#مهندسی_آرزوها_2
دخترها و پسرها، شما الان در آغاز یک دوره مهم از زندگیتان قرار دارید؛ دورهای که باید انتخاب کنید: انتخاب دوست، انتخاب همسر، انتخاب شغل، انتخاب محل زندگی و حتی انتخاب آرزوها.
شما در ابتدای جوانی هستید و باید انتخاب کنید که چه کسی سلطان قلبتان باشد. گفتیم دیگر، آرزو سلطان قلب انسان است. مثلاً کسانی که به حج رفتهاند، میگویند: «این کاروان خوب بود، خیلی خوش گذشت؛ دفعه بعد هم با همین کاروان میرویم.» اما عدهای دیگر میگویند: «نه، من دیگر با این کاروان نمیروم؛ آنقدر به ما سخت گذشت و ما را اذیت کردند که پدرمان درآمد.»
حالا یک سفر در پیش روی شماست که باید در آن قدم بگذارید. زندگی هم همینگونه است. در این سفر، یک رئیس داریم و آن رئیس، همان آرزوی ماست. اگر آرزویی که انتخاب کردهایم خوب باشد، زندگی هم میتواند زیبا و دلنشین باشد؛ اما اگر آرزو و خواستهای نادرست باشد، میتواند انسان را به جایی برساند که بگوید: «ایکاش هیچوقت این راه را انتخاب نکرده بودم.»
مثلاً کسانی هستند که ده میلیون، پانزده میلیون یا حتی بیشتر هزینه کردهاند و به خارج از کشور رفتهاند، اما وقتی زندگیشان را میبینی، دلت به حالشان میسوزد و گریه میکنی از بس که به آنها زجر و سختی دادهاند. این افراد زمانی از روی عشق و با این آرزو که خوشبخت شوند، به خارج از کشور رفتند؛ اما بعد، آنها را حبس کردند و بلاهای فراوانی بر سرشان آوردند. حتی در مواردی انسانها را مانند گوسفند، نوبتبهنوبت میکشند و اعضای بدنشان را تکهتکه کرده و میفروشند.
خب، این هم زمانی یک آرزو بوده است. آن فرد آرزو داشته که به خارج از کشور برود. اما آیا باید هر هوسی که در دل انسان افتاد، فوراً به عنوان یک آرزو باور شود و انسان برای رسیدن به آن حرکت کند؟
گاهی انسان خودش را به یک آرزوی خوب میسپارد و در نتیجه، هم در این دنیا زندگی عالی و رضایتبخشی پیدا میکند و هم در آن دنیا احساس رضایت و سعادت خواهد داشت. بنابراین، مسئله فقط «آرزو داشتن» نیست؛ مسئله این است که بدانیم چه آرزویی ارزش انتخاب کردن دارد.
جوانها، شما الان باید فکر کنید که چه آرزوهایی را انتخاب کنید تا وقتی به چهل یا پنجاهسالگی رسیدید، نگویید: «ایکاش این کار را نمیکردم. ایکاش مسیر دیگری را انتخاب میکردم. ایکاش شغل دیگری داشتم. ایکاش همسر دیگری انتخاب میکردم. ایکاش در جای دیگری زندگی میکردم.»
در یک مرکز علمی، همه کسانی را که از انتخاب رشته و مسیر تحصیلی خود ناراضی بودند، جمع کرده بودند. بسیاری از آنها میگفتند: «من باید کار دیگری میکردم. باید رشته دیگری انتخاب میکردم. این انتخاب، انتخاب درستی برای من نبود.» تازه اینها کسانی بودند که به نوعی متوجه اشتباه خود شده بودند؛ اما انسانهایی که انتخابهای نادرستتری داشتهاند، چه سرنوشتی پیدا کردهاند؟
آرزو، گاهی مانند یک کودک چموش است. کودک میگوید: «من میخواهم به شمال بروم، میخواهم دریا بروم.» پدر میگوید: «نه، الان جاده مناسب نیست، جاده خیس و خطرناک است.» اما مادر میگوید: «گناه دارد، بگذارید برویم؛ بچه دلش میخواهد.»
