هدایت شده از روضه دفتری
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
#روضه امام حسین (ع)
#گریز حضرت علی اصغر(ع)
بسم الله الرحمن ارحیم
یا رحمن یا رحیم
السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُم
ْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْن
حالا دلها اماده شد بریم کربلا به یا د ان لحظه ای که اقا ابا عبدالله می فرمودند لا حول ولاقوه الا بلا العلیم العظیم یعنی بدانید که هنوز من زنده ام اما یک وقت دیدند صدای اقا به گوش نمی رسد😭
همه از خیمه ها بیرون دویدند
ولی سالار زینب را ندیدند 😭
امدند جلوی ذوالجناح حلقه زدندهر کدام سوالی میکنه یکی سوال میکنه بگو ذوالجناح بابایمان چه شدیکی سوال میکنه بگو ذوالجناح عمویمان عبا س چه شد یکی سوال میکنه ببینم ذوالجناح برادرمان علی اکبر چه شد یک وقت دیدند سکینه امد عناب ذوالجناح به دست گرفت بگو ببینم ذوالجناح تو که بی وفا نبودی آیا آن لحظه ای که بابایم را شهید کردند آیا بهش آب دادند یا نه دیدند😭 ذوالجناح سر به زمین می کوبه یعنی بابایتان را با لب تشنه شهیدش کردند یک وقت ذوالجناح به سمت گودال قتلگاه حرکت کرد زینب وکودکان پشت سر ذوالجناح ای می دویدند ای به زمین می خوردند بلند می شدند تا رسیدند به تل زینبیه عزیزانی که کربلا رفتند میدوند تل زینبیه نزدیک قتلگاه است 😭
اما زبان حالی دارد بی بی زینب
🔸گلی گم کردم می جویم او را
🔸به هر گل می رسم می بویم او را
🔸گل من یک نشانی در بدن داشت
🔸یکی پیراهن کهنه به تن داشت
⬅️یادشهدا امام شهدا اموات جمع حاضرا ازاین مجلس ومحفل فیض ببرندامامیدونم کسانی هستند که درگوشه ای از این مجلس نشسته اند گرفتارند حاجت دارند مریض دارند به هرنیتی آمدند انشاالله حاجت روابشند
از همين جا دلت را روانه کن کربلا
برای علی اصغر امام حسین ناله بزنید چون با آن دستهای کوچکش خیلی گره های بزرگی رابازمی کنه انشالا به هرنیتی شرکت نموده اید حاجت روا بشیید
اما مادرانی که بچه ی کوچک دارید کجای مجلس نشسته ای امروز به یاد مادر علی اصغر ناله بزنید اما ازهمه روضه خوان ، مادر علی اصغره، چه می گفت، عزیزان شما حاضرید کوچکترین خراشی زیر گلو بچه شما باشه اما این جایی روضه را اززبان مادر علی اصغربخوانم
لالا لالا لالا لالا، لالای علی اصغر
آروم بخواب مادر
چه قدر گردن بچه شُله،همچین كه بغلش كنی،سرش میاُفته😭
این قدر با گریه هات من و آتیش نزن مادر
لالای علی اصغر
تو خیمه ها نمونده، نه آبی و نه شیری
داری جلوی چشمام، آروم آروم میمیری
حسین.😭
طاقت بیار خدای ما بزرگه ای اصغر
آرم بخواب مادر
زبونت و دور لبات نچرخون ای مادر
لالای علی اصغر
لالا می گم بخوابی، تا عموت آب بیاره
قول عموت عزیزم، اصلاً نشد نداره
الا لعنة الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون
التماس دعا
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
هدایت شده از کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
امسالم الهی که محرم روببینم
بوی محرم میاد...
😭😭😭
محمدفصولی
عربی،فارسی
مشکی می پوشم گرم چاووشم؛ یاد شش گوشم دوستت دارم…
ای اصل ایمان ای جان جانان؛ عشق بی پایان دوستت دارم
کاری کن؛ تسلای قلب مادرت باشم…
امسالم مثل هر سال آقا؛ نوکرت باشم

روز و شب پریشونِ جسم بی سرت باشم!
نزدیکه غمت ماه ماتمت؛ امسالم الهی که محرم رو ببینم
بی تابم حسین اربابم حسین؛ از حالا به فکر کربلا و اربعینم
کاشکی اربعین با دست ساقی؛ مهمونم کنی چای عراقی
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
محمد الجنامی محمد فصولی الكربلایی مشکی میپوشم گرم چاووشم یاد شش گوشم
@majmaozakerine
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
هدایت شده از کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
❣﷽❣
⏺ #سینه_زنی #اسارت #شام
⏺ #پشنهادم
نظر به حال من بی پناه کن/حسین جان۲
از روی نیزه خواهر و نگاه کن/حسین جان۲
شده پر از حرامیا
دور و برم حسین من
بیا ببین قاتل توست
همسفرم حسین من
⏺وای حسین …
یا
⏺ (حسین من...)
نیستی ببینی خون بر دلم شد/حسین جان۲
حرمله نزدیک به محملم شد/حسین جان۲
داره آتیشم میزنه
نگاه نامحرم حسین
اونکه بریده سرتو
داد کشید سرم حسین
⏺وای حسین …
چشماتو رو نیزه ببند برادر /حسین جان۲
نبینی سنگ میزنن به خواهر/حسین جان۲
هرچی که سنگ میزنن
کاش بخوره به خواهرت
ولی یدونه سنگ هم
نیاد به نزدیک سرت
⏺وای حسین …
خیره شده رقیه دختر تو /حسین جان۲
رو نیزه ها به زخم حنجر تو/حسین جان۲
فدای رگهای گلوت
فدای چشمای ترت
تا دلش آروم بگیره
نگاه کن به دخترت
⏺وای حسین …
(#عبدالزهرا)
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
هدایت شده از ترحیم خوانی مجمع الذاکرین
◼️آی دلای آماده،،
روز عاشورا،،، حسین زهرا،،،
اومد با اهل خیام خدا حافظی کنه،،،
خودشم بره،،،
وداع سختی داشت،،،،
آی عزیزان داغ دیده،،،
آی پدر از دست داده ها،،،
نمیدونم اون لحظه آخر،،،
چجوری با پدر وداع کردی،،،
نمیدونم اون لحظه آخر،،،
سر بابا رو به دامن گرفتی یانه،،،
نمیدونم چه حالی داشتی،،،
داغ پدر سنگینه،،،
خدا صبرتون بده،،،
آقا امام حسین هرجوری بود،،،
با اهل خیمه وداع کرد،،،
سوار بر ذوالجناحش شد،،،
روانه میدان شد،،،
اما هر کاری میکنه،،،
ذوالجناح قدم از قدم برنمیداره،،،
آی ذوالجناح،،،
تو دیگه چرا بامن لج میکنی امروز...؟
یه وقت دید حیوون،،،،
سرش و پایین انداخته،،،
یعنی تو میگی برو،،،
اما دخترت نمیزاره برم ،،،
آقا متوجه شد دید دخترش سکینه پاهای ذوالجناح و گرفته،،،
🍁اگر نازی کند دختر خریدارش پدر باشد
🍁بزرگی کن ببوس این دخترکوچکتر خود را
سکینه صدا زد بابا،،،
باید از اسب پیاده بشی،،،
حضرت پیاده شد فرمودبگو دخترم،،،
بگو عزیز دل بابا،،،
گفت بابا... باید رو زمین بشینی..
