#مهندسی_فکر_10
تمام مقدمات عبادی که در اسلام اینهمه به آن اهمیت داده شده، برای ایجاد تمرکز و فکر است؛ در نماز، روزه، حج و... . همه اینها برای این است که ما را از تعلقات روزمره جدا کنند، با نظام هستی و نظام ابدی خودمان آشنا کنند، با معشوق حقیقی انس بگیریم و به سمت او حرکت کنیم.
اگر کسی خودش بتواند این مقدمات را فراهم کند و مستقیم سراغ تفکر برود، از بقیه سبقت گرفته است. پیغمبر میفرماید اگر دیدی مردم زیاد عبادت میکنند، تو بیشتر فکر کن تا از بقیه سبقت بگیری. البته نماز، حج و سایر عبادات واجباند و باید انجام شوند؛ چون حداقلهای تضمینشدهای هستند برای اینکه انسان در جایگاه فکر قرار بگیرد. پنج وعده نماز یعنی پنج بار خودت را در حالتی قرار بدهی که بتوانی درباره رحمان و رحیم، الله، مالک یومالدین، توحید و قیامت فکر کنی. ماه رمضان و حج هم همینطورند؛ همه اینها بهانهای برای فکر کردناند.
در حج، «مشعر» داریم؛ یعنی جای شعور و تیز نگاه کردن. شعور فقط درک معمولی نیست؛ یعنی ریزبینی و باریکبینی. در عرفات هم انسان به نوعی عرفان میرسد. البته این کار برای هر کسی آسان نیست؛ آدم باید قوت داشته باشد. به بعضی آدمها اگر بگویی «یک ساعت بنشین و با نظام ابدی، نظام بینهایت و هستی خودت روبهرو شو»، خیلی سخت میتوانند این کار را انجام دهند و باید خیلی تلاش کنند تا بفهمند.
مثلاً اینکه کسی بتواند واقعاً احساس کند امام زمان پدر ماست ــ که واقعاً هم هست ــ و نسبتش به ما از پدر و مادر طبیعیمان بیشتر است، نیاز به فکر دارد. برای همین در زیارت عاشورا میگوییم: «پدر و مادرم فدای تو بشوند.» اما چه کسی میتواند واقعاً احساس فرزندی نسبت به امام زمان پیدا کند و با حضرت رابطه عاطفی برقرار کند؟
حضرت مجتبی(ع) میفرماید خانواده آسمانی شما باید برایتان مهمتر از خانواده زمینیتان باشد. این یعنی پنجتن فقط شخصیتهای مقدس نیستند؛ آنها واقعاً بیش از پدر و مادرمان ما را دوست دارند و ما فرزند حقیقی آنهاییم. اگر این حقیقت در وجود انسان جان بگیرد، اتفاقات مبارکی میافتد.
ما با همسر، پدر و مادر و خواهر و برادرمان احساس تعلق داریم. میگوییم «من مال همسرم هستم» یا «من مال پدر و مادرم هستم». حالا اگر کسی بفهمد «من مال امام زمانم» و تعلقش به اهلبیت از تعلقش به خانواده زمینی بیشتر است، تمام نگاهش به دنیا تغییر میکند.
در قصه «شاه و طوطی»، طوطی رنگ آسمانی خودش را از دست داده و رنگ تعلقات زمینی گرفته بود؛ وقتی صاحبش صدایش میکرد، نمیتوانست پاسخ درستی بدهد. ما هم همینطوریم؛ تعلقات زمینی آنقدر در ما پررنگ شده که تعلق اصلیمان را فراموش کردهایم.
یک دختر وقتی ازدواج میکند، اگر پدرش بگوید «این کار را بکن» ممکن است بگوید: «ببخشید، من شوهر دارم.» یعنی تعلقش تغییر کرده است. مردها هم همینطورند؛ با اینکه وظیفهشان نسبت به پدر و مادر سنگین است، بعد از ازدواج تعلق دیگری پیدا میکنند. حتی میگویند اگر میخواهی با مردی ازدواج کنی، ببین چقدر به پدر و مادرش خدمت میکند؛ چون اگر قدر آنها را نداند، قدر تو را هم نمیداند.
حالا ما یک زمانی «مال خدا» بودیم. معاد یعنی من از خدا بودهام، به زمین آمدهام و دوباره به سوی او برمیگردم. اما این را فراموش کردهایم و خودمان را با بدن، جنسیت، لباس و ظاهرمان تعریف میکنیم؛ درحالیکه اینها تمام حقیقت من نیستند. من همان کسی هستم که مال خدا بوده و قرار است به سوی او بازگردد.
مثلاً اگر زنی با یک نامحرم صمیمی شود ولی با شوهر خودش احساس غریبی کند، این عجیب و زشت است. اما هزار درجه زشتتر این است که ما با خانواده آسمانی خود غریبه باشیم و اصلاً احساس گناه نکنیم.
خانواده آسمانی ما ابدیاند و قرار است همیشه با آنها باشیم؛ اما ما هنوز این حقیقت را باور نکردهایم. حالا اینکه چه کسی باور کند «بچه پیغمبر» است، خودش داستان دیگری است؛ اول باید این حقیقت را قبول کنم.
