش
۱🔖 مسلم بن عقیل(ع)
۲🔖 ورودیه کاروانِ کربلا
۳🔖 حضرت رقـــــیه(س)
۴🔖حضراتِ ابنــاء الزینب(ع)
۵🔖 عبـدالله بن الحســــن(ع)
۶🔖 قاسـم بن الحســـــــــن(ع)
۷🔖 حضرت عـلی اصغـــــر(ع)
۸🔖 حضرت عــلـــی اکبـــــر(ع)
۹🔖 حضرت عبـاس(ع) تاسوعا
۱۰🔖 شـب عاشـــــورای حســینی
۱۱🔖 شـام غـریبـــانِ اهل حـــــرم
۱۲🔖حرکــت اُســـراء از کربلا به کوفه
۱۳🔖اسارت حضرت زینب(س) شام
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
✍مؤلف و نویسنده: #علـی_حاجیـان_فر
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
1⃣ نکته مهم اول :
برای هرشب، دو تا فیش حرفهای و کاربردی
یکی برای اجراهای طولانی و یکی اجرای کوتاه
و در مجموع 《۲۶ فیش》 تقدیم میشود.
2⃣ نکته مهم دوم :
همه فیشها همراه با صوت اجرای آموزشی🔊
بانــوای: استاد حاجیـــــانفر تقدیم میشود.
3⃣ نکته مهم سوم :
این مجموعه، بصورت نسخه الکترونیک 📝
یا همان Pdf و با کیفیتِ بالا تقدیم میشود.
4⃣ نکته مهم چهارم :
افرادی که قبلا مشکپراشک1 رو خریدند📥
همان نسخه قبلی کارشان را راه می اندازد و
لزومی ندارد که نسخه جدید را خرید کنند.
البته نسخهی الآن طراحی جدید و بروزرسانی
شده و قطعأ امتیازاتی دارد که قبلی نداشت.
5⃣ نکته مهم پنجم :
صفحهبندی کتاب به ۲ حالت تقدیم میشود
📲نسخهموبایلی؛ میتونید از موبایل بخونید
📑نسخهتازدنی؛ میشه پرینت بگیریدُبخونید
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
هدایت شده از روضه دفتری
#متن_روضه_شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه_س
#کربلایی_محمد_علی_رضایی
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا سَیِّدَتَنـا رُقَیَّةَ، عَلَیْکِ التَّحِیَّةُ وَاَلسَّلامُ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ عَلِیِّ بْنِ اَبی طالِبِ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَیِّدَةِ نِسـاءِ الْعالَمینَ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ خَدیجَةَ الْکُبْرى اُمِّ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ،
توئی ماه من و من چون ستاره
غمم گشته پدرجان بیشماره
اگر روی کبودم را تو دیدی
مکن دیگر نظر بر گوش پاره
چیشده مگه گوشت؟
گفت الان میگم بابا
چشم عمو به داد منو معجرم رسید
اما بابا
حیف از دو گوشواره که یک بی حیا کشید
هرچی گفتم نکش خودم درمیارم گوشواره رو بهت میدم
گوش نکرد بابا
بیا بشنو پدرجان صحبتم را
غم تو بُرده از کف طاقتم را
دو چشم خویش را یک لحظه وا کن
ببین سیلی چه کرده صورتم را
مرا دشمن به قصد کُشت میزد
به جسم کوچک من مُشت میزد
هرآن گه پایم از ره خسته میشد
مرا با نیزهای از پُشت میزد
***
باباجون همه مارو با یه طناب زنجیروار به هم بسته بودند
جلوی قافله زین العابدین نفر آخر عمه م زینب بود
اینو امام سجاد نقل میکنه:میگه مونده بودم اگه یواش میرفتم از پشت سر عمه م زینب و میزدن
اگه تند میرفتم بچه ها زمین میخوردن،تا یکم تند میرفتم بچه ها همه رو هم میفتادن
نبودی از همه کتک خوردم
یه جوری زد که عمه گفت مردم
به خاطر تو طاقت آوردم
بابا بابایی۲ 😭😭
بیابونا نمیره از یادم
تو راه کوفه بابا جون دادم
تو خواب من از رو ناقه افتادم
رو نیزه بودی. ۲😭😭
سه سالتو چقدر دادن آزار
گوشای خونیمو دیدی انگار
بذار بگم چی شد توی بازار
رو نیزه بودی ۲😭😭
مارو بهم دیگه نشون میدن
به زور النگوهامو دزدیدن
بابا نامحرما منو دیدن
بابا بابایی ۲😭😭
شمردن دیدن یک نفر جامونده از قافله
زجر نانجیب برگشت
زیر بوته ها، نگاه کرد دید یه بوته داره میلرزه، گفت پیداش کردم، آروم آروم اومد، با لگد، بچه اومد بیرون، نزن، أینَ اَبوی؟، أینَ اَبوی؟، آوردش بالا، یدونه که زد، دیگه نگفت أینَ اَب، أینَ عَمّیَ العَبّاس؟
عموم کجاست؟، یتیم گیر آورده
حالا کاروان توی شهر اومده:::::::::
يك سنگ از ميان دو نيزه عبور كرد
شكر خدا به جاي سرت خورد بر سرم
جـان رباب، شكر خدا سنگ دومي
جاي سر پسرت خورد بر سرم
از بین نیزه پیرزنی گیسوی مرا
با بغض چندساله ی تو بی هوا کشید
آخ خانوم آی خانوم
بابا مگه نگفتی صدقه بر خاندان اهل بیت حرامه
بابا از پشت بام برا ما نون و خرما پرت میکردن🖤🖤🖤
@mohamadalirezaie
هدایت شده از روضه دفتری
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
#روضه(2)
#روضه حضرت رقیه (س)
بسم الله الرحمن الرحیم
یا رحمن یا رحیم
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ. وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَفی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.
