eitaa logo
حوالیِ خدا
25 دنبال‌کننده
14 عکس
4 ویدیو
0 فایل
🌱 اینجا از حرف‌هایی می‌گوییم که ارزش شنیدن و به خاطر سپردن دارند... گزیده‌ای از صحبت‌های استاد شجاعی 🤍 ___________________________ ادمین: @Tawakkul_User
مشاهده در ایتا
دانلود
حوالیِ خدا
#مهندسی_فکر_7 فکر می‌تواند انسان را هم به جهنم ببرد و هم به بهشت. حرکت ما به سمت آخرت، یک حرکت وجود
جمله کلیدی 🔑 ........... «برای رشد و آمادگی برای آخرت، باید شجاعت فکر کردن، خلوت کردن و تغذیه صحیح روح را داشته باشیم؛ چون افکار ما شخصیت، احساسات و مسیر زندگی‌مان را می‌سازند.»
🧠✨🧠✨🧠✨🧠✨🧠✨
فکر آن‌قدر قدرتمند است که می‌تواند در زندگی انسان غوغا کند. در داستان حضرت مریم(س) و حضرت جبرئیل(ع) هم می‌بینیم که جبرئیل قرار نیست به شکل مادی و با بال روی زمین بیاید؛ بلکه در عالم معنا و خیال با حضرت مریم ارتباط پیدا می‌کند. می‌گویند نماز، معراج مؤمن است. همین معراج می‌تواند انسان را به بالاترین درجات برساند، به شرط اینکه تمرکز داشته باشد. آدم باید تلاش کند، کار کند و ادامه بدهد؛ بعد یک‌دفعه می‌بیند یک اتفاق، یک کشف، یک انتخاب یا یک حرکت درست در زندگی‌اش شکل گرفته است. در زندگی و روابط هم همین‌طور است؛ کافی است تمرکز داشته باشی. اگر بین تو و کسی اضطراب، دعوا یا کینه وجود دارد، مثلاً پدرت، همسرت یا برادرت از تو کینه دارد و تو هم با این کینه مانده‌ای، اگر می‌خواهی کینه او پاک شود، اول باید کینه را از خودت پاک کنی. نمی‌شود فقط بروی بگویی «حلال کن، معذرت می‌خواهم» در حالی که هنوز دل خودت پر از کینه است. انسان‌ها خیلی چیزها را بدون حرف زدن حس می‌کنند. اگر می‌خواهی همسرت، بچه‌هایت یا خانواده‌ات دوستت داشته باشند، نمی‌توانی محبوب باشی اما خودت محب نباشی. تا وقتی جهنم‌های درونی خودت را نسوزانی، آن اتفاق به‌راحتی در طرف مقابل نمی‌افتد. آدم‌ها حواس درونی دارند. وقتی به کسی نزدیک می‌شوی، می‌فهمی در دلش چه می‌گذرد. می‌گویند مؤمن مثل عسل شیرین است؛ وقتی کنارش می‌نشینی، آرامش می‌گیری. من یک کارگر را می‌شناسم که شاید فقط تا کلاس پنجم درس خوانده باشد، اما آن‌قدر شاد و آرام است که وقتی کنارش می‌نشینم، قلبم سبک می‌شود و گاهی اشکم درمی‌آید. ده دقیقه با او حرف می‌زنی، حتی درباره چیزهای معمولی، اما باز هم شیرینی و آرامش خاصی به تو منتقل می‌کند. کسی که چیزی ندارد، نمی‌تواند آن را منتقل کند؛ پس معلوم است که او این آرامش را در وجودش دارد. ما باید از کجا شروع کنیم؟ از فکر. ممکن است کسی بگوید: «من از این به بعد توبه می‌کنم، آدم خوبی می‌شوم و با خدا آشتی می‌کنم.» اما اگر فقط شعار باشد و دلش همراه نباشد، اتفاقی نمی‌افتد. وقتی حس و دل‌دادن نباشد، تغییر هم سخت می‌شود. در هر کاری همین است. دو نفر نقاشی می‌کشند؛ یکی عالی می‌کشد و دیگری نه. در موسیقی هم یکی ساز می‌زند و آن‌قدر زیبا می‌زند که به دل همه می‌نشیند، اما دیگری نه. چرا؟ چون یکی با آن موسیقی حس گرفته است. پس باید زمینه درونی خودمان را آماده کنیم. اگر هدف خوب باشد، تمرکز و فکر کردن روی آن می‌تواند ما را در همان مسیر جلو ببرد. کسی که می‌خواهد در کار خوبی موفق شود، فقط نباید زور بزند؛ باید بیشتر روی آن تمرکز کند. خدا رحمت کند آیت‌الله بروجردی را. نقل شده یک‌بار عصبانی شد و آن‌قدر از عصبانیت خودش ناراحت شد که نذر کرد اگر دوباره عصبانی شود، یک سال روزه بگیرد. یعنی عصبانیت را آن‌قدر جدی می‌گرفت که نمی‌خواست اثرش در وجودش بماند. نقل دیگری درباره ایشان هست: یک پسربچه که دوچرخه‌سواری بلد نبود، به آیت‌الله بروجردی خورد و ایشان را به زمین انداخت؛ عمامه یک طرف افتاد و خودش طرف دیگر. آیت‌الله بروجردی وقتی بلند شد، به جای عصبانیت با نگرانی از پسر پرسید: «چیزیت نشد؟» ما اما گاهی پر از عصبانیت، فحاشی، حسادت و ناراحتی هستیم؛ حتی اگر اتفاق ناراحت‌کننده‌ای نباشد، خودمان دنبال چیزی می‌گردیم تا ناراحت شویم. مثلاً شوهر می‌گوید: «من منظور بدی نداشتم»، اما همسرش می‌گوید: «نه، منظور داشتی» و آن‌قدر روی این فکر تمرکز می‌کند تا ناراحتی خودش را تثبیت کند. بعضی آدم‌ها به ناراحت شدن عادت کرده‌اند و اگر چیزی نباشد، خودشان چیزی پیدا می‌کنند تا دلشوره بگیرند. عزیز من، خدا ما را آفریده که شاد باشیم. اگر بخشی از شخصیتت عاقل و بخشی دیگر بی‌خیال باشد، خیلی خوب است؛ آن‌وقت هرکس بخواهد عصبانی‌ات کند، نمی‌تواند، چون بی‌خیالی از کنارش رد می‌شود. پس باید روی فکرمان کار کنیم. البته همه مشکلات و بیماری‌ها فقط با فکر کردن حل نمی‌شوند، اما نوع نگاه، تمرکز و عادت‌های ذهنی می‌توانند در احساس و رفتار ما نقش مهمی داشته باشند. وسواس، بدبینی، حسادت و زودرنجی هم گاهی با آگاهی، مطالعه، تمرین و در صورت نیاز کمک متخصص بهتر می‌شوند. در نهایت، نقطه شروع بسیاری از تغییرها فکر و توجه ماست؛ چیزی که مدام به آن فکر می‌کنیم، کم‌کم در احساس و رفتارمان خودش را نشان می‌دهد. خلاصه کننده: فاطمه احمدی👩‍💻
حوالیِ خدا
#مهندسی_فکر_8 فکر آن‌قدر قدرتمند است که می‌تواند در زندگی انسان غوغا کند. در داستان حضرت مریم(س) و
جمله کلیدی 🔑 ........... «نقطه شروع تغییر در زندگی، فکر و توجه ماست؛ چیزی که مدام به آن فکر می‌کنیم، کم‌کم در احساس، رفتار و زندگی‌مان خودش را نشان می‌دهد.»
