-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
روز 12 : بستنی ، چیپس ، آدامس
روز 13 : مجموعه هری پاتر ، آنه ، اون یکی که شبیه ایناست ولی اسمشو یادم نیست
این غیر رمانتیک ترین چیزیه که میخونی ، و عمیقترین واقعیتی که من در مورد عشق میدونم :
پارتنری انتخاب کن که بتونه در اتاق بیمارستان با تو بشینه.
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
از زندگانی چه خواهم؟ جز جایی آرام ،کنار تو.
تو دلیل محکمی برای بیهوده نمردنی.
هدایت شده از ꜱɪʟʟᴀɢᴇ
⁰⁰:⁰¹
دو صفرو ڪنار هم دیدم...
گفتے آرزو ڪن!
تا اومدم بگم "تو"
ثانیہها بہ دقیقہها تبدیل شد و بہجاۍ چهارمین صفر یڪ قرار گرفت...
و فهمیدم طُ غیرممڪن ترین آرزوۍ منے!