یتیم نوازا کجا نشستن،،،؟
داغ دیده ها کجا نشستن،،،؟
سکینه گفت بابا یادت میاد وقتی،،،
مسلم به شهادت رسید،،،
اومدی دخترش و رو زانوت نشوندی،،،،
نوازشش کردی،،،
دست یتیمی به سرو روش کشیدی،،،
بابا،،،میدونم دیگه از میدان برنمی گردی،،،
میدونم یتیم میشم ،،،
اما خواستم این لحظه آخر رودامنت بشینم،،،
دست یتیمی به سرم بکشی،،،
صدا زد بابا ( رُدَّنٰا اِليٰ حَرَمِ جَدَّنٰا )
بابا مارو به مدینه پیغمبر برگردون،،،
ابی عبدالله صدا زد دخترم برگرد بابا،،،
با این اشکات قلب منو آتیش نزن بابا،،،
سکینه برگشت خیمه،،،
منتظر بابا بود،،،
⬅️یه وقت صدای ذوالجناح اومد،،،
بی بی سکینه دوید از خیمه بیرون،،،
دید ذوالجناح تنها برگشته،،،
زین اسب واژگونه،،،
یال غرقه خونه،،،
صدای گریش بلند شد،،،
وا محمّداه،،،واغریباه،،،واحسیناه،،،
آی ذوالجناح،،،
بگو ببینم بابام چی شد؟
صدا زد
«یَا جَوادَ أبِی، هَلْ سُقِیَ ابی أوْ قَتَلُوهُ عَطْشَاناً»
آی ذوالجناح،،،
وقتی بابام رفت میدون،،،
بگو ببینم آیا به بابام آب دادن،،،
یا با لب تشنه شهیدش کردن،،،؟
◾️امان... امان …امان از یتیمی،،،
امان از اون لحظه ای که،،،
مظلومانه اومد گودال قتلگاه،،،
ديد عمه جانش زینب،،،
داره با بدن،،،
بي سر و قطعه قطعه ای صحبت میکنه،،،
صدا زدعمه جان،،، این بدن کیه؟
نشناخت بدن باباش و،،،
عزیز دلم سکینه جان،،،
حق داری نشناسی…
«هذا نعش أبيک الحسين»
اين بدن بابای مظلومت حسينه،،،
⏹تا اینو شنید،،،
خودشو انداخت رو بدن بابا…
بابا تو که یتیم نواز بودی ،،،
منم دخترت سکینه،،،
به قدری ناله زد بیهوش شد،،،
وقتی به هوش اومد صدا زد:
یا ابتا،،، أنظر الی عمتی المضروبه،،،
بابا،،،ببین دارن عمه ام زینب و میزنن،،،
صدا زد بابا،،،
ما رو بزنن تازیانه بزنن،،،
اما مارو میان نامحرما نبرن،،،
یه جمله دیگه بگم و التماس دعا،،،
اینجا سکینه پیکر بابارو دید،،،
بی هوش شد،،،
بریم گوشه خرابه شام،،،
همنوا بشیم با بی بی رقیه،،،
دلا بسوزه برا رقیه سه ساله،،،
اونقده بهونه بابارو گرفت،،،
نانجیب دستور داد،،،
سر بریده حسین و براش ببرید،،،
سر بریده باباش و براش بردن،،،
رقیه با همون دستای کوچیکش،،،
سر بابا رو به دامن گرفت،،،
صدا زد،،،
🔻با اشک چشمام میشورم خاکسترای روتو
🔻عمه یادم داد ببوسم زخم رگ گلوتو
بابا،،،،کی سرو صورتت و خونی و خاکستری کرده،،،؟
کی رگای گردنت و بریده بابا،،،؟
بابا،،،،چرا پیشونیت جای سنگه ،،،؟
عمه ام زینب،،،
خیلی منو میبوسید و گریه میکرد،،،
به گمانم به مادرت زهرا هم،،،
مثل من تازیانه زده اند،،،
بابا،،،
ببین حالا به مادرت شبیه تر شده ام،،،
چرا؟
آخه صورت منم،،،
مثل صورت مادرت کبود شده،،،
بابا ،،،،شنیدم مادرت وقتی راه میرفت،،،
دست به دیوار میگرفت،،،
منم سه سالمه،،،
اما وقتی راه میرم،،،
دست به دیوار میگیرم،،،
اونقدر رقیه با سر بابا درد دل کرد،،،
یه وقت دیدن رقیه از دنیا رفت
یتیمی درد بی درمان یتیمی
یتیمی خواری دوران یتیمی
الهی طفل بی بابا نباشد
اگر باشد کتک خورده نباشد
هرکجا نشسته ای سه مرتبه از سویدای دلت،،،
بلند بگو یا حسین،،،
