اگه کنارش حالت خوبه ، اگه هواتو داره ، اگه میفهمتت ، اگه ذوق میاره رو چشات ، اگه دلیل خنده های از ته دلته ، اگه مثل یه دوست همچیو باهات درمیون میزاره ، اگه باهاش غماتو یادت میره ؛
خب دستاشو بگیر.
شاید دیگه هیچوقت نتونی همچین حسی رو کنار کسی تجربه کنی.
هدایت شده از ꜱɪʟʟᴀɢᴇ
⁰⁰:⁰¹
دو صفرو ڪنار هم دیدم...
گفتے آرزو ڪن!
تا اومدم بگم "تو"
ثانیہها بہ دقیقہها تبدیل شد و بہجاۍ چهارمین صفر یڪ قرار گرفت...
و فهمیدم طُ غیرممڪن ترین آرزوۍ منے!
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
- نمیدانم منظورت از بزرگ شدن چیست. + خودم هم نمیدانم. - شاید بزرگ شدن یعنی اینکه دیگر از چیزی تع
من زندگی بزرگسالی نمیخوام ، منو ببرید استخر توپ لطفا .
- شبتونبیغم 🤍"
اینکه من میتونم هم اِبی گوش کنم ، هم زدبازی ، هم تتلو ، هم هایده ، هم تاک داون ، هم ویگن یعنی اینکه من تعادل روانی ندارم ؛
خودتون فاصلتونو با همچین ادمی رعایت کنید.