#قدس
🔹 جريان قدس مخصوصاً جريان ننگين معامله قرن، دو خطر را و دو غدّه بدخيم را به همراه دارد: يکي ستم به مظلومان و يکي اهانت به مکتب؛ هم نسبت به فلسطيني هاي آسيب ديده ستم روا داشتند، هم نسبت به اصل مکتب يعني اسلام اهانت کردند.
🔹 بر همه لازم است که هم حق مسلّم فلسطيني ها را حفظ کنيم و هم حق مسلّم اسلام را که قدس متعلق به اسلام و مسلمين است مغتنم بشماريم.
📚 مصاحبه در روز قدس ـ 1398
#آيت_الله_العظمی_جوادی_آملی
#نفوذی_ها
@Nofoziha_ammariyon
🏴 اساس عبادت
▪️ وجود مبارك امام عسكری (سلام الله علیه) همانند سایر انبیا و اولیای الهی سعی و تلاششان این بود كه رهبری جوامع بشری را در سفر ملكوتی به عهده بگیرند، همان طوری كه رهبری سیاسی و اجتماعی دنیا را به عهده داشتند. انسان از منظر قرآن كریم یك سفر ملكوتی دارد كه تا «لقاء الله» آرام نمی گیرد ﴿إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَی رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاَقِیهِ﴾.[1] برخی به جمال و رحمت و عنایت الهی بار می یابند، برخی به جلال و قهر و انتقام الهی می رسند كه ﴿إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِینَ مُنتَقِمُونَ﴾،[2] برای اینكه سالكان الهی این راه را بشناسند و صریح و سریع این راه را طی كنند، وجود مبارك امام عسكری (سلام الله علیه) سه عنصر محوری را برای همه سالكان ضروری دانست؛ یكی از آن عناصر مسئله #توشه است، دوم مسئله #راحله است، سوم مسئله #مقصداندیشی و مقصدشناسی و مقصودشناسی و مقصودیابی است.
▪️ در جریان #توشه چه در سوره مباركه بقره چه در سایر سوَر و همچنین در روایات ما را تشویق كردند به اینكه تقوا زاد شماست ﴿تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیرَ الزَّادِ التَّقْوَی﴾.[3] اجتناب از معاصی، امتثال از واجب ها، توفیق انجام مستحبّات و توفیق ترك مكروهات، اینها ره توشه ماست. یك مسافر زادی می طلبد، كاری كه از تقوای مصطلح ساخته است، كاری كه از عدل مصطلح ساخته است و كاری كه از عمل صالح ساخته است همین است كه توشه راه باشد.
▪️ عنصر دوم عنصر #راحله است، برخی این راه را پیاده می روند و برخی سواره می روند؛ آنها كه این راه را سواره طی می كنند آسان تر و سریع تر طی می كنند. امام عسكری (سلام الله علیه) طبق نقل مرحوم مجلسی (رضوان الله تعالی علیه) فرمود: «اِنَّ الوُصُولَ اِلَی اللهِ عَزَّوَجَلَّ سَفَرٌ لا یدرَكُ اِلّا بِامتطاءِ اللَّیلِ»؛[4] یعنی رسیدن به لقای پروردگار یك سیر ملكوتی است كه بدون مَطیه و مركب میسور نیست، آن مَطیه و مركب عبارت از نماز شب است. فرمود نماز شب، مركب راهوار خوبی است كه راكبش را تا به بارگاه منیع پروردگار می رساند، پس اگر كسی باتقوا بود آن توشه را تهیه كرد و اگر اهل نماز شب بود این راحله را فراهم كرد سواره این راه را طی می كند. پس این مركب و آن توشه زمینه می شود كه سالك ملكوتی آسان تر و زودتر و بهتر خود را به مقصد برساند.
▪️ اما عنصر سوم كه به مقصد برمی گردد و مشاهده آن مقصود در مقصد مطرح است، از وجود مبارك امام رضا (سلام الله علیه) رسیده است و همین طور از وجود مبارك امام حسن عسكری (سلام الله علیه) رسیده است كه «لَیسَتِ الْعِبَادَةُ كَثْرَةَ الصِّیامِ وَ الصَّلَاةِ وَ إِنَّمَا الْعِبَادَةُ كَثْرَةُ التَّفَكُّرِ فِی أَمْرِ اللَّهِ»؛[5] عبادت در این نیست كه انسان نمازهای زیاد بخواند و روزه های زیاد بگیرد، البته نماز واجب مشخص است، نماز مستحب و نافله هم مشخص، اما بیش از آن مقدار انسان باید وقت را صرف در معرفت بكند. فرمود اساس عبادت آن تفكّر است، آن مقصدشناسی و مقصودیابی است، بحث های توحیدی، معرفت خدا، اسمای حسنای الهی، صفات ذاتی حق، معنای تجلّی و فعل خدا، معنای حضور خدا در كنار افعال و مانند آن مهم است كه فرمود اساس عبادت تفكّر و درایت است؛ این درایت اگر با عمل همراه باشد، انسان هم راه را طی می كند، هم به مقصد می رسد و هم مقصود را به اندازه خود مشاهده می كند.
[1] . سوره انشقاق، آیه 6.
[2] . سوره سجده، آیه 22.
[3] . سوره بقره، آیه 197.
[4] . بحارالأنوار، ج75، ص380.
[5] . تحف العقول، ص442 و 448.
#سلوک_سالک
#تفکر_و_درایت
#آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی
📚 پیام به کنگره ملی امام حسن عسکری (علیه السلام)
تاریخ: 1391/02/11
@Nofoziha_ammariyon
«عمل به نیت زنده است و نیت به سرّ آنکه اخلاص باشد،زنده است.اخلاص هم رازی از رازهای خداوند است و خدای تعالی آن را در دل کسی قرار میدهد که دوستش دارد.»
📚کتاب رازهای نماز ص۷۵
#آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی
پاسخ آیت الله العظمی جوادی آملی به سوال پروفسور کارتانگارا در مورد« اهمیت فلسفه در جهان معاصر»
🔹
پایگاه اطلاع رسانی اسراء:پروفسور مولیادی کارتانگارا (Prof. Mulyadhi Kartanegara)، استاد فلسفه اسلامی دانشگاه اسلامی جاکارتا از کشور اندونزی، صبح امروز با حضور در بیت آیت الله العظمی جوادی آملی با ایشان دیدار و گفتگو کرد. آیت الله العظمی جوادی آملی در این دیدار با بیان اینکه #ارزش_علم_به_معلوم_است، اظهار داشتند: تمام ارزش علم به معلوم است، اگر کسی معلوم را خوب بشناسد، علمش ارزشمند است و اگر معلوم را درست نشناسد، در علم کامیاب نیست. ایشان بیان داشتند: معلوم چه در آسمان باشد چه در زمین، چه انسان باشد چه غیر انسان، مخلوق خداست و خدا معلوم را معرفی کرده است، چون خدا معلوم را آفریده پس از حقیقت معلوم هم با خبر است. 🔹 معظم له ادامه دادند: تمام معلومات چه آسمانی باشد چه زمینی، چه مربوط به انسان باشد یا مربوط به جهان و چه ارتباط بین این دو، در یک حقیقت مشترکند، هرمعلومی در سه عنصر شریک اند آن #عنصرهای_سه_گانه عبارت از این است: قَالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَىٰ كُلَّ شَیءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَىٰ؛ وقتی فرعون به موسی گفت شما از طرف خدا آمدید و این خدا کیست، موسی چنین فرمود: خدای من کسی است که هر چیزی را که آفرید مثلث است، یعنی آسمان و آنچه در آسمان است، و زمین و آنچه در زمین است، موجودی است سه ضلعی؛ خدا همه چیز را آفرید، منظم و با حفظ همه عناصر داخلی و هدفمند خلق کرد. ایشان در توضیح این مطلب اظهار داشتند: انسان یک ضلعش #نظام_فاعلی است که آفریدگار اوست، این ضلع اول؛ یک #نظام_داخلی است که آن را عالمانه و محققانه آفرید این ضلع دوم؛ و یک #نظام_غایی است که هدفمند آفرید، یاوه و بیهوده نیست، این ضلع سوم؛ یعنی ضلع اولش «توحید» است خدا آفرید، ضلع دومش «علم» است عالمانه آفرید، ضلع سومش «هدفمند» است، حکیمانه آفرید. 🔹 آیت الله العظمی جوادی آملی با بیان اینکه هیچ موجودی نیست مگر اینکه دارای این سه ضلع است، اظهار داشتند: بشر امروز این مثلث را مثله کرده است؛ یعنی ضلع نظام فاعلی را از آن گرفت، ضلع نظام غایی که ضلع سوم است را از آن گرفت، لذا زمین را «چه کسی آفرید؟» سوال بی جوابی است، «برای چه آفرید؟» سوال بی جوابی است این مثلث مثله شده را درباره انسان هم پیاده کرد، «انسان را که آفرید؟» نه سوال می کند و نه جواب می دهد، «انسان برای چه خلق شد؟»، نه سوال می کند و نه جواب می دهد، این مثلث مثله شده ، یک مُرده ی سردخانه ای است و یک مُرده سردخانه ای، مشکل خودش را نمی تواند حل کند چه برسد به مشکل دیگران! ایشان بیان داشتند: دنیای کنونی با جهان، اینچنین برخورد می کند؛ خیلی چیزها را می فهمند اما مُرده شوی هستند، زمین مُرده را می فهمند، آسمان مُرده را می فهمند از زمین به آسمان سفر مُرده می کنند، اما نمی فهمد با دیگران چه باید کرد؟! 🔹 آیت الله العظمی جوادی آملی در پاسخ به سوال پروفسور مولیادی کارتانگارا در باره #اهمیت_فلسفه_در_جهان_معاصر اظهار داشتند: چون اصل فلسفه، جهان بینی است و ما جزئی از جهان هستیم، #معرفت_نفس جزء مسائل فلسفه است که من کی ام، از کجا آمده ام به کجا می روم و ره توشه من چیست، با ابدیت خودم کار دارم؛ مبدا را که هو الاول است، فلسفه تعیین می کند، معاد را که هو الآخر است فلسفه را تعیین می کند، بین آغاز و انجام وظیفه من چیست، فلسفه تعیین می کند، مسئله وحی و نوبت را فلسفه تعیین می کند، مسئله معاد را فلسفه تعیین می کند، مهم تر از همه رابطه بین انسان و جهان را که خدا تعیین کرد را هم فلسفه تعیین می کند؛ اما فلسفه را از راه #قرآن باید یاد گرفت. 🔹 ایشان در پایان خطاب به این استاد دانشگاه کشور اندونزی بیان داشتند: پیشنهاد من این است که کشور شما قرآنی زندگی کند، با قرآن باشد این #قرآن با همه افراد در سطح آنها سخن می گوید، جهان را #زنده می داند، #هدفمند می داند، انسان را #پاینده می داند و می گوید هیچ چیزی از بین نخواهد رفت، دستی که خلاف کرد، رشوه داد یا رشوه گرفت وقتی وارد محکمه الهی شد در روز سوال و جواب وقتی خدا به وسیله پیامبران و ماموران الهی سوال می کند که چه کردی تا می رود انکار کند، این دست شهادت می دهد، اگر این شد، اگر این دیدگاه برای انسان شکل گرفت که دست زنده است و چیز می فهمد و حفظ می کند و در این حفظ امین است و در محکمه سخنگوی خداست، جمادات می فهمند، زمین شهادت می دهد، دست و پا شهادت می دهند، چنین انسانی نه بیراهه می رود و نه راه کسی را می بنند. #آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی 📚 دیدار تاریخ: 1401/09/06 @Nofoziha_ammariyon
#نیایش
بارخدايا ما را از نمازگزارانی قرار ده كه با تو مناجات می كنند و تو با آنان نجوا می كنی، با تو به سخن می نشينند و تو با آنان در ژرفای خردهاشان سخن می گويی، تا بلكه از ناحيهی چشمها، گوشها و دلهايمان از نور «بيداری و هشياری» روشنايی بگيريم.[۱]
منزّهی تو، ای كسی كه نزد هر جاهل شناخته شده ای؛ «معروفٌ عند كلّ جاهلٍ». [۲]
بلكه هر موجودی به وسيله ی تو شناخته شد؛ «تعرّفت لكلّ شى ءٍ»[۳] ما را به حقّ خودت عارف گردان و به سوی خويش مشتاق فرما، و از روآوری به غير خودت بی ميل كن، به حقّ همهی پيامبران و مقرّبان درگاهت، به ويژه حضرت محمّد و آل اطهار او (سلام الله علیهم).
[۱]برگرفته از خطبه ۲۲۲ نهج البلاغه
[۲]کافی ج۱ ص۹۱
[۳]دعای عرفه حضرت سید الشهداء سلام الله علیه
رازهای نماز ص۱۸۴
#آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی
#حدیث_روز
امير مؤمنان (سلام الله علیه) در حديثی كه خود «سلسلة الذهب» است، می فرماید: مردی از انصار به حضور پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم رسيد و گفت: من توان تحمل فراق و هجران شما را ندارم؛ وارد منزل و كارگاه میشوم، به ياد شما میافتم و دست از كار میکشم و رو به سوی شما میآورم تا به زيارت شما نايل شوم، اين همه برای اين است كه شما را دوست دارم، اكنون به اين فكر افتاده ام كه در روز قيامت كه شما وارد بهشت شده، به اعلا علّيين عروج كرديد، من چه كنم؟
در اين هنگام اين آيه شريفه نازل شد:
«وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَٰئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَٰئِكَ رَفِيقًا»[۱]
پيروان خدا و پيامبر، با سلسله انبيا، صديقان، شاهدان و صالحان محشور میشوند و آنها دوستان خوبی هستند، زيرا خسته دلانِ قافله را پشت سر نمیگذارند ، بلكه تا مرز امكان آنها را با خود میبرند؛ سپس پيامبر گرامی(صلی الله علیه و آله و سلم) آن مرد را به حضور طلبيد و اين آيه را بر وی تلاوت كرد و به او بشارت داد.[۲]
[۱]سوره نساء آیه ۶۹
[۲]بحار الانوار ج۸ ص۱۸۸
دانش و روش بندگی ص۲۴۷-۲۴۸
#آيت_الله_العظمی_جوادی_آملی