خلاصه کننده : فاطمه احمدی 👩💻
حوالیِ خدا
#مهندسی_فکر_10 تمام مقدمات عبادی که در اسلام اینهمه به آن اهمیت داده شده، برای ایجاد تمرکز و فکر ا
جمله کلیدی 🔑
...........
«تمام عبادتها مقدمهاند برای اینکه انسان فکر کند، تعلقات زمینی را پشت سر بگذارد، حقیقت خودش را بهعنوان موجودی متعلق به خدا بشناسد و با خانواده آسمانی و معشوق حقیقیاش انس بگیرد.»
﷽
#نماز
نماز؛
شاید فقط چند حرکت و چند ذکر نباشد...
شاید فرصتی باشد
برای اینکه ذهنمان را دوباره
با خدا تنظیم کنیم.
با تکبیر، از دنیا فاصله میگیریم؛
با حمد، جهت میگیریم؛
با رکوع، غرورمان را خم میکنیم؛
و با سجده، خودمان را رها میکنیم.
و وقتی با سلام برمیگردیم،
شاید دنیا همان دنیای قبل باشد؛
اما ما، کمی متفاوت شده باشیم. 🤍
#مهندسی_فکر_11
درباره فکر گفتیم که چقدر اهمیت دارد و چه آثار پربرکتی دارد. نکتهای که خیلی روی آن تأکید داریم این است که انسان باید خودش شرایط فکر کردن را برای خودش فراهم کند؛ یعنی خلوت، تلقین، فکر و ایجاد وسایلی که فکر را به جریان بیندازد، بهخصوص در آغاز کار.
انسان به تلقین نیاز دارد. خدا رحمت کند حضرت امام را که میفرمودند: «انسان بدون تلقین به هیچجا نمیرسد.» ما با تلقینهای منفی زیادی روبهرو هستیم؛ دوستان، محیط، تلویزیون، بعضی سریالها و... بنابراین باید در نقطه مقابل، از تلقینهای مثبت استفاده کنیم و برای خودمان شرایطی ایجاد کنیم که فکرمان به کار بیفتد.
این تلقین گاهی با کتاب خواندن است و گاهی با شنیدن. شنیدن نقش بسیار مهمی دارد؛ تا آنجا که خداوند در قرآن، مسئولیت گوش را مورد توجه قرار داده است. انسان در هیچ مقطعی از شنیدن بینیاز نیست.
من خودم حدود ۱۵ یا ۱۶ سال است که بخشی از بعدازظهر را خالی میکنم، ارتباطم را با همه قطع میکنم و مینشینم پای درس چند نفر از استادان. انسان باید همیشه خودش را تغذیه فکری و معنوی کند. قلب ما مثل یک اتومبیل نو نیست که فقط کلید بزنی و روشن شود. گاهی قلب یخ میزند و برای حرکت کردن نیاز به هل دادن دارد. احساسهای بد و حالتهای خنثی را نباید پذیرفت و گفت: «حالا مهم نیست.» این بیخیالی میتواند به انسان آسیبهای جدی بزند.
بنابراین باید همیشه ابزارهای تلقینی داشته باشیم. مثلاً در گوشی خود ۱۴ یا ۱۵ قطعه قوی، جمله، سخنرانی یا شعر داشته باشیم که بتواند در مواقع لازم ما را به حرکت بیاورد.
فکر درست و تصمیم درست
ما در زندگی تصمیمهای زیادی میگیریم؛ با چه کسی دوست شویم، کجا زندگی کنیم، چه رشتهای انتخاب کنیم و... اما بسیاری از انسانها بعدها از تصمیمهای خود پشیمان میشوند. این نشان میدهد که هنگام تصمیمگیری، درست فکر نکردهایم و شرایط لازم برای فکر کردن را رعایت نکردهایم.
فکر داشتن بهتنهایی کافی نیست؛ ممکن است انسان بسیار فکر کند، اما به نتیجه غلط برسد. بنابراین باید قواعد درست فکر کردن را رعایت کنیم.
مثلاً اگر بخواهیم با اتومبیل به یک منطقه کوهستانی سفر کنیم، فقط تمیز کردن ماشین کافی نیست؛ باید مقصد، مسیر، هزینه، وضعیت موتور و لاستیکها و مناسب بودن خودرو برای سفر را بررسی کنیم. گاهی انسان حتی مقصد را هم اشتباه انتخاب میکند و بعد در طول سفر گرفتار میشود.
شخصیت ما را چهار چیز میسازد: انتخابها، ارتباطات، رفتارها و افکار. انتخابهایی که در گذشته داشتهایم، رفتارها، ارتباطات و مهندسی فکر ما، شخصیت و زندگی امروزمان را ساختهاند و از این به بعد نیز همین چهار عامل در سرنوشت ما اثر خواهند داشت.
پس در هر کاری باید فکر کنیم؛ حتی برای خرید یک لباس یا انتخاب یک دوست. باید از خودمان بپرسیم: «آیا این ارتباط به مصلحت من هست یا نه؟»
مصلحت واقعی انسان
یکی از مهمترین قواعد فکر این است که مصلحت حقیقی خودمان را در نظر بگیریم. اما سؤال اینجاست که «خود» ما چه کسی است؟
اگر خودمان را فقط از لحظه تولد تا لحظه وفات ببینیم، بسیاری از محاسبات زندگیمان غلط از آب درمیآید. باید خود حقیقیمان را ببینیم؛ اینکه از کجا آمدهایم و به کجا