📪 پیام جدید
https://eitaa.com/Nickness/10539
یا خدا نویسنده که نیستم... ببینم چیکار میکنم...
البته برای این چالش اونقدری که باید شناختی ندارم اگه زدم جاده خاکی معذرت میخوام
#GPT
#دایگو
📪 پیام جدید
خب... ببینم چی میشه..
(تو یه پیام جا نشد)
بزار یه اتاق رو برات توصیف کنم. یه اتاق کار متعلق به یه ایده پرداز.
دیوار خاکستری زیر طرح ها و قاب عکس های انبوه، به زحمت پیدا بود. زیر پنجره ای که شاخه های درختی خشک را نمایان میکرد، میزی چوبی قرار داشت. در گوشه ای بر این میز آشفته و غرق شده میان کاغذ ها که به ندرت رنگ نظم را به خود میدید، کامپیوتر و قلم های طراحی به چشم میخورد. پیراهن و لباس ها بر روی فرش سرخ کف اتاق، پخش بودند.
در تمام اتاق، طرح های خلاقانه ای از شخصیت ها، مکان ها، ابزار و اشیا خلاقانه و خاص و لباس ها، پراکنده بودند.
#GPT
#دایگو
📪 پیام جدید
در قاب ها، عکس هایی سیاه و سفید از مردان و زنان قرن 19 انگلستان، با لباس هایی فاخر و اشرافی نقش بسته بود.
در گوشه ای از اتاق، کتابخانه ای چوبی قرار داشت. کتابخانه ای که نیمی از آن را دفتر های طراحی جلد سخت و نیمی دیگر را کتاب هایی با موضوعات مختلف، پر کرده بودند. دفتر هایی که برگه های آن از انبوه طرح ها و نقاشی ها تاب برداشته.
(شرمنده. گفته بودم نمیتونم خوب در بیارم)
#GPT
#دایگو