هر چیزی که مدام در ذهنت می‌پرورانی، روزی در زندگی‌ات ریشه می‌دواند؛ پس مراقب افکارت باش، چون آینده‌ات از همین‌جا ساخته می‌شود🧠✨
🦋🌱🦋🌱🦋🌱🦋🌱🦋🌱
جلسه ۹ رو نمی‌ذارم؛ وجدانم اجازه نمی‌ده با دست خودم بچه‌ها رو بفرستم تو دل بدبختی 😭🤚🏻🧍🏻‍♀️
امام علی(ع) می‌فرماید: «هرکس فکرش طولانی‌تر باشد، بصیرتش بالاتر می‌رود.» اگر می‌خواهید به بهترین دیدگاه‌ها برسید، باید فکرهای عمیق و طولانی داشته باشید. فکر فقط این نیست که یک جلسه برویم، بگوییم خوب نبود و تمام؛ یا یک درس و کتاب را فقط یک بار بخوانیم. باید تکرار کنیم، تمرکز بگیریم و عمل کنیم تا اتفاقات مبارکی در وجودمان شکل بگیرد. چرا می‌گویند «چله بگیرید»؟ برای اینکه ۴۰ روز با تمرکز یک کار را تکرار کنید و نگویید «تکراریه، حوصله ندارم». هر روز نماز را تکرار کنید. با تکرار و تلقین، انسان به اوج می‌رسد. خدا رحمت کند امام را؛ می‌فرمود انسان بدون تلقین به جایی نمی‌رسد. البته تکرار باید با فهم و اندیشه باشد. اگر آیه‌ای می‌خوانیم، معنایش را بفهمیم؛ همین‌طوری عربی نخوانیم و رد شویم، چون فقط لب و گوش و چشم حرکت می‌کنند. خواندن یعنی فهمیدن. از طرفی، فکر می‌تواند انسان را به سمت گناه هم ببرد. کسی که مدام به سیگار یا مواد مخدر فکر می‌کند، ممکن است بالاخره سراغش برود. وقتی یک فکر در ذهن قوی می‌شود، به آن قدرت می‌دهیم و روح آن را می‌پذیرد؛ بعد عمل کردن به آن راحت‌تر می‌شود. آدم بعداً می‌گوید: «من اصلاً فکر نمی‌کردم یک روز چنین کاری از من سر بزند.» پس تمرکز، فکر و محیط، انسان را می‌سازند. تو ماهواره می‌گیری و در خانه می‌گذاری، بعد می‌گویی: «بچه من نمازخوانه و خیلی پاکه!» بگذار آهنگ‌ها را بشنود و آن صحنه‌ها را ببیند، بعد می‌خواهی هیچ تأثیری نگیرد. می‌گویی برایش بلیت گرفتم برود فرانسه درس بخواند. من یک بار به هند رفتم و با چشم خودم دیدم پدر و مادری بچه‌شان را با هزار امید برای درس خواندن فرستاده بودند، اما در آن محیط به فحشا کشیده شده بود. بچه اول می‌بیند و می‌شنود؛ بعد بزرگ می‌شود، دانشگاه می‌رود، دوستانش را می‌بیند و به مهمانی می‌رود. محیط مهم است، چون تولید فکر می‌کند. بچه صحنه‌ای را بارها می‌بیند و با خودش می‌گوید: «من هم می‌توانم.» کم‌کم خودش را در آن محیط قرار می‌دهد. این بچه‌هایی که در آمریکا اسلحه برمی‌دارند و آدم می‌کشند و حتی معلمشان را می‌کشند، روز اول قاتل به دنیا آمده بودند؟ نه. در زندان‌های خودمان هم کسی یک‌دفعه از یک آدم پاک و بی‌گناه تبدیل به مجرم نشده؛ شاید از یک فیلم، یک حرف یا یک صحنه شروع شده و این تولید فکر آن‌قدر تکرار شده تا به فاجعه رسیده است. در اسلام برای درمان آدم‌ها دو روش داریم: بهداری و بیمارستان. در بهداری از همان اول واکسن می‌زنی؛ واکسن فلج، کزاز و... هزینه‌اش کم است و پیشگیری می‌کنی. اما اگر پیشگیری نکنی و کار به بیمارستان بکشد، درمان سخت‌تر و پرهزینه‌تر است و شاید اصلاً درمان نشود. اسلام می‌گوید نگذارید کار به بیمارستان بکشد؛ از همان اول مشکل را حل کنید. حجاب را رعایت کنید، فیلم بد نبینید، چیز بد نشنوید و نگذارید بچه صحنه‌های نامناسب ببیند. می‌گویی: «برای بچه‌ام تلفن همراه خریدم.» بعد می‌گویی: «وای، چه بلایی سرم آمد!» خب خودت تلفن را دستش دادی و بعد می‌گویی مریض نشو! بچه ابتدایی، راهنمایی یا دبیرستان تلفن همراه می‌خواهد چه کار؟ می‌گویی: «اینترنت لازمه، باید تحقیق کنیم.» اگر لازم است، با نظارت خودمان باشد. نه اینکه بگویی «برو توی اتاقت» و بچه در را ببندد و قفل کند؛ فردا یک آدم عجیب‌وغریب از اتاق بیرون بیاید و بگویی: «ماشاالله، دانشمند شده!» کامپیوتر جلوی چشم پدر و مادر باشد و بعد از کار خاموش شود. اما ما این‌قدر بچه‌ذلیل شده‌ایم که به فرزندسالاری رسیده‌ایم. پیامبر(ص) می‌فرماید: «خدا لعنت کند پدر و مادری را که اجازه می‌دهند بچه‌شان بر گردنشان سوار شود»؛ یعنی اجازه می‌دهند بی‌ادب و سرکش شود. اینکه در قیامت از دیدنی‌ها و شنیدنی‌ها سؤال می‌کنند، برای این است که دیدنی‌ها و شنیدنی‌ها تولید فکر می‌کنند. ببینید چقدر آدم‌ها گرفتار حرام‌خواری شده‌اند. برای اینکه شکمو هستند؟ نه. قرآن می‌گوید اموالی را که جمع کرده‌اند، در آخرت با آتش عذاب می‌کنند و به پهلو و صورتشان می‌چسبانند. علی(ع) می‌فرماید: «من تعجب می‌کنم از آدم‌هایی که دنبال گمشده‌هایشان می‌گردند، اما خودشان گم شده‌اند و دنبال خودشان نمی‌گردند.» من کی‌ام؟ از کجا آمده‌ام؟ برای چه آمده‌ام؟ اگر سوت پایان را بزنند و بروی آن طرف، می‌گویند: «چی آوردی؟ برای شرایط زیستی اینجا چه آماده کردی؟» می‌گویی: «من دکترم، مهندسم، ده تا ماشین دارم، حساب بانکی‌ام پره و مشهورم...» اما این‌ها مهم نیست؛ آنجا یک چیز دیگر از تو می‌خواهند. خلاصه کننده: فاطمه احمدی 👩‍💻
حوالیِ خدا
#مهندسی_فکر_9 امام علی(ع) می‌فرماید: «هرکس فکرش طولانی‌تر باشد، بصیرتش بالاتر می‌رود.» اگر می‌خواهی
جمله کلیدی 🔑 ........... فکر، انسان را می‌سازد؛ چیزی که می‌بینیم، می‌شنویم و تکرار می‌کنیم، کم‌کم تبدیل به باور و عمل ما می‌شود. 🧠✨
🌒✨🌒✨🌒✨🌒✨🌒✨
تمام مقدمات عبادی که در اسلام این‌همه به آن اهمیت داده شده، برای ایجاد تمرکز و فکر است؛ در نماز، روزه، حج و... . همه این‌ها برای این است که ما را از تعلقات روزمره جدا کنند، با نظام هستی و نظام ابدی خودمان آشنا کنند، با معشوق حقیقی انس بگیریم و به سمت او حرکت کنیم. اگر کسی خودش بتواند این مقدمات را فراهم کند و مستقیم سراغ تفکر برود، از بقیه سبقت گرفته است. پیغمبر می‌فرماید اگر دیدی مردم زیاد عبادت می‌کنند، تو بیشتر فکر کن تا از بقیه سبقت بگیری. البته نماز، حج و سایر عبادات واجب‌اند و باید انجام شوند؛ چون حداقل‌های تضمین‌شده‌ای هستند برای اینکه انسان در جایگاه فکر قرار بگیرد. پنج وعده نماز یعنی پنج بار خودت را در حالتی قرار بدهی که بتوانی درباره رحمان و رحیم، الله، مالک یوم‌الدین، توحید و قیامت فکر کنی. ماه رمضان و حج هم همین‌طورند؛ همه این‌ها بهانه‌ای برای فکر کردن‌اند. در