در نهایت میروند و ممکن است در همان جاده به دره سقوط کنند. بسیاری از پدرها و مادرها خودشان را فدای خواستههای فرزندشان میکنند؛ چرا؟ چون از همان ابتدا مرزی برای خواستههای او تعیین نکردهاند. مشخص نکردهاند که کدام خواسته خوب است و کدام خواسته بد؛ کدام آرزو باید دنبال شود و کدام آرزو باید کنار گذاشته شود.
حواسشان نبوده که اگر انسان در برابر هر خواستهای تسلیم شود، ممکن است روزی چشم باز کند و ببیند همهچیز را از دست داده است. ممکن است ببیند همان چیزی که روزی آرزویش را داشته، تمام دنیایش را گرفته، آخرتش را گرفته و سرانجام حتی به ریشش بخندد.
پس جوانها باید بسیار دقت کنند. شما در آغاز راه زندگی هستید و انتخابهایی که امروز انجام میدهید، میتواند سالها و حتی تمام عمرتان را تحت تأثیر قرار دهد. باید بدانید چه کسی را به عنوان دوست انتخاب میکنید، چه کسی را به عنوان همسر برمیگزینید، چه شغلی را انتخاب میکنید، کجا زندگی میکنید و مهمتر از همه، چه آرزوهایی را در قلب خود جای میدهید.
هر چیزی که انسان هوس میکند، الزاماً آرزوی خوبی نیست و هر چیزی که دل انسان میخواهد، الزاماً به صلاح او نیست. انسان باید یاد بگیرد میان «هوس» و «آرزوی حقیقی» تفاوت بگذارد و بداند که هر خواستهای ارزش دنبال کردن ندارد.
البته این حرف فقط مخصوص جوانها نیست. حتی اگر تو انسانی هستی که چهل سال، پنجاه سال یا حتی شصت سال اشتباه کردهای، باز هم میتوانی مسیرت را اصلاح کنی. هنوز فرصت برای بازگشت، جبران و ساختن وجود دارد. خداوند راه را برای انسان باز گذاشته است.
خلاصه کننده : فاطمه احمدی👩💻
حوالیِ خدا
#مهندسی_آرزوها_2 دخترها و پسرها، شما الان در آغاز یک دوره مهم از زندگیتان قرار دارید؛ دورهای که ب
جمله کلیدی 🔑
...........
«هر چیزی که انسان هوس میکند، الزاماً آرزوی خوبی نیست و هر چیزی که دل انسان میخواهد، الزاماً به صلاح او نیست؛ انسان باید یاد بگیرد میان هوس و آرزوی حقیقی تفاوت بگذارد.»
#مهندسی_آرزوها_3
در حدیث گفتن نسبت به عمرتون بخیل باشید. کسی که بخیل باشه، هر کاری رو انجام نمیده و وقتش رو برای هر چیزی نمیذاره. شاید الان فکر کنیم چیزی نیست، ولی بعداً خیلی برامون هزینه داره و میگیم: «خدایا، ما چیکار کردیم؟»
گاهی آرزوهای خوبی داریم و درست هم باهاش رابطه برقرار میکنیم، اما وقتی به نتیجه میرسیم، میگیم: «ای کاش یه جور دیگه سرمایهگذاری میکردم.» مثل انتخاب شغل؛ میگیم شغلت خوبه؟ میگه آره، ولی اگه اون شغل رو انتخاب میکردی بهتر نبود؟ میگه چرا، ولی قسمت من این شد.
تو بهشت هم همینه. وقتی میریم بهشت، میبینیم: «ای بابا، اونجا بهتره!» شدی ۱۵، قبول شدی، پاس کردی؛ ولی ۱۵ کجا و ۲۰ کجا؟
زیرکترین آدمها اونایی نیستن که همیشه سرشون تو کار خودشونه؛ بهترین آدمها اونایی هستن که به خیلی چیزها میگن نه و ترمز میکشن.
طرف ۶۰ سالشه و ۶۰ سال اشتباه کرده، ولی یه لحظه ترمز میکشه و فکر میکنه که میخواد جبران کنه. جوانها فکر کنن چی رو انتخاب کنم که بعداً پشیمون نشم؛ بزرگترها هم همینطور. هنوز زندهای، پس اگه اشتباه کردی، از الان شروع کن درستش کنی.
یک ساعت دنیا معادل میلیونها سال آخرت میارزه؛ پس دنیا خیلی قیمت داره. حتی اونایی که تو بهشت هستن ممکنه حسرت چند دقیقه از این دنیا رو بخورن، دیگه جهنمیا به کنار.
فکر کن دیشب مرده بودیم و الان تو برزخ بودیم. اگه میگفتن برگرد، میگفتیم آره؛ ولی الان که فرصت داریم، نمیدونیم چطور از وقتمون استفاده کنیم. پای تلویزیون میشینیم، الکی وقت تلف میکنیم و برنامههایی هست که کلی از وقتمون رو میگیرن. الان فکر میکنی هیچی نیست، ولی بعداً خیلی هزینه داره.
از این به بعد میشه یه کاری کرد. برای همین بحث مهندسی آرزوها بحث مهمیه. اگه آرزو و هوس با هم قاطی بشن، آرامش دنیا و آخرت رو میگیرن.
یه بزرگی بود، دکتر بود، ولی وقتی پای حرفاش مینشستیم انگار یه روحانی باهات حرف میزد. یکی بهش گفت: «یا روحانی شو یا دکتر شو.»
الان هم نگاه کنی، بعضی مادر و پدرها هوسهای متفاوتی رو پای بچهها میذارن؛ برو کلاس زبان، برو کلاس کاراته و... اینا شاید بد نباشن، ولی وقتی بدون فکر انتخاب بشن، آرامش بچه رو میگیرن و فقط یه دل ناآرام ازش میسازن.
آدم نباید بخیل باشه، نباید وقتش رو هدر بده. اون دنیا ازت سؤال میپرسن که عمرت رو کجا خرج کردی. میگی شیش ماه رفتم کلاس فلان؛ میپرسن برای چی؟ چه فایدهای داشت؟
میری کامپیوتر بخونی، ولی میافتی تو چت و ماهواره و هزار چیز دیگه. نمیگیم اینا بده؛ ولی وقتی وارد چیزی شدی، حواست باشه برای چی رفتی و چه چیزی به دست آوردی.
آدم میاد بیرون میگه رفتم فلان کلاس چون کلاسش بالا بود. اما ازش میپرسن: این برنامهها برات چی داشت؟ میگه آره، هزارتا گناه کردم، دوست بد پیدا کردم و فلان کردم...
پس از خودمون بپرسیم: دارم عمرم رو کجا سرمایهگذاری میکنم؟ چیزی که امروز انتخاب میکنم، فردا باعث افتخارم میشه یا حسرت؟
هنوز زندهای؛ پس هنوز فرصت داری. اگه اشتباه کردی، از همین الان ترمز بکش و درستش کن.
خلاصه کننده: فاطمه احمدی 👩💻
حوالیِ خدا
#مهندسی_آرزوها_3 در حدیث گفتن نسبت به عمرتون بخیل باشید. کسی که بخیل باشه، هر کاری رو انجام نمیده
جمله کلیدی 🔑
...........
«در خرج کردنِ عمرت بخیل باش؛ چون هر لحظهای که امروز بیفکر خرج میکنی، ممکن است فردا بزرگترین حسرتت باشد.»
#مهندسی_آرزوها_4
روح، بینهایتطلب است و انسان آرزوهای فراوانی دارد. اگر نتواند آرزوهای خود را درست مدیریت و اولویتبندی کند و میان خواستههای متضاد قرار بگیرد، دچار تشتت روحی و شخصیتی میشود؛ آرامش و تمرکز خود را از دست میدهد و نه میتواند از زندگی دنیا لذت ببرد و نه فرصت کافی برای خودسازی و ساختن آخرتش پیدا میکند.
داشتن آرزوهای دنیایی و آخرتی طبیعی است؛ مهم این است که جایگاه هرکدام را بشناسیم و آنها را همجهت کنیم. اگر این کار را نکنیم، بینهایتطلبی روح باعث میشود دائماً احساس کمبود و ناکامی کنیم و هرچه سنمان بالاتر میرود، بیشتر احساس کنیم از خواستههایمان فاصله گرفتهایم.
البته نرسیدن به آرزوهای دنیایی همیشه بد نیست. گاهی خداوند با نرساندن انسان به یک خواسته، او را از خطرات آن حفظ میکند و فرصت بیشتری برای آخرت به او میدهد. بعضی آرزوهای دنیایی مانند ازدواج و فرزند داشتن نیز اگر در دنیا محقق نشوند، ممکن است خداوند در حیات اخروی جبران کند. اما آرزوهای معنوی و انسانی اهمیت بیشتری دارند و اگر انسان در دنیا فرصت رشد معنوی را از دست بدهد، جبران آن به آسانی ممکن نیست.
انسان مانند جنینی در رحم دنیاست. همانطور که جنین باید در رحم برای تولد آماده شود، ما نیز باید در دنیا برای تولد به آخرت آماده شویم. اگر ویژگیهای لازم برای زندگی ابدی را در این دنیا نسازیم، هنگام مرگ دیگر فرصت ساختن آنها را نخواهیم داشت و ممکن است تولد ما به آخرت با حسرت و غم همراه شود.
در خانواده نیز زن و شوهر باید به یکدیگر کمک کنند تا دچار تشتت آرزوها نشوند. خواستههای بیپایان و تجملات میتواند همسر را تحت فشار قرار دهد؛ تا جایی که مجبور شود چند شیفت کار کند یا حتی برای تأمین خواستهها به سمت کار حرام برود. بنابراین زن و شوهر باید مراقب باشند که آرزوهایشان یکدیگر را از آرامش و مسیر درست زندگی دور نکند.
در مورد فرزندان نیز باید مراقب تأثیر دوستان، فضای مجازی، فیلمها و محیط جامعه باشیم. ممکن است نوجوان از یک طرف بخواهد درس بخواند و آینده خوبی بسازد و از طرف دیگر، تحت تأثیر دوستانش به سمت رفتارهایی برود که با شخصیت و باورهای درونی او سازگار نیست. این تضاد، او را دچار تشتت میکند.
بنابراین اگر تغذیه فکری و معنوی خود و فرزندانمان را درست کنیم و آرزوهایمان را بهدرستی اولویتبندی و همجهت کنیم، به آرامش و نشاط پایدارتری میرسیم؛ آرامشی که هم زندگی دنیایی ما را بهتر میکند و هم زمینهساز سعادت آخرت ماست.
خلاصه کننده : فاطمه احمدی 👩💻
حوالیِ خدا
#مهندسی_آرزوها_4 روح، بینهایتطلب است و انسان آرزوهای فراوانی دارد. اگر نتواند آرزوهای خود را درست
جمله کلیدی 🔑
...........
«اگر آرزوهای دنیایی و آخرتی خود را درست اولویتبندی و همجهت کنیم، از تشتت روحی نجات پیدا میکنیم و به آرامش و سعادت پایدار میرسیم.»
#مهندسی_آرزوها_5
یادمون باشه ما یه عمر بینهایت داریم. حتی بهشت هم نمیخوایم؛ ما بالاتر از بهشت گیرمون میاد.
دنیا بازاریه؛ توی این بازار بعضیها سود میبرن، ولی اکثراً بیشتر سرمایه رو میدن و چیزی گیرشون نمیاد. مهمترین چیزی که به ما کمک میکنه، بحث «قیمتگیری» و شناخت آرزوهاست.
ما گاهی وقتها در طول سال، چندین پیشنهاد بهمون میشه؛ از جمله حجاب، لباس، منش، مسافرتها و... . انسان دائماً گزینههای مختلفی بهش عرضه میشه و ممکنه گول بخوره و همون دیدار اول، چه در مورد دوست، ازدواج، رشته و... قبول کنه و وقتی عملی انجام میده، بگه: «ای بابا، ضرر کردم! این هزار تومن هم نمیارزید، ولی من یک میلیون هزینه کردم.»
