رادیومحله- سبد همدلی.mp3
زمان:
حجم:
6.6M
.:: #رادیو_محله ::.
::| روایتِ امامت از حجتالاسلام محمدحسین جوادی
امام محله بابامرادی | استان ایلام |::
● ســبــدِ هــمــدلــی ●
— تازه
به این #محله
آمده بودیم...
هنوز
در فکر این بودم
که باید
از کجا شروع کنم.
— خرابی
زیاد بود...
و
آبادانی
کم.
— مردمِ محله
همه
در #تنگدستیِ شدید
بودند.
— یک روز
با مسجدیهای محل
دور هم
جمع شده بودیم...
#دلم را
به دریا زدم.
— وقتش بود
ایدهای را
که در سر داشتم
با آنها
در میان بگذارم...
.:: کریمی ::.
≣ NoNegah ≣
ادامه مسیر:🔚 karimi1998.ir
●|[ #نمازشاخصِیکحکومتاست ]|●
● نماز را معمولاً یک رابطهی خصوصی میدانیم: بین #بنده و #خدا. یک کارِ فردی، در خلوتِ خود.
اما #قرآن، نماز را نشانهی چیزِ بزرگتری میداند...
❝ الَّذینَ إِن مَکَّنّاهُم فِی الأرضِ أقامُوا الصَّلاةَ ❞
▸ آنها که اگر در زمین قدرتشان دهیم، نماز را برپا میدارند.
· · · ─ ◈ ─ · · ·
⇢ #دقت کنید آیه چه میگوید:
از «قدرت» و «حکومت» حرف میزند،
و بعد، اولین نشانهاش را «برپاییِ نماز» میداند.
یعنی #نماز، فقط عبادتِ یک فرد نیست؛
نشانهی جهتگیریِ یک حکومت است.(●__●)
📍 و اینجاست که فرقِ دو اجتماع روشن میشود:
#مردم در قهوهخانه هم دورِ هم جمع میشوند.
#مردم در مسجد هم دورِ هم جمع میشوند.
اما این دو، یکی نیستند.
· · · ─ ◈ ─ · · ·
⌖ چرا یکی نیستند؟
چون وقتی اجتماع بر محورِ نماز شکل میگیرد،
یک جهت پیدا میکند،
دلها را به یک سو
میکشاند.
آن صفی که در #مسجد بسته میشود،
تمرینِ همان جامعهای است
که «اگر قدرت یافت،
نماز را برپا میدارد».
نماز در مسجد، تمرینِ کوچکِ
یک #تمدنِ بزرگ است.
#یادداشتهاینگرشینوبهمسجد
━━━━━━━━━━━━━━━
.:: کریمی ::.
≣ NoNegah ≣
ادامه مسیر:🔚 karimi1998.ir
رادیومحله-یک یا علی.mp3
زمان:
حجم:
7M
.:: #رادیو_محله ::.
::| روایتِ امامت از حجتالاسلام سید هادی سید حسینی امین
امام محله بازار | استان خوزستان |::
● یــک یــا عــلــی (ع) ●
— به ظاهر
داشتم
اموراتِ #مسجد را
رتقوفتق میکردم...
اما
مرغِ خیالم
خیلی وقت بود
زمانِ حال را
ترک کرده بود.
— با خودم
میگفتم:
«چی میشد
اگر تهِ پولهای مسجد
به سرِ خزانههای زمین
وصل میشد؟...»
— یا
اگر این هم
نمیشد...
چی میشد
اگر میتوانستم
در یک چشمبههمزدن،
هر #مشکل
و نیازی را
برطرف کنم؟!
— غرقِ همین
فکرها بودم...
که
نورِ چشمم،
دستِ راستم،
و پایِ ثابتِ
مسجد و مراسمها
از راه رسید...
.:: کریمی ::.
≣ NoNegah ≣
ادامه مسیر:🔚 karimi1998.ir
رادیو محله - باب الحواعج.mp3
زمان:
حجم:
6.4M
.:: #رادیو_محله ::.
::| روایتِ امامت از حجتالاسلام میثم میریان
امام محله اسدآبادی | استان لرستان |::
● بــابالــحــوائــج ●
— یادِ حرفِ
مادرم افتادم...
همیشه
میگفت:
«دعای #مادر
هیچوقت
برگشت نمیخوره...»
— و هنوز
حرفش تمام نشده،
زود
اضافه میکرد:
«ننه!
خودم رو نمیگما...»
— همیشه
مادرِ سادات رو
قسم بده...
قسم بده
به دستهای بریدهی
حضرت #عباس (ع)...
.:: کریمی ::.
≣ NoNegah ≣
ادامه مسیر:🔚 karimi1998.ir
●|[ #امامتیکحقیقتدرمراتبمختلف... ]|●
● امامت، حقیقتی است که الگوی #حکمرانی و ادارهٔ #جامعه را در نگاه شیعه شکل میدهد...
»»» حقیقتی که از عالیترین مرتبه آغاز میشود و در مراتب مختلف جامعه امتداد پیدا میکند.
· · · ─ ◈ ─ · · ·
❝ امامت، یک حقیقت واحد است، که در مراتب مختلف تجلی پیدا میکند.❞
در مرتبهٔ اعلی، یعنی امام معصوم، حقیقت #امامت به تمامیت خود حاضر است...
◍◍ اصل این حقیقت، آنجاست...
و دیگر مراتب، تنها به اندازهٔ #ظرفیت و #جایگاه خود، پرتویی از آن حقیقت را آشکار میکنند.
· · · ─ ◈ ─ · · ·
📍این حقیقت، در مراتب مختلف جامعه امتداد پیدا میکند...
← از فقیه #جامعالشرایط...
←تا امام #محله و #مسجد ...
←و حتی در کوچکترین واحد اجتماعی، #پدرخانواده...
این همان چیزی است که از آن، به «تشکیک در امامت» یاد میکنیم.
· · · ─ ◈ ─ · · ·
✅ وقتی #امامت را اینگونه ببینیم اثر آن نیز روشن تر می شود
← پیوندهای اجتماعی را شکل میدهد...
← رفتارها را تغییر میدهد...
← به محله جان میدهد...
← و نسل آینده را در مسیری متفاوت تربیت میکند...
· · · ─ ◈ ─ · · ·
● (●) از همینجاست که عنوان #اماممحلهومسجد معنا پیدا میکند...
● نه از آن رو که همهٔ حقیقت امامت در او تحقق یافته است...
(●) بلکه از آن رو که به اندازهٔ ظرفیت و جایگاه خود، پرتویی از آن حقیقت را در هدایت و ادارهٔ محله متجلی میکند...
#یادداشتهاینگاهینوبهمسجد
.:: کریمی ::.
≣ NoNegah ≣
ادامه مسیر:🔚 karimi1998.ir
رادیومحله-پستچی_mp3.mp3
زمان:
حجم:
5.4M
.:: #رادیو_محله ::.
::| روایتِ امامت از حجتالاسلام مهدی بانکیپور
امام محله مهرگان | استان قزوین |::
● پــســتــچــی ●
— گفت:
«چی مینویسی
رامین؟!»
— با شنیدن
صدای آدمی
که رفیقِ گرمابه و گلستانِ
این روزهایم بود،
قلمم
روی #کاغذ
خشک شد...
و
سر بلند کردم.
— دو قدمیام
ایستاده بود...
یک نوشابهی خنک
به سمتم گرفت
و
کنجکاو
نگاهم میکرد...
.:: کریمی ::.
≣ NoNegah ≣
ادامه مسیر:🔚 karimi1998.ir