حج، «مشعر» داریم؛ یعنی جای شعور و تیز نگاه کردن. شعور فقط درک معمولی نیست؛ یعنی ریزبینی و باریک‌بینی. در عرفات هم انسان به نوعی عرفان می‌رسد. البته این کار برای هر کسی آسان نیست؛ آدم باید قوت داشته باشد. به بعضی آدم‌ها اگر بگویی «یک ساعت بنشین و با نظام ابدی، نظام بی‌نهایت و هستی خودت روبه‌رو شو»، خیلی سخت می‌توانند این کار را انجام دهند و باید خیلی تلاش کنند تا بفهمند. مثلاً اینکه کسی بتواند واقعاً احساس کند امام زمان پدر ماست ــ که واقعاً هم هست ــ و نسبتش به ما از پدر و مادر طبیعی‌مان بیشتر است، نیاز به فکر دارد. برای همین در زیارت عاشورا می‌گوییم: «پدر و مادرم فدای تو بشوند.» اما چه کسی می‌تواند واقعاً احساس فرزندی نسبت به امام زمان پیدا کند و با حضرت رابطه عاطفی برقرار کند؟ حضرت مجتبی(ع) می‌فرماید خانواده آسمانی شما باید برایتان مهم‌تر از خانواده زمینی‌تان باشد. این یعنی پنج‌تن فقط شخصیت‌های مقدس نیستند؛ آن‌ها واقعاً بیش از پدر و مادرمان ما را دوست دارند و ما فرزند حقیقی آن‌هاییم. اگر این حقیقت در وجود انسان جان بگیرد، اتفاقات مبارکی می‌افتد. ما با همسر، پدر و مادر و خواهر و برادرمان احساس تعلق داریم. می‌گوییم «من مال همسرم هستم» یا «من مال پدر و مادرم هستم». حالا اگر کسی بفهمد «من مال امام زمانم» و تعلقش به اهل‌بیت از تعلقش به خانواده زمینی بیشتر است، تمام نگاهش به دنیا تغییر می‌کند. در قصه «شاه و طوطی»، طوطی رنگ آسمانی خودش را از دست داده و رنگ تعلقات زمینی گرفته بود؛ وقتی صاحبش صدایش می‌کرد، نمی‌توانست پاسخ درستی بدهد. ما هم همین‌طوریم؛ تعلقات زمینی آن‌قدر در ما پررنگ شده که تعلق اصلی‌مان را فراموش کرده‌ایم. یک دختر وقتی ازدواج می‌کند، اگر پدرش بگوید «این کار را بکن» ممکن است بگوید: «ببخشید، من شوهر دارم.» یعنی تعلقش تغییر کرده است. مردها هم همین‌طورند؛ با اینکه وظیفه‌شان نسبت به پدر و مادر سنگین است، بعد از ازدواج تعلق دیگری پیدا می‌کنند. حتی می‌گویند اگر می‌خواهی با مردی ازدواج کنی، ببین چقدر به پدر و مادرش خدمت می‌کند؛ چون اگر قدر آن‌ها را نداند، قدر تو را هم نمی‌داند. حالا ما یک زمانی «مال خدا» بودیم. معاد یعنی من از خدا بوده‌ام، به زمین آمده‌ام و دوباره به سوی او برمی‌گردم. اما این را فراموش کرده‌ایم و خودمان را با بدن، جنسیت، لباس و ظاهرمان تعریف می‌کنیم؛ درحالی‌که این‌ها تمام حقیقت من نیستند. من همان کسی هستم که مال خدا بوده و قرار است به سوی او بازگردد. مثلاً اگر زنی با یک نامحرم صمیمی شود ولی با شوهر خودش احساس غریبی کند، این عجیب و زشت است. اما هزار درجه زشت‌تر این است که ما با خانواده آسمانی خود غریبه باشیم و اصلاً احساس گناه نکنیم. خانواده آسمانی ما ابدی‌اند و قرار است همیشه با آن‌ها باشیم؛ اما ما هنوز این حقیقت را باور نکرده‌ایم. حالا اینکه چه کسی باور کند «بچه پیغمبر» است، خودش داستان دیگری است؛ اول باید این حقیقت را قبول کنم. خلاصه کننده : فاطمه احمدی 👩‍💻