eitaa logo
دکتر نظریان مفید
313 دنبال‌کننده
38 عکس
7 ویدیو
0 فایل
《وَنُريدُأَن نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ استُضعِفوافِي الأَرضِ وَنَجعَلَهُم أَئِمَّةً وَنَجعَلَهُمُ الوارِثينَ》(قصص:۵) #عدالت_پژوه #دلواپس اما بسیار #امیدوار با مقداری دغدغه برای #علوم_انسانی_اسلامی
مشاهده در ایتا
دانلود
آقای عراقچی باز حرف زده و برای توجیه مذاکره با آمریکا گفته: هیچ‌کس فکر نمی‌کرد که ایران دشمن را مجبور کند که برای مذاکره درخواست دهد. محض یادآوری آقای عراقچی باید بگوییم اولا؛ قبل از جنگ هم آمریکا بارها و بارها مذاکره را خواسته بود. این موضوع ابدا برای بعد از جنگ نیست. انگار یادتان رفته که درحال مذاکره بودید که به کشور حمله شد. لذا مذاکره نتیجه جنگ نبود بلکه ترمز جنگ بود. کما اینکه در گفته شما تلویحا اعتراف به وضعیت بد و سخت آمریکا بود و شما با مذاکره او را نجات دادید. دوم آنکه باید سخن را دقیق بیان کرد. درست آن است که بگوییم هیچ کس فکر نمی‌کرد بعد از دوبار حمله در میان مذاکرات و شهادت رهبر انقلاب، جنایت مدرسه شجره طیبه و شهادت تعداد کثیری از هم وطنان، هنوز جماعت عقب مانده‌ای در ایران باشند که باز هم برای مذاکره با آمریکا پیش گام شوند و از هم سبقت بگیرند. واقعا دنیا دارد با تعجب شما را نگاه می‌کند. "محمد تقی نظریان مفید" @Nazarian_Mofid
قناعت؛ ثروتی که پایان نمی‌پذیرد امیرالمؤمنین(ع) در حکمت 475 می‌فرماید: «الْقَنَاعَةُ مَالٌ لَا يَنْفَدُ» «قناعت مالی است که پایان نمی‌پذیرد.» این روایت در ظاهر اخلاقی است، اما از نظر مفهومی روایتی عمیقاً اقتصادی است؛ زیرا درباره مصرف، خواسته، رضایت، منابع و نسبت انسان با داشته‌هایش سخن می‌گوید. اما قناعت در نگاه اقتصاد متعارف چگونه فهمیده می‌شود؟ اقتصاد متعارف، مسئله اقتصادی را عمدتاً تخصیص منابع محدود به خواسته‌های نامحدود می‌داند. در این چارچوب، مصرف یکی از مهم‌ترین منابع مطلوبیت است و افزایش مصرف، تا جایی که مطلوبیت ایجاد کند، مطلوب تلقی می‌شود. در منطق مصرف‌گرایی مدرن نیز مصرف فقط برای رفع نیاز نیست؛ به ابزار هویت، منزلت و تمایز اجتماعی تبدیل می‌شود. بنابراین، اگر انسان را موجودی محدود به حیات مادی و لذت‌های دنیوی بدانیم، قناعت می‌تواند رفتاری غیرعقلانی به نظر برسد: چرا باید وقتی امکان مصرف بیشتر وجود دارد، به کمتر رضایت داد؟ اما مسئله از تعریف انسان و عقلانیت آغاز می‌شود. اگر انسان فقط موجودی مادی و دنیوی باشد، عقلانیت اقتصادی عمدتاً به افزایش مطلوبیت مادی مربوط می‌شود. اما اگر انسان را موجودی فراتر از ماده بدانیم که حیات او به دنیا ختم نمی‌شود و کمال اخروی نیز در تعریف زندگی او دخالت دارد، آنگاه پرسش تغییر می‌کند: مسئله فقط این نیست که چه چیزی لذت مادی بیشتری ایجاد می‌کند؛ بلکه این است که چه کنش اقتصادی انسان را به خیر و کمال حقیقی نزدیک‌تر می‌کند. از اینجا قناعت می‌تواند رفتاری کاملاً عقلانی باشد. بنابراین، تفاوت اقتصاد اسلامی و اقتصاد متعارف در اینجا صرفاً تفاوت یک توصیه اخلاقی نیست؛ بلکه به مبنای تعریف عقلانیت اقتصادی بازمی‌گردد. این تفاوت را می‌توان در بسیاری از حوزه‌های اقتصاد اسلامی ردیابی کرد. اما روایت یک نکته ظریف دیگر نیز دارد: امام(ع) نمی‌فرماید «اکتفا»؛ می‌فرماید «قناعت». اکتفا ممکن است از روی ناچاری باشد: «بیشتر ندارم، پس به همین بسنده می‌کنم.» اما قناعت همراه با رضایت و خرسندی است: «آنچه دارم، برای من کافی و دوست‌داشتنی است.» پس پرسش مهم این است: رضایت چگونه ایجاد می‌شود؟ نمی‌توان با دستور، انسان را راضی کرد. رضایت حقیقی باید از یک نگرش درونی پدید بیاید. اینجاست که رابطه انسان و خدا اهمیت پیدا می‌کند. اگر انسان خود را در رابطه‌ای عاشقانه با خدایی بداند که او را آفریده، خیر او را بیش از هرکس می‌خواهد و از مصلحت او بیش از خود او آگاه است، نسبت او با داشته‌هایش تغییر می‌کند. هدیه محبوب، صرفاً به دلیل قیمتش ارزشمند نیست؛ به دلیل انتسابش به محبوب دوست‌داشتنی می‌شود. در چنین نگاهی، روزی و امکاناتی که خداوند برای انسان مقدر کرده، صرفاً کالا و منبع مادی نیست؛ هدیه‌ای از سوی محبوب است. اما خداوند فقط محبوب نیست؛ خالق عقل و آگاه مطلق به مصلحت انسان نیز هست. پس آنچه به انسان داده شده، فقط هدیه نیست؛ می‌توان آن را هدیه‌ای متناسب با مصلحت او دانست. در این نگاه، انسان دو چیز را هم‌زمان درمی‌یابد: آنچه دارم، هدیه محبوب است؛ و آنچه دارم، متناسب با مصلحت من است. اینجاست که انسان از «اکتفا» به «قناعت» می‌رسد. اما چرا امام(ع) می‌فرماید: «مالٌ لا ینفد»؛ مالی که تمام نمی‌شود؟ اقتصاد متعارف با کمیابی سروکار دارد: منابع محدود و خواسته‌ها نامحدودند. اما قناعت از جنس ثروتی دیگر است؛ ثروتی که به افزایش دائمی منابع بیرونی وابسته نیست. ثروت مادی با افزودن به داشته‌ها افزایش می‌یابد؛ اما قناعت با تغییر نسبت انسان با داشته‌ها. ممکن است ثروت انسان افزایش یابد، اما اگر خواسته‌هایش هم‌زمان افزایش یابد، همچنان احساس کمبود کند. در مقابل، قناعت می‌تواند بدون افزایش منابع مادی، احساس کفایت ایجاد کند. پس: ثروت مادی ممکن است تمام شود؛ اما قناعت تا زمانی که این نسبت برقرار است، پایان نمی‌پذیرد. از همین‌جا می‌توان قناعت را از یک فضیلت فردی به یک اصل اقتصادی و سیاستی تبدیل کرد. مثلاً در مسئله کسری بودجه، معمولاً سؤال این است که چگونه درآمد دولت را افزایش دهیم یا چگونه هزینه‌ها را تأمین کنیم. اما اصل قناعت سؤال دیگری مطرح می‌کند: آیا خود الگوی مصرف دولت و جامعه نباید موضوع سیاست‌گذاری باشد؟ کدام هزینه واقعاً ضروری است؟ کدام مصرف قابل کاهش است؟ کدام هزینه ناشی از نیاز واقعی است و کدام ناشی از تجمل، عادت، رقابت یا ناکارآمدی؟ اگر قناعت در سیاست عمومی جدی گرفته شود، سیاست‌گذار فقط به دنبال افزایش درآمد برای تأمین مصرف فزاینده نخواهد بود؛ بلکه به دنبال اصلاح خود الگوی مصرف نیز خواهد رفت. مشکل آنجاست که وقتی قناعت به یک اصل سیاستی ترجمه نمی‌شود، ممکن است به جای اصلاح مصرف، تلاش شود هزینه ها از طریق افزایش قیمت کالاها و خدمات عمومی به جامعه منتقل شود؛ یعنی به جای اصلاح سمت مصرف، صرفاً سمت درآمد بزرگ‌تر شود. ادامه در پیام بعدی 👇👇👇
👆👆👆 ادامه از پیام قبلی در نهایت، قناعت در این روایت صرفاً به معنای «کمتر داشتن» نیست؛ بلکه تغییر معیار ثروت است. در منطق مصرف‌گرایی، ثروتمند کسی است که دائماً بیشتر داشته باشد. اما در منطق این روایت، ثروتمند کسی است که بتواند با آنچه دارد، احساس کفایت و رضایت کند. اقتصاد متعارف می‌پرسد: چگونه منابع محدود را برای خواسته‌های نامحدود تخصیص دهیم؟ اقتصاد اسلامی، علاوه بر این، می‌پرسد: آیا خود خواسته‌ها نیز باید نامحدود باشند؟ اگر انسان بتواند خواسته‌های خود را در چارچوب مصلحت سامان دهد و از آنچه دارد به رضایت برسد، آنگاه از چرخه بی‌پایان: «بیشتر داشتن ← بیشتر خواستن ← بیشتر مصرف کردن» خارج می‌شود. و شاید معنای عمیق این سخن امیرالمؤمنین(ع) همین باشد: قناعت ثروتی است که با افزودن به داشته‌ها به دست نمی‌آید؛ با رهایی از نیاز بی‌پایان به بیشتر داشتن پدید می‌آید. "محمد تقی نظریان مفید" @Nazarian_Mofid
منطق ایران جدید (پس از 9 اسفند 1404) این است. نتنها دیگر هیچ چیزی نمی‌دهیم برود، بلکه آن چیزهایی که قبلا داده‌اند رفته است را هم کم کم پس خواهیم گرفت. "محمد تقی نظریان مفید" @Nazarian_Mofid
شانزده کتاب صوتی خلاصه شده از آقای شهید 🎧 خون دلی که لعل شد؛ شنیدن 🎧 مرگ تاجرانه؛ شنیدن 🎧 تربیت ماندگار؛ شنیدن 🎧 خلوت انس؛ شنیدن 🎧 صاعقه گناه؛ شنیدن 🎧 تفسیر سوره حمد؛ شنیدن 🎧 معیشت پرهیزکارانه؛ شنیدن 🎧 معیشت مومنانه؛ شنیدن 🎧 دغدغه های فرهنگی؛ شنیدن 🎧 دشمن شناسی؛ شنیدن 🎧 غرب شناسی؛ شنیدن 🎧 فلسطین؛ شنیدن 🎧 آفتاب در مصاف؛ شنیدن 🎧 ولایت فقیه؛ شنیدن 🎧 انسان ۲۵۰ ساله؛ شنیدن 🎧 روش تحلیل سیاسی؛ شنیدن 📝پ‌ن: پیشنهاد می‌کنیم شنیدن این آثار از اعجوبهٔ دوران حضرت آیت الله العظمی شهید سید علی خامنه‌ای قدّس سره را از دست ندهید؛ خودتان گوش کنید و آن را به خانواده، دوستان، دانشجویان و به‌ویژه جوانان هم معرفی کنید. می‌توان حتی داخل خودرو یا هنگام پیاده‌روی، پای منبر رهبر شهید نشست.
