هدایت شده از ꜱɪʟʟᴀɢᴇ
⁰⁰:⁰¹
دو صفرو ڪنار هم دیدم...
گفتے آرزو ڪن!
تا اومدم بگم "تو"
ثانیہها بہ دقیقہها تبدیل شد و بہجاۍ چهارمین صفر یڪ قرار گرفت...
و فهمیدم طُ غیرممڪن ترین آرزوۍ منے!
درونگراها توی سکوتشون غرق شدن، ولی هیچکس نمیفهمه که توی دلشون چه احساساتی داره فوران میکنه.
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
بعد بیرون رفتن با دوستان تعریف کنید ازشون خوشحال میشن 🙂↔️
آخر شبا منو فاطو در حال تحلیل چالش ها و عکسای کاپلی مردم :🫠
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
«ظاهراً ساکت نشستهام روی صندلی ، کتاب میخوانم و چای مینوشم و اما از درون جنگ جهانیِ اولم ، با هما
دوستی با آدمای همفرکانس اینجوریه که بعد از دو روز به خودت میای میبینی داری یسری جزییات و حرفایی از زندگیت به طرف میزنی که کمه کم دوسال صمیمیت میخواد :)))
- شبتونبیغم 🤍"
نمیدانستم چرا میخواهم بگریم، اما میدانستم اگر کسی با من حرف بزند یا دقیق نگاهم کند یک هفته تمام خواهم گریست.