اکنون بنظر می رسد صبور تر شده ام ؛
اما چراغی در وجودم خاموش شده است که دوست داشتم تا ابد روشن بماند.
به من میگن ملاحظه نکردی
بابا من حتی از هوش مصنوعی یه چیزی میخوام با
" اگه میتونی لطفا ، اگه برات مقدوره " شروع میکنم🫠
و اینکه بگم بشدت آدم تولد پرسنی هستمممم
به شدت یعنی دشمن خونیم تولدمو تبریک بگه میشه واسم عزیزم🫠
و دقیقا اونایی ک تولدم تبریک گفتن رو براشون روز تولد جبران میکنم دقیقا به همون افرادا :)
بعد تو این چند روز تولد ِ چند نفر بوده که من فقط دیدم و رد شدم چون اونام تولد منو دیدن و رد شدن 💔 نمیدونم شاید از نظر خیلیا درست نباشه حرکتم
ولی خب من حتی به اونایی ک بدهکار بودم هم تسویه کردم تا دین تبریکی گردنم نباشه🙂😂
وقتی به گذشته م نگا میکنم و تغییراتی که کردم رو حس میکنم؛
یاد اون دیالوگ میوفتم که میگه: بعضی تجربه ها توی زندگی هستن که حتی DNA تو رو هم تغییر میدن.