دیگران میتوانستد وقایع را به مستی و شوخی بگذرانند؛ اما برای من همه چیز بیش از حد جدی بود. من همیشه رنجها و ترسها را بیش از حد حس میکردم و این استعداد نحس، راه را بر هرگونه آسودگی و سبکسری میبست.
مردم میگذرند، نگاه میکنند و فقط تنهها را میبینند.
اما کسی نمیداند که زیر خاک، ریشهها سالهاست یکدیگر را به آغوش کشیدند و اگر یکی بلرزد، دیگری میفهمد.
او و دوستانش - he and his friendsw_w_dwstnsh_he_and_his_friends_-_mrwryd_pearl.mp3
زمان:
حجم:
17.3M
زد زیر گریه، تو خیابون
دلش گرفته از این روزگاری
از ته قلبش صداش زد یکی یهو:
کی گفته تو بی کس و کاری؟
میلرزید تو طوفان، از سرما
رو تنش پر از زخم، زخم و یادگاری
آفتاب از پشت ابرا صداش زد یهو:
کی گفته تو بی کس و کاری؟
03:01
Nexus
زد زیر گریه، تو خیابون دلش گرفته از این روزگاری از ته قلبش صداش زد یکی یهو: کی گفته تو بی کس و کاری
میکوبید شلاقو رو شونههاش غم
طعنه میزد به امید بهاری
باد اومد، باد اومد تو گوشش خوند:
کی گفته تو بی کس و کاری؟