وای دوستمممم برام کتاب خرررریده و من از ذوق فصل اولشو همون روز خوندم🥹 و الان وقت ندارم بقیشووو بخونم و غممممم💔
دارم فکر میکنم هفته ی بعدی انقدر سرم شلوغه و برنامه هام ریخته بهم ، فقط میتونم گریه کنم :))
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
بهم وابسته باش ، همیشه بهم پیام بده ، سلفی بفرست ، با ویسای طولانی از روزت بگو ، ویدیو مسیج یهویی ب
منو بغل کن ؛ اونقدر محکم که قلبامون باهم یکی بشن.
منو بغل کن ؛ اونقدر محکم که جا برای حسای بدم نمونه ، پرواز کنن و برن.
منو بغل کن ؛ اونقدر محکم که تیکه های شکسته ی دلم دوباره بهم بچسبن.
منو بغل کن اونقدر طولانی که ببارم و بمیرم.
اگه یک روز خواستی گریه کنی؛ منو صدا بزن.
قول نمیدم که بخندونمت ولی میتونم باهات گریه کنم.
اگه یک روز خواستی فرار کنی؛ واسه اینکه منو صدا بزنی اصلاً درنگ نکن.
قول نمیدم که ازت بخوام بمونی ، ولی میتونیم باهم فرار کنیم.
اگه یک روز نمی خواستی با کسی حرف بزنی ، منو صدا بزن تا باهم سکوت کنیم.
اگه یک روز منو صدا زدی و جوابی نشنیدی ، تو بدو بیا سمتم چون اینبار قطعا من به تو نیاز دارم.
هدایت شده از ꜱɪʟʟᴀɢᴇ
⁰⁰:⁰¹
دو صفرو ڪنار هم دیدم...
گفتے آرزو ڪن!
تا اومدم بگم "تو"
ثانیہها بہ دقیقہها تبدیل شد و بہجاۍ چهارمین صفر یڪ قرار گرفت...
و فهمیدم طُ غیرممڪن ترین آرزوۍ منے!
قبلا سردرد و معده درد ولم نمیکردن
حالا دیدن کمن تنگی نفس هم اضافه شده بهشون :)))))
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
میدونستم برمیگرده میدونستم پشیمون میشه. همینطورم شد، بعد از مدتها دست از پا درازتر برگشت، نوتیف پیا
ای کاش چشمام و میبستم، باز میکردم میدیدم وسط همون خاطره خوبی هستم که دلم براش الان خیلی تنگ شده. با همون آدمی که باورش داشتم. همونی که اگه شب بود و میگفت روزه، قبول میکردم که روزه. ای کاش اون آدم خوشخیال و سادهای بودم که به زمین و زمان شک نداشت.
- شبتونبیغم 🤍"