-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
در پی خودم بودم ؛ که تو را یافتم.
«خستهتر از آنم که قدم بردارم ، بیا و در آغوشم بگیر.»
نکن غریبگی پسرم!
اینجا خاورمیانه است؛ و هر کجایِ خاک را بکَنی، دوستی، عزیزی، برادری بیرون میزند.
تویی که حتی اعلام زنده بودنتو هم ازم دریغ کردی جدی جدی باید کنسل باشی
ولی نیستی عزیزم نیستی =)
این روزا تعریف خانواده برام عوض شده دیگه متوجه شدم خانواده فقط پدرم و مادرم و برادرم که دارم باهاشون زندگی میکنم نیستن ؛ خانوادم چند دسته میشن ، دور تا دور ایرانن ، یه خانوادم تهرانن ، یکیشون بیرجند ، یکیشون شیراز ، یکیشون اصفهان ، یکیشون یزد و . . همهی شهرها خانوادمم ، ایران و مردم ایرانه ، همونجوری که تا الان نگران خانوادهای که باهاشون زندگیمیکردم میشدم ، دیگه خانواده به معنی همخون بودن نیست برام . .
اگه هم خاکِ منی خانوادمی ، الان نگران شمام ، نگران ایرانم ، اما میدونم که تعهد و صبرمون اونقدر زیاده که انقدر کنار هم میمونیم تا این وضعیت تموم شه و دوباره از نو شروع کنیم ، کسایی که توی سراسر ایران از دست دادیم جز عزیزانمون بودن ، داغ روی دلمون گذاشتن و تا ابد فراموششون نمیکنیم ، امیدوارم ایران عزیزمون دوباره ایران قبل بشه ، دوباره بسازیمش و با همون اقتدارِ همیشگیِ « ایرانی » ادامه بدیم.
سلام
دیبا هستم یک بیمار ؛
دقیقا 2 روز و یک ساعته ک تلگرام و اینستا به رو ندیده ام🫠