به تصویر پنهان شدن ترامپ در ماشین کترینگ، به دلیل ترس از قصاص، خوب نگاه کنید.این تصاویر نمایشی از پایان آمریکا و شروع زندگی سگی ترامپ است.آیا در این تصویر، حتی اگر با ذره‌بین جستجو کنید، می‌توانید ذره‌ای اقتدار برای امپراطوری آمریکا بیابید؟ "محمد تقی نظریان مفید" @Nazarian_Mofid
افزایش قیمت بنزین از نرخ‌های موجود به قیمت ۸۷۲۰۰ تومان سیاست نیست؛ حماقت هم نیست؛ بلکه شکل خاصی از موشک است. از آن جنس موشک‌ها که مدرسه شجره طیبه را هدف قرار داد؛ فقط دو تفاوت دارد: ۱- این موشک اول اقتصاد را به آتش خواهد کشید سپس جامعه را. ۲- شلیک آن توسط نفوذی‌های دشمن است نه خود دشمن. "محمد تقی نظریان مفید" @Nazarian_Mofid
۸۷٬۲۰۰ تومان برای هر لیتر بنزین چگونه به‌دست می‌آید؟ به نظرم در این نرخ، قیمت جهانی نفت خام و نرخ ارز آزاد مبنای اصلی محاسبه هستند. بدین شکل که اگر قیمت جهانی نفت خام را مبنا بگیریم و آن را با نرخ آزاد ارز به ریال تبدیل کنیم، مثلاً با نفت حدود ۸۰ دلار و دلار را هم ۱۷۰هزار تومان محاسبه کنیم، ارزش حدود ۲٫۱۵ لیتر نفت خام مورد نیاز برای تولید یک لیتر بنزین حدود ۱۸۴هزار تومان می‌شود. اما چون از همان نفت علاوه بر بنزین، گازوئیل، سوخت جت و سایر فرآورده‌ها تولید می‌شود، کل این ارزش نباید به بنزین نسبت داده شود. اگر حدود ۳۵٪ ارزش خوراک نفت به بنزین تخصیص یابد، سهم نفت تقریبا ۶۴هزار تومان می‌شود؛ با افزودن حدود ۲۳ هزار تومان هزینه پالایش، هر لیتر بنزین به حدود ۸۷ هزار تومان می‌رسد. پ.ن: محاسبه فوق به معنای تایید این سیاست نیست. فقط تحلیل احتمالی منطق و فرمول محاسبه این نرخ عجیب است. "محمد تقی نظریان مفید" @Nazarian_Mofid
درخبری که از دیدار چند روز پیش رئیس جمهور با رهبر انقلاب منتشر شد، تاکید شده بود که در خصوص موضوعاتی چون "ریال، ارز و انرژی" گفتگو شده است. با شناختی که از اندیشه اقتصادی امام شهید دارم و ایشان را نیز امتداد همان نگاه می‌دانم، تحلیل من آن است که با توجه به قیمت ۸۷۲۰۰ تومانی، اگر صحبتی شده باشد، رهبر انقلاب با آن کاملا مخالفت کرده و نظرش منفی بوده است. ولی دولت متاسفانه آن را بر خلاف نظر ایشان دارد پیش می‌برد. دقت داشته باشید که این احتمال هست که جماعت وفاقی با استناد به همان خبر کاملا مبهم از دیدار و موضوعات گفتگو، این سیاست را باز با حربه "با رهبری هماهنگ است" به نام ایشان فاکتور کنند. از این جماعت بعید نیست. "محمد تقی نظریان مفید" @Nazarian_Mofid
کسانی که تصمیم گرفته‌اند در چنین شرایطی قیمت بنزین را بیش از ۲۰ برابر کنند، دو حالت بیشتر ندارند: ۱- احمق‌تر از آنی هستند که تصور می‌شد. ۲- خائن‌تر از آنی هستند که فکر می‌شد. من نظرم این است که درصد بیشتر با دومی است. "محمد تقی نظریان مفید" @Nazarian_Mofid
طرح بنزین ۸۷۲۰۰ تومانیِ دولت، لغو نشده، بلکه متوقف شده است. این یعنی آنها اصرار به اجرای آن دارند و واقعا تصمیم گرفته‌اند که با انفجار در قیمت بنزین، کشور را به آتش بکشند. باید مقابل این طرح ایستاد و مانع از آن شد. باید جامعه را نسبت به چنین سیاستی آگاه کرد. باید جامعه بداند این طرح برآمده از منطق جمهوری اسلامی نیست، بلکه برای براندازان آن، می‌خواهند به نام نظام اما برای آمریکا این سیاست را پیش ببرند. این طرح برای تکرار ۱۸ و ۱۹ دی و ساختن یک ۹ اسفند و جنگ دیگر کشور است. "محمد تقی نظریان مفید" @Nazarian_Mofid
طرح بنزین ۸۷۲۰۰ تومانی اثبات کرد که طرف تنها چیزی که از پزشکی و جراحی بلده قطع عضو کردن اونم بدون بیهوشی است. "محمد تقی نظربان مفید" @Nazarian_Mofid