هدایت شده از ꜱɪʟʟᴀɢᴇ
⁰⁰:⁰¹
دو صفرو ڪنار هم دیدم...
گفتے آرزو ڪن!
تا اومدم بگم "تو"
ثانیہها بہ دقیقہها تبدیل شد و بہجاۍ چهارمین صفر یڪ قرار گرفت...
و فهمیدم طُ غیرممڪن ترین آرزوۍ منے!
قبلا سردرد و معده درد ولم نمیکردن
حالا دیدن کمن تنگی نفس هم اضافه شده بهشون :)))))
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
میدونستم برمیگرده میدونستم پشیمون میشه. همینطورم شد، بعد از مدتها دست از پا درازتر برگشت، نوتیف پیا
ای کاش چشمام و میبستم، باز میکردم میدیدم وسط همون خاطره خوبی هستم که دلم براش الان خیلی تنگ شده. با همون آدمی که باورش داشتم. همونی که اگه شب بود و میگفت روزه، قبول میکردم که روزه. ای کاش اون آدم خوشخیال و سادهای بودم که به زمین و زمان شک نداشت.
- شبتونبیغم 🤍"
بخاطر اینکه روز ولنتاین نزدیکه و عشقی نداری ناراحت نباش.
مگه روز نیروهوایی که هواپیما نداشتی ، ناراحت بودی؟
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
ولنتاین همونه که دوست پسرمونو آتیش میزنیم و از روش میپریم؟ یا من با سیزده بدر اشتباه گرفتم؟
ایده ام برای هدیه ی ولنتاین :
برات تسبیح بخرم روزی صد بار بخاطرِ وجودم از خدا تشکر کنی.