اما اگر انسان، بهخصوص از آغاز، جهانی قیمتها دستش باشه، وقتی یه چیزی بهش عرضه میشه، مثل خانومیه که میره مانتو بخره و قیمت دستشه، کیفیت پارچه دستشه و کاملاً آشنایی داره و میدونه اگه من بخوام هزینه کنم، چقدر باید بدم.
اکثر آدما این کلاه سرشون میره. جاودانگی شوخی نیست. یه خواهش دارم؛ هر روز یه تسبیح دستتون بگیرین و بگین: «من جاودانه هستم.»
حتی بهشت هم پاداش ما نیست. کسی گول نخوره. بدونید ما بالاتر از بهشت گیرمون میاد.
گفتیم دنیا مانند بازاره؛ شلوغه. کسانی هستند که سود میکنن، ولی اکثراً ضرر میکنن. چرا ضرر میکنن؟ چون هنوز قیمت آرزوها رو نمیدونن. خدا گفته دیگه هر چیزی در این دنیا یه اندازهای داره.
مثلاً کسی که میره هندوستان یا هر کشور دیگه، وقتی قیمت دستت باشه، کلی چونه میزنی؛ ولی وقتی نفهمی، سرت کلاه میره. تازه خوشحال هم هستی، چون وقتی به ظاهر نگاه میکنی، همین که خریدی خوشحالی، ولی نمیدونی چه ضرری کردی. اما یه روزی پرده میره کنار و اون موقع میفهمی چقدر الکی خوش بودی و با خیالات عشقبازی میکردی، در صورتی که حقیقت چیز دیگری است.
خیلی وقتها از یه چیزی خوشت میاد، وقت میذاری و به بچههاتون عرضه میکنی و میگی: «دخترم، تو باید بری این شغل؛ باید بری با این ازدواج کنی.»
یه روز یه خانومی اومدن و گفتن: «من برای پسرم یه همچین زنی رو میخوام.» ولی ملاکهایی که گفته بود، ملاکهای مهمی نبود. گذشت و موردهای خیلی خوبی هم به پسر معرفی شد، ولی چون مادرش گفته بود دختره باید همچین ملاکهایی داشته باشه، قبول نمیکرد. تا اینکه یه جایی بالاخره دلش پیش کسی گیر کرد که هیچکدوم از ملاکهایی که مادرش گفته بود رو نداشت و هیچکدوم از ملاکهایی که ما گفتیم رو هم نداشت؛ یعنی یه چیز خیلی افتضاحی بود.
حالا مادرش میزد توی سر خودش که «بچم اینجوری شده.» آخرش هم رفتن همونو گرفتن و الان شده مایهٔ دق.
پس ببینید، ما اگر نتونیم اینها رو خوب بچینیم، در نهایت چیزهایی رو انتخاب میکنیم که گند میزنه به آخرتمون و دنیامون. ولی اگه قیمت دستمون باشه، هر چی که بخوایم، یه چینش درست میکنیم و به همون مقدار که میارزه، پرداخت میکنیم.
یه روایت از نبی اکرم هست که میگه: «آرزو برای امت من رحمته؛ اگه آرزو نباشه، هیچ مادری به بچهاش شیر نمیده.»
پس اصل آرزو چیز قشنگیه. ما اصلاً با آرزو مشکلی نداریم. خوبه که انسان آرزو داشته باشه تا نشاط و امید داشته باشه.
خلاصه کننده: فاطمه احمدی 👩💻
حوالیِ خدا
#مهندسی_آرزوها_5 یادمون باشه ما یه عمر بینهایت داریم. حتی بهشت هم نمیخوایم؛ ما بالاتر از بهشت گیر
جمله کلیدی 🔑
...........
«قیمت آرزوها را بشناسیم؛ چون اگر ارزش واقعی انتخابهایمان را ندانیم، عمر جاودانهمان را برای چیزهای کمارزش خرج میکنیم.»