یاصاحب زمان
ْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَین
⬅️آجر و مزده شما برادران و خواهران عزاداران با بی بی دوعالم فاطمه (س)انشاالله به آبروی ابا عبدالله در هر گوشه ای از این مجلس ومحفل نشسته آید حاجت روا بشید بریم درخانه دختر سه ساله اباعبدالله امشب بگو حسین جانم مجلس سه ساله ا ت است دیگه دست خالی ردمان نکنی
🔶به روی نیزهها از دور میدیدم سرت را
🔶بابا! تو هم دیدی دو چشم دخترت را؟
🔶چشمانم از داغ تو شد باغ شقایق
🔶در خون رها وقتی که دیدم پیکرت را
🔶ای کاش جای آن همه شمشیر و نیزه
🔶یک بار میشد من ببوسم حنجرت را
🔶بابا تو که گفتی به ما از گوشواره
🔶همراه خود بردی چرا انگشترت را
🔶با ضرب سیلی تا که افتادم ز ناقه
🔶دیدم کبودیهای چشم مادرت را
🔶یک روز بودم یاس باغ آرزویت
🔶حالا بیا با خود ببر نیلوفرت را
⬅️عزیزانی که درگوشه ازاین مجلس نشسته آید میدونم گرفتاری میدونم مریض داری میدونم برای حاجت امدید امروز (امشب) بگو حسین جانم به صورت سیلی خورده دخترت دیگه ما را دست خالی ردمان نکنی
▪️رقیه دخترزهرا اطهر
▪️دل جان می شود از او مطهر
▪️رقیه جان توی دوردانه عشق
▪️بود روشن زتو کاشانه عشق
⬅️عزیزان ما نمی دانیم خدا لیاقت بده که بریم از نزدیک قبر بی بی رقیه را رازیارت کنیم یا نه بی بی با این دستهای کوچکش خیلی از گره ها را باز می کنه
🔻بی بی جان
🔸غم خودرا بی افزا دردل من
🔸توی یک دانه غم خانه عشق
🔸رقیه جان به ما منت گذاری
🔸گدایی از گدایانت شماری
🔸امید آن است که در فردای محشر
🔸مرا جزء محبانت شماری
دیدم آرام آرام آمد مقابل سر بریده بابا چه مخواد بگه عزیزان ای کسی که دختر سه ساله دارید دستهای کوچکشه بلند کرد گویا از بابا تمنا داره چه گفت ، گفت بابا جانم دلم برات تنگ شده انشالا هیچ فرزندی را چشم انتظار بابا نکنه دختر دارها می دونن من چه می گم بابا غرور دختره دیدی هروقت دل تنگ بابا میشه یاد بابا می کنه میگه بابام می خواهد خونم بیاد
انشاالله همه دختران تان عاقبت به خیر بشن، حالا درد دل سه ساله حسین گوش کن بابا دیگه خسته شدم ازاین سفر بابا جان که میای منو ببری بابا ،خداکنه یتیم نشی اخ بمیرم آن قدر بهش تازیانه زدند اخ شما هم امشب (امروز)یتیم نوازی کنید آرام آرام آمد جلو مقابل سر بریده بابا سر بابا رادرآغوش گرفت😭
صدا زد بابای خوبم
🔸به قربان سر نورانی تو
🔸چرا خون ریزد از پیشانی تو
🔸رخ من نیلی از سیلی است بابا
🔸لبان تو چرا نیلی است بابا
بابا کی با چوب به لب و دندانت زده
اما میخام بگم😭
بابای خوبم
🔸تو از چوب جفا داری نشانه
🔸مرا باشد نشان از تازیانه
اگه با چوب به لب و دندان تو زدن...
اما به منم تازیانه زدن..😭.
🔸مرا باشد نشان از تازیانه
بابا دیگه طاقت تازیانه ندارم.
طاقت سیلی خوردن ندارم.
طاقت سنگ خوردن ندارم.
🔸ز تو دارم تمنا جان بابا
🔸مرا با خود ببر در نزد زهرا
علي لعنة الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون
التماس دعا
احمد بهزادی
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️