نانوشته.
ببخشید اگه نمیتونم حرف درست درمونی بزنم، چند روزه اصلا مغزم خالی شده ، پوچ.
یاد اینروزا افتادم. روزایی که اتفاق میوفته، اما نوشته نمیشه.
امروز خیلی بحث اینکه من منطقی ام بین بچه ها بود.
نه عزیزم من منطقی نیستم، من پر از احساساتم مه عاشق بغل کردنم و مثل بچه ها با چیزای کوچیک ذوق میکنم .
ایکاش یادبگیریم از رو ظاهر قضاوت نکنیم