به بابام گفتم دارم میرم بیرون
ماشینتو ببرم یا خودت میرسونی
خیلی متکبرانه گفت عزیزم بهت اعتماد دارم برو باباجان مواظب باش فقط
گفتم اوکیه مرسی مچکر
گفت فقط کجا میخواید برید؟
گفتم فلانجا
🤣🤣قیافش وای
یه گلوشو صاف کرد گفت ببین درسته که بلدی ولی خوب نیست هنوز گواهینامه نداری بدم ماشینو دستت بزار فعلا من برسونم تا وقتی گواهینامهت اوکی بشه
گفت نگران خودمه🤡و من اصلا نفهمیدن نگران ماشینشه💔
ما به دوستانى نياز داريم كه در هنگام درد، همسفرمان باشند دلگيرى هايمان را تحمل كنند و اجازه دهند مدتى در خود فرو برويم تا بتوانيم دوباره روى پاهاى خود بايستيم.
از وقتی تصمیم گرفتم موهامو کوتاه و رنگ کنم
به زیبا ترین ، نرم ترین و صاف ترین ورژن خودشون تبدیل شدن
من با نشدن مشکلی ندارم.
با نشونههایی از شدن ، با امیدهای الکی ، با فکرِ شدن مشکل دارم.
شاید آدم درست نتونه زخمت رو کامل خوب کنه یا رنجت رو کم کنه ، اما قطعا کاری میکنه که بتونی در برابرش بهتر دووم بیاری.
داشتم به این فکر میکردم ک اگر تولدم جشن بگیرم چه افرادی رو میتونم دعوت کنم ، تعدادشو حتی از انگشتای یک دست هم کمتر بود((:
و چقدر تنها بودن گاهی اذیت کنندس((((: