eitaa logo
حوالیِ خدا
25 دنبال‌کننده
13 عکس
4 ویدیو
0 فایل
🌱 اینجا از حرف‌هایی می‌گوییم که ارزش شنیدن و به خاطر سپردن دارند... گزیده‌ای از صحبت‌های استاد شجاعی 🤍 ___________________________ ادمین: @Tawakkul_User
مشاهده در ایتا
دانلود
خدایا، من عرضه ندارم؛ خودت کمکم کن. خودت من را هدایت کن و با من آن‌گونه که خودت می‌دانی رفتار کن. آدم زیرک به خدا می‌گوید: «خدایا، من نمی‌دانم چه چیزی به نفع من است. اگر چیزی خوب است، مرا از همان راه ببر و اگر چیزی به ضرر من است، خودت از من دورش کن.» گاهی آدم آرزوی چیزی را دارد؛ مثلاً می‌خواهد طلبه، استاد دانشگاه یا صاحب یک شغل خاصی شود، اما خدا می‌داند که ظرفیت آن را ندارد و مسیر دیگری را برایش بهتر می‌بیند. حتی اگر پول و عزت می‌خواهیم، باید از خدا بخواهیم ظرفیتش را هم به ما بدهد. چون خیلی وقت‌ها آدم کارهای واجبش را رها می‌کند و سراغ مستحبات می‌رود، یا برای گناه هزینه می‌کند؛ یعنی هنوز ظرفیت بعضی چیزها را ندارد. اگر این مهارت‌ها را یاد نگیریم، هوس‌های مختلف سراغمان می‌آیند و دیگر نمی‌دانیم کدام به نفع ماست و کدام به ضررمان. خدایا، به من عزت بده، اما ظرفیت عزت را هم بده تا با عزت، فقر‌فروشی و ناز کردن نکنم. گاهی انسان محبوب و عزیز می‌شود، اما بلد نیست از آن نعمت درست استفاده کند و همان عزت، او را زمین می‌زند. مثلاً کسی امتیاز خوبی دارد، اما به جای اینکه از آن برای خیر خودش و دیگران استفاده کند، حیا و رابطه‌اش با خدا را می‌فروشد تا محبوب‌تر یا پولدارتر شود. خدا خیلی وقت‌ها بعضی آرزوهای ما را برآورده نمی‌کند، چون می‌داند اگر الآن به آن برسیم، فاسد می‌شویم. شاید چیزی را از خدا بخواهیم که به ظاهر خوب است، اما خدا می‌داند همین خواسته به ضررمان تمام می‌شود. حتی ممکن است آدم توفیق خاصی بخواهد، اما خدا به او ندهد؛ چون می‌داند اگر بدهد، مغرور می‌شود. پس بگوییم: «خدایا، اگر این بیماری برای من بهتر است، به آن راضی‌ام. اگر مجرد بودن برایم بهتر است، راضی‌ام. اگر ازدواج و فرزند داشتن برایم بهتر است، راضی‌ام. دختر باشد یا پسر، آن را که تو بهتر می‌دانی، همان را برایم قرار بده.» این‌قدر در کار خدا دخالت نکنیم و مدام نگوییم: «خدایا، چرا به او دادی و به من ندادی؟» بگوییم: «خدایا، اگر این نعمت به صلاح من است، به من هم عطا کن.» خوشا به حال کسی که با خدا قرارداد می‌بندد و می‌گوید: «خدایا، هرچه تو بدهی، غر نمی‌زنم؛ فقط عاقبتم را به خیر کن.» عشق من به خودم، خیلی کمتر از عشق خدا به من است؛ پس اگر خدا انتخاب کند، قطعاً انتخاب بهتری است. ما باید به سلیقه خدا اعتماد کنیم؛ چون خدا بهتر از خودمان می‌داند چه چیزی برایمان خوب است. از امام عسکری(ع) نقل شده که خداوند برای مؤمن تقدیری نمی‌کند که در نهایت به ضرر او باشد؛ ممکن است ظاهر یک بلا تلخ باشد، اما باطنش خیر و شیرین باشد. پس غر نزنیم، مقایسه نکنیم و نگوییم «خدایا، به او دادی، به من هم بده.» بگوییم: «خدایا، عقل و توانایی بده، اما در مسیری که به نفع من باشد.» شاید چیزی که فکر می‌کنیم نعمت بزرگی است، اگر ظرفیتش را نداشته باشیم، همان نعمت باعث سقوطمان شود. نتیجه این است: هوس‌ها و آرزوهایمان را طوری تنظیم کنیم که ما را با خدا درگیر نکنند و از تقوا و خوبی دورمان نکنند. اگر آرزویی داریم، اول از خودمان بپرسیم: «آیا رسیدن به این آرزو، مرا به خدا نزدیک‌تر می‌کند یا از او دورتر؟» اگر دیدیم یک آرزو دارد بین ما و خدا فاصله می‌اندازد، بدانیم که آن آرزو، هرچقدر هم شیرین باشد، برای ما خیر نیست. پس بگوییم: خدایا، من نمی‌دانم چه چیزی برایم بهتر است؛ تو می‌دانی. من انتخابم را به تو می‌سپارم. هرچه دادی، شکر می‌کنم و هرچه ندادی، به حکمتت اعتماد می‌کنم؛ فقط کمکم کن پاک بمانم و عاقبتم به خیر شود. خلاصه کننده: فاطمه احمدی 👩‍💻
حوالیِ خدا
#مهندسی_آرزوها_7 خدایا، من عرضه ندارم؛ خودت کمکم کن. خودت من را هدایت کن و با من آن‌گونه که خودت می
جمله کلیدی 🔑 ........... «خدایا، من نمی‌دانم چه چیزی برایم بهتر است؛ تو می‌دانی. انتخابم را به تو می‌سپارم و فقط از تو می‌خواهم کمکم کنی پاک بمانم و عاقبتم به خیر شود.»
✨️✨️✨️✨️✨️✨️✨️✨️✨️✨️
بسیاری از اضطراب‌ها و غم‌هایی که به سراغ انسان می‌آیند، علتشان برای خود انسان روشن نیست؛ چون گاهی از ناخودآگاه او سرچشمه می‌گیرند. انسان به خاطر ناکامی‌ها و آرزوهایی که به آن‌ها نرسیده، رنج می‌برد. بسیار اتفاق می‌افتد که آدم‌هایی، با اینکه انسان‌های بسیار خوبی هستند، به دلیل بی‌دقتی در چینش آرزوهایشان، مقدار زیادی از عمر خود را از دست می‌دهند. اگر این چینش درست صورت نگیرد، ممکن است انسان به نتیجه‌ای برسد که دیگران به حال او غبطه بخورند، اما خودش در نهایت دچار ناامیدی شود. ساختار انسان به گونه‌ای تنظیم شده که خداوند، روح انسان را مانند جسم او با نظم و حساب آفریده است. اگر تصمیم‌ها و انتخاب‌های انسان درست باشند، حتی نشاط نیز به‌صورت طبیعی به سراغ او می‌آید. یعنی اگر انسان درست زندگی کند، ذات زندگی برایش نشاط می‌آورد. بدن انسان یک نظام مشخص دارد و خداوند برای هر بخش از آن فرمولی قرار داده است. اگر مسیری را اشتباه بروی و مثلاً چشم تو ضعیف شود، بدن با آبریزش، سوزش یا عفونت به تو علامت می‌دهد که مشکلی وجود دارد و باید به پزشک مراجعه کنی. این مکانیزم تعریف شده است و نمی‌توانی سر بدن خودت کلاه بگذاری. بدن معصوم است؛ یعنی خطا نمی‌کند و نمی‌توانی خطایی را به آن تحمیل کنی. در مورد آرزوها نیز همین‌طور است. اگر کسی چینش آرزوهایش را درست انجام دهد، روح او هم مانند بدنش به تعادل می‌رسد. ممکن است ببینی انسانی بسیار موفق است، چیزهایی دارد که خیلی‌ها ندارند، اما دائماً تحت فشار است، عصبی است و سردرد دارد. این می‌تواند نشانه این باشد که اساساً چینش آرزوهای او غلط بوده است. هیچ‌کس نمی‌تواند خودش را با دیگری مقایسه کند؛ چون شرایط، استعدادها، نیازها و مسیر زندگی انسان‌ها متفاوت است. بنابراین بسیار مهم است که آرزوهایمان را رتبه‌بندی کنیم، برای آن‌ها اولویت قرار دهیم و بعد ببینیم مغز، فطرت و حقیقت وجود ما واقعاً چه می‌خواهد. خداوند می‌فرماید: «ما هرچه را که روی زمین است، زینت آن قرار دادیم.» انسان پول را می‌بیند و دوست دارد، جنس مخالف را می‌بیند و دوست دارد، کتاب را می‌بیند و دوست دارد، خانه و امکانات را می‌بیند و دوست دارد. انسان خیلی چیزها را دوست دارد؛ اما مسئله این است که باید آن‌ها را درست در کنار یکدیگر بچیند تا بتواند از زندگی بهره ببرد. چون آن‌قدر که فکر می‌کنیم وقت نداریم. انسان قوای مختلفی دارد؛ خیال، وهم، حس، عقل و... و هرکدام غذای مخصوص خودشان را می‌خواهند. از سه جهتِ حس، خیال و وهم، انسان با حیوان مشترک است؛ از جهت عقل، شباهتی با فرشته دارد؛ و از جهت فوق‌عقل، انسان است. کمالات نیز مراتب مختلفی دارند؛ کمالات جمادی، نباتی، حیوانی و انسانی. آرامش، مربوط به مرتبه فوق‌عقل است. اگر فوق‌عقل با جفت و غذای مناسب خودش پیوند بخورد، تمام وجود انسان به آرامش می‌رسد؛ اما اگر این پیوند اشتباه باشد، حتی اگر سایر بخش‌های زندگی هم خوب باشند، باز انسان احساس ناخوشایندی خواهد داشت. مثلاً کسی که نمی‌تواند خودش را به‌عنوان یک انسان ببیند و فقط جنبه حیوانی خودش را می‌بیند، ممکن است بگوید: «اگر ازدواج نکنم خوشبخت نمی‌شوم، اگر بچه‌دار نشوم خوشبخت نیستم.» ازدواج و فرزندآوری می‌توانند ارزشمند باشند، اما اگر کسی در این بخش‌ها به موفقیت نرسید، نباید تصور کند چیزی از ارزش انسانی او کم شده است. ما پیامبرانی داشته‌ایم که ازدواج نکردند و چیزی از مقام انسانی آن‌ها کم نشد. در تقسیم‌بندی آرزوها باید بدانیم چه چیزی واقعاً در شأن و لایق ماست؛ چون معلوم نیست چقدر فرصت داریم. شاید یک سال دیگر زنده نباشیم، شاید بیست سال دیگر، یا حتی یک هفته دیگر. بنابراین باید زمانمان را درست استفاده کنیم. باخت در یک مسابقه فوتبال یا والیبال، یک باخت وهمی است؛ برد آن هم در همان سطح است. اما در زندگی، اگر آرزوهایت را اشتباه بچینی و عمرت را در مسیر نادرست صرف کنی، این دیگر یک باخت واقعی است؛ چون چیزی را از دست داده‌ای که دیگر قابل بازگشت نیست: عمر. خلاصه کننده: فاطمه احمدی 👩‍💻
حوالیِ خدا
#مهندسی_آرزوها_8 بسیاری از اضطراب‌ها و غم‌هایی که به سراغ انسان می‌آیند، علتشان برای خود انسان روشن
جمله کلیدی 🔑 ........... «اگر آرزوهایت را درست رتبه‌بندی و انتخاب نکنی، ممکن است در زندگی به چیزهای زیادی برسی، اما عمرت را در مسیری صرف کنی که در نهایت به ناامیدی و ناآرامی برسد؛ چون بزرگ‌ترین باخت، از دست دادن عمر در مسیر نادرست است.»
🗝🗝🗝🗝🗝🗝🗝🗝🗝
به سوی نور گاهی تمام مسیر زندگی، فقط یک پله فاصله است؛ از تاریکیِ دیروز تا نوری که همیشه منتظر ما بوده. ✨
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
"بِسم اللّهِ مُنَوِّرِ قلوبِ العارفین" فکر، فرماندهِ پنهانِ زندگیِ انسانه؛ چون هر انتخابی، هر تصمیمی، و هر مسیری که در زندگی می‌ریم، اول از یک «فکر» شروع میشه. از امروز؛ می‌خوایم «مهندسی فکر» رو باهم یاد بگیریم؛ یاد بگیریم چطور فکرهامون رو بشناسیم، چطور افکار محدودکننده رو اصلاح کنیم، و چطور ذهنمون رو در مسیر رشد، آرامش و تعالی قرار بدیم. 🔹🔵🔹🔵🔹🔵🔹 ✨ فکرهای بزرگ، زندگی‌های بزرگ می‌سازند... پس بیاییم قبل از ساختنِ آینده‌مون، معماریِ فکرهامون رو درست کنیم. 🌱 صاحبِ فکرهای روشن و بلند باشیم 🌹
در قرآن کریم بارها از ما دعوت شده که تفکر کنیم. خداوند بندگانی را که اهل فکر و اندیشه‌اند، بسیار دوست دارد و تفکر یکی از عبادت‌های بزرگ و ویژه دوستان خداست. در داستان سفر پیامبر(ص) به خارج از مکه، شخصی نصرانی از ایشان می‌پرسد: «به چه چیزی بیشتر از همه علاقه داری؟» حضرت می‌فرمایند: «به تفکر.» هرکس به هر جایی رسیده، با فکر و اندیشه رسیده است. در روایتی آمده: «ساعتی تفکر از عبادت هفتاد سال بهتر است.» البته «ساعت» در اینجا لزوماً به معنای ۶۰ دقیقه نیست؛ گاهی انسان با لحظه‌ای تفکر، مسیری را طی می‌کند که ارزشش از سال‌ها عبادت بیشتر است. تفکر حتی می‌تواند گذشته انسان را جبران کند. اگر کسی ۴۰ یا ۵۰ سال از عمرش را از دست داده باشد، یکی از بهترین راه‌های جبران، فکر کردن است؛ چراکه یک لحظه تفکر می‌تواند انسان را در مسیر ابدیت، میلیون‌ها سال جلو بیندازد و برعکس، فکر نکردن می‌تواند انسان را میلیون‌ها سال عقب بیندازد. هدف خلقت، معرفت است و انسان بدون فکر به معرفت نمی‌رسد. حتی عبادت نیز هدفی متوسط و وسیله‌ای برای رسیدن به یقین و معرفت است. تفکر، پرده‌های شک و تردید را کنار می‌زند و دل انسان را قدرتمند می‌کند؛ بنابراین انسان به وسیله فکر به کمال انسانی می‌رسد. امیرالمؤمنین(ع) به کسانی که دائماً به دنبال عبادت ظاهری‌اند، سفارش می‌کنند که فقط از این مسجد به آن مسجد نروند، بلکه بنشینند و فکر کنند. چه‌بسا انسانی ۶۰ سال عبادت کند، اما حتی یک رکعت از عبادتش حساب نشود؛ چون در آن فکر و معرفتی نبوده است. باید یاد بگیریم از فکر کردن نترسیم. تفکر شجاعت، حوصله و قدرت می‌خواهد. حتی گوش دادنِ درست نیز نوعی تفکر است؛ وقتی انسان دلش را به سخن گوینده می‌دهد و در آنچه می‌شنود، می‌اندیشد. گاهی حتی نبودن قرآن، مفاتیح یا کتاب در کنار انسان می‌تواند فرصت خوبی باشد تا مجبور شود خودش فکر کند. امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: «بالاترین عبادت، فکر کردن است.» خداوند زمین، آسمان، دریا و همه عالم را آفریده تا انسان در آنها بیندیشد. وقتی فکر انسان به کار می‌افتد، راه‌های زیبایی برایش باز می‌شود و به آرامش و شادی می‌رسد. یکی از بهترین موضوعات برای تفکر، نعمت‌های خداوند است. نعمت‌های خدا قابل شمارش نیستند. انسان حتی وقتی با مشکلات فراوان روبه‌روست، باز هم در دریای نعمت‌های الهی غرق است؛ اما چون معرفت کافی ندارد، بیشتر مشکلاتش را می‌بیند و از خدا شکایت می‌کند. امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند چه‌بسا انسان‌هایی که دیگران دلشان برای آنها می‌سوزد، اما همان بلایی که گرفتار آن شده‌اند، در حقیقت دارویشان است. در تاریخ، شاید رقت‌انگیزترین صحنه، واقعه کربلا باشد. حضرت زینب(س) برادران و برادرزاده‌هایش را از دست داد، فرزندانش شهید شدند، پیش از آن مادرش را از دست داده بود و خودش نیز به اسارت رفت. با این همه، وقتی از ایشان درباره آنچه در کربلا دیدند سؤال شد، فرمودند: «ما رأیتُ إلا جمیلاً»؛ جز زیبایی چیزی ندیدم. این نگاه، حاصل معرفت و تفکر است؛ نگاهی که در آن انسان حتی در سخت‌ترین شرایط نیز حکمت و زیبایی فعل خدا را می‌بیند. شاید به همین دلیل باشد که در قیامت، بسیاری حسرت چنین معرفتی را خواهند خورد. خلاصه کننده: فاطمه احمدی 👩‍💻
🧩🧩🧩🧩🧩🧩🧩🧩🧩
حوالیِ خدا
#مهندسی_فکر_1 در قرآن کریم بارها از ما دعوت شده که تفکر کنیم. خداوند بندگانی را که اهل فکر و اندیشه
جمله کلیدی 🔑 ........... «هرکس به هر درجه‌ای از کمال و معرفت رسیده، از راه تفکر رسیده است؛ چون تفکر، انسان را از شک و غفلت عبور می‌دهد و به یقین و آرامش می‌رساند.»