هدایت شده از ترحیم خوانی مجمع الذاکرین
زمان:
حجم:
3.8M
ختم پدر،روضه حضرت سکینه و گریز به روضه حضرت رقیه س
🎤کربلایی پرندوش
#ترحیم_خوانی_مجمع_الذاکرین
هدایت شده از ترحیم خوانی مجمع الذاکرین
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀▪️▪️▪️▪️
#روضه مجلس ختم برادر جوان
#روضه علی اکبر(ع)
#روز دوم (هفتم (چهلم سالگرد)
بسم الله الرحمن الرحیم
یا رحمن یا رحیم
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ، وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنآئِکَ، عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ، وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ، وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ، وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
برادر
سبک_دشتی
♦️تو ای دنیا مرا کردی زمین گیر
♦️شکستی پشت من کردی مرا پیر
♦️جفا کردی به من در این زمانه
♦️ زسوز سینه خوانم من ترانه
♦️زکف بردی تو نور دیده گانم
♦️ز داغش دل غمین و ناتوانم
♦️انیس و مونس من بود برادر
♦️ندارم من کسی غمخوار و یاور
♦️نخواهم بی برادر دار دنیا
♦️ شرر زد بر دلم ای حی یکتا
♦️برادر مرده دائم گوشه گیر است
♦️قدش خم گشته انگاری که پیر است
♦️برادر مرده آرامش ندارد
♦️به کس در این جهان سازش ندارد
♦️دو چشمش در فراقش اشکبار است
♦️تو گویی همچنان ابر بهار است
♦️الهی در جهان ای حی داور
♦️نبیند هیچ کسی داغ برادر
⬅️خانواده محترم .......شما برادری جوانی را ازدست دادید مدت دو روز........جای خالی برادر را احساس انشاءالله خداوند به شما عزیزان صبربده ا عزیزان داغ برادر خیلی سخته انشاءالله خدا کنه کسی تو مجلس ما نباشه که داغ برادر دیده باشه
حالا دلت آماده شد روضه برادر برات بخونم روح این عزیز برادر فیض ببرد اما عزیزان داغ برادر هم برای برادر سخته هم خواهر ..داغ برادرکمربرادررامی شکنه وقتی آقا امام حسین آمد کنار برادرش عباس 😭کنار بدن عباسش نشست چه گفت برادران داغ دیده صدازد برادرجان عباسم داداش
به خدا قسم کمرم شکست یعنی حسین دیگه بی برادرش شد ااما مرگ برادر برای خواهرا هم سخت است روضه جوانه
حالا دلتو ببر کربلا اشکاتو آمیخته کن بااشکای امام حسین (ع)
اما جانها به سوزد برآن حسینی که وقتی فریاد علی اکبر را شنیدند با عجله آمدند بربالین جوانش علی اکبر قرارگرفت نشت کنار میوه دلش
انشاالله هیچ پدری را داغ جوان نشان ندهد
سرعلی را به دامن گرفت دلش ارام نشد سرعلی را به سینه چسپانید دلش تسلی پیدا نکرد
یک وقت خم شد صورت به صورت علی گذاشت فرمودقتل الله قومٵ قتلوک بابا خدا بکشد کشته شدگان تورا علی جان هرکاری کرد نتوانست بدن علی اکبر رابه خیمه ببرد
صدا زد
🔸جوانان بنی هاشم بیاید
🔸علی را بر درخیمه رسانید
🔸خدا داند که من طاقت ندارم
🔸علی را بردرخیمه رسانم
حسین آرام جانم..حسین روح روانم
الا لعنة الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون
التماس دعا
احمد بهزادی
🥀🥀🥀🥀🥀▪️▪️▪️▪️▪️▪️
۱۴۰۳/۴/۹
هدایت شده از ترحیم خوانی مجمع الذاکرین
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀▪️▪️▪️▪️
#مجلس ترحیم
# ختم مادر
تازه فوت شده چند روز
روضه فاطمه زهرا(س)
گریز امام جواد(ع) شام شهادت
بسم الله الرحمن الرحیم
یا رحمن یا رحیم
یا فاطِمَةُ الزَّهْراءُ، یَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ، یَا قُرَّةَ عَیْنِ الرَّسُولِ، یَا سَیِّدَتَنا وَ مَوْلاتَنا إِنَّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکِ إِلَی اللّٰهِ وَ قَدَّمْناکِ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا، یَا وَجِیهَةً عِنْدَ اللّٰهِ اشْفَعِی لَنا عِنْدَ اللّٰهِ؛
♦️زندگی طعم خوشی داشت اگر مادر بود)
♦️دلم زارم چه غمی داشت اگرمادربود بود
♦️باغبان فلک از داغ به خاک دل من
♦️بذراندوه نمیکاشت اگر مادربود
♦️هیچ غمهای جهان دردل حسرت زده ام
♦️تا ابد پای نمیزاشت اگر مادربود
♦️خانه تاریک شده بی گل رویش حالا
♦️خانه ام برگ وبری داشت اگر مادر بود
♦️بال میزد دل من تا بخدا بانگهش
♦️دل من بال وپری داشت اگر مادربود
♦️چه مادری که طاقت اشکهای من غمدیده را نداشت
♦️طاقت دیدن اشک منه غمدیده نداشت
♦️گریه هایم ثمری داشت اگر مادر بود
⬅️اخ قربان دردهای دلت بشم مادر
امیداست فاطمه دستت بگیرد
اخه مادر یک عمری برای زهرا مرضیه اشک ریختی مادر😭😭
برای حسین فاطمه عزاداری کردید
🔸امید فاطمه دست بگیرد😭
🔸که تودر روضه زهرا نشستی
🔸دوچشمی ای فلک پر آب دارم
🔸دلی پر غصه وبی تاب دارم
🔸چرا چون مرغ شب از دل ننالم
🔸که این جا مادری درخواب دارم
⏪ای عزیزان دلم خدا به شما صبر بده داغ مادر دیدید خیلی سخته
خانواده محترم شما چند روزه صدای نازنین مادر به گوش شما نمی رسه
چند روزه جای خالی مادرو احساس می کنید به خدا قسم هیچ کس جای مادر رابرای شما نمی گیرد اما دیگه یتیم شدید واقعا خیلی سخته انشاالله هیچ خانواده ای را داغ مادر نشان ندهدخدا به شما صبربده
اما جمله ای از زبان شما عزیزان بگم
🔸همی نالم که مادر دربرم نیست
🔸صفای وسایه او برسرم نیست
🔸مرا گر دولت عالم ببخشید
🔸برابر با نگاه مادرم نیست
⬅️ اما دخترهای مرحومه کجا نشسته ای نمی دانم به یاد کدام خاطره مادر اشک می ریزید تنها یادگار مادر چادر نمازاست که یاد دختر نمی ره اما من یک مادری را سراغ دارم گفتند یادگاری ان راجمع کند اما مولا علی گفت یادگاریها را جمع کنم خون روی در دیواررا چکارکنم
اما هنوز زود بود که ما را تنها بگذاری مادر ،بی مادری سخته مادر، اما دلها امده شد بریم مدینه دلها بسوزه برای
ان مادری که نیمه شب غسل دادند
بمیرم چه کرد مولا علی به وصیت زهرا...
⬅️میگن شبانه بدن زهراش را ارام ارام غسل داد اسماء روی بدن زهرا آب می ریخت یک وقت اسماء متوجه شد
دست ازغسل کشید دست بر دیوار غربت گذاشت صدای ناله علی بلندشد لا اله الا الله...
صدازدعلی جان چرا بلند گریه می کنید...
صدا زد اسماء دست روی دلم نگذار حالا دستم رسید به بازوی ورم کرده زهرا
دستت رسید به بازوی طاقت نیاوردی
اما علی جان نبودی کربلا آن ساعتی
که زینب آمد گودی قتلگاه ...
شمشیر شکسته ها را نیزه شکسته ها
را کنار زد چه دید حلقوم بریده برادر
یاد شهدا امام شهدا اموات جمع حاضر الخصوص روح این مادر ازاین مجلس ومحفل فیض ببرد عزیزان داغ دیده مجلس این مادر مصادف است با شام شهادت امام جواد(ع) گریزی هم در این خصوص داشته باشیم
⏪از همین جا دلت را روانه آن حجره ای کن که امام جواد میان حجره افتاده بود، از سوز زهر به خود می پیچید، امّا کشنده تر از این زهر ، زهر بی وفائی همسرش بود، بمیرم برات آقا، محرمی نداشتی، چه کشید جواد الائمه، آن ساعتی که دید امُ الفضل دَرِ حجره را بست ، کنیزانش را جمع کرد و گفت : شادی کنید تا کسی صدای نالۀ امام را نشنود، بعدِ شهادت هم دستور داد بدن امام را بالای بام مقابل آفتاب قرار دهند، اما کبوتر ها می آمدند بالهاشون را به هم می دادند تا آفتاب به این بدن نتابد، اما عاشقان امام جواد، این بدن دیگه برهنه نبود، این بدن دیگه بی سر نبود ، این بدن پاره پاره نبود.
رحمت خدا بر این ناله ها، ای دلهای آماده، بمیرم برای عزیز فاطمه حسین، که دخترش بدن بابا را نشناخت، صدا زد عمه این بدن کیه که داری دردو دل می کنی؟ فرمود: سکینه جان این بدن بابایت حسینِ،
حسین آرام جانم..حسین روح روانم
علي لعنة الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون
احمد بهزادی
التماس دعا
🥀🥀🥀🥀🥀🥀▪️▪️▪️
1403/3/18
هدایت شده از روضه دفتری
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
#روضه اربعین حسینی
بسم الله الرحمن الرحیم
یا رحمن یا رحیم
"السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
⬅️اجرو مزده شما برادران و خواهران وعزاداران با بی بی دو عالم فاطمه زهرا (س) انشاالله درهر گوشه ای از این مجلس ومحفل نشسته آید حاجت روا بشید شفای همه مریض ها انشاالله ..روز اربعین حسینی است خوش به حال کسانی که رفتن کربلا و اربعین کربلا هستند انشاالله دعا کنید قسمت بشه ماه ها هم در چنین روزی کربلا باشیم خیلی ها حالا رفتند درپیاده روی اربعین حسینی شرکت کنند بگیم حسین جان درروزعاشورا فریادت بلند شد تا کسی شما را یاری کنند ولی حالا ببین هزاران عاشق دلسوخته دارند می یان کربلا اربعین کربلا باشد حالا دلها آماده برات روضه بخونم همه اموات فیض ببرند
🔸اربعین آمد و چشم ها باز گریان می شود
🔸کربلا ماتم سرای اهل ایمان می شود
🔸غصه های آل طه در مسیر کوفه و شام
🔸یاد شام تارشان در کنج ویران می شود
🔸باز تازه غصه های کربلا در نزد زینب
🔸سید سجاد زین غم اشک ریزان می شود
🔸مجلس شام یزید و لعل لب های حسین
🔸زیر چوب خیزران باز خونریزان می شود
🔸گوشه ویرانه گویا غنچه ای روییده است
🔸آه و صد افسوس که آن هم برگ ریزان می شود
🔸باز گویا یک سری بی تن به نزددخترش
🔸یا که خورشیدی به نزد ماه میهمان می شود
🔸باز گویا دختری از شوق دیدار پدر
🔸گریه و زاری نموده تا که بی جان می شود
🔸باز گویا جابر آید با عطیه کربلا
🔸حال او زین ماتم عظمی پریشان می شود
🔸باز گویا زینب غم دیده از شام بلا
🔸می رسد بر کربلا و زار و نالان می شود
🔸کاروان آل یاسین مجلسی برپا نموده
🔸دشت خون با اشک زینب سیر باران می شود
🔸غم فزون گشته زحد غمخوار زینب رفته است
🔸تا ابد دنیای او همچون غمستان می شود
🔸ناله های زینب و خون دل سجاد دین
🔸تازه است هر روز تا مهدی نمایان می شود
⬅️قافله رسید سر دو راهی. بشیر اومد خدمت امام سجاد( ع) ـفرمود یابن رسول الله .
یه راه میره مدینه .
یه راه میره کربلا.
کدوم راهُ بریم؟
امام سجاد فرمود بشیرقافله سالار ما عمه ام زینبه، برید از عمه جانم زینب سوال کنید.
⏪بشیر میگه اومدم خدمت دختر علی زینب.
بی بی جان مدینه بریم یا کربلا....
میگه بی بی تا نام کربلا رو شنید، اشک از چشماش جاری شد.
فرمود بشیر ما رو ببر کربلا.
چهل روزه عزیزانمونو ندیدیم.
چهل روزه حسینمو ندیدم.. نگذاشتن ما مجلس عزا براشون بگیریم خواهرا کجای مجلس نشسته آید می دونید خواهر یک لحظه طاقت دوری برادر رو نداره زینبی که یک لحظه از حسین جدا نبود چهل روزه از حسینش دوربود .
آی کربلا زینب داره میاد اون یه عالمه خاطره داره فرصت گریه کردن نداشته.
روز اربعین قافله ای که چهل روزه بود عزیزانشونُ ندیده بودن اومدن کربلا .
آخ کاروان رسید کربلا..
این زن و بچه برا دومین بار از این ناقه ها پایین اومدن .
اما اولین بار روز دوم محرم بود...
وقتی میخواستن از ناقه ها پایین بیان،،
جوونای بنی هاشم اومدن..
هر کدوم این زن و بچه ها رو پیاده کردند.
با احترام وارد زمین کربلا شدن..
وقتی زینب میخواست از ناقه پیاده بشه ،علی اکبر اومد.، ،،
عمه جان دستتو بده به من پیاده شو ..
عباس اومد ، زانو زمین زد .
خواهرم زینب پاتو رو زانوی عباست بزار پیاده شو ..
با چه عزت و احترامی همه رو پیاده کردن
💔اما اما اما آی کربلائیا..
💔 روز اربعین وقتی خواستن از ناقه ها پایین بیان دیگه بچه ها کسی رو ندیدن ..
نه عباسی هست..
نه علی اکبری هست.
از بالای ناقه ها خودشونو زمین می انداختن .
هر کدوم کنار قبری رفتن.
◾️هر یکی سوی مزاری میدوید
▪️هر یکی قبری در آغوش میکشید
◾️ناگهان بانوی قد خمیده ای
▪️قد خمیده مو پریشان خسته ای
◾️گفت یارب چه سازم یا کریم
▪️رو سوی قبر که باشم یا رحیم
◾️ناگهان آمد به خود با شور و شین
▪️دید بنشسته سر قبر حسین
⬅️زینب اومد کنار قبر برادر. حسین نشت.
🔸(شاید درد دلش این بوده باشه)
حسین جان یادته تو کربلا هر کشته ای رو می آوردی من اولین نفر بودم که از خیمه بیرون می اومدم حسین جان.
یه جا نیومدم.
(یادته حسین جان)
اونم اون وقتی بود که دیدم بدن عزیزانم عون و جعفر رو آوردی.
حسین جان میدونی چرا نیومدم.
هدایت شده از روضه دفتری
ترسیدم چشات به چشام بیفته از من خجالت بکشی داداش.
حسین جان حالا بیا تلافی کن
سراغ رقیه تو از من نگیر حسین جان
وقتی سرتو وارد خرابه کردن
داداش که درکنار سرت درخرابه شام جان داده
حسین آرام جانم حسین روح روانم
الا لعنة الله علي القوم الظالمين
احمد بهزادی
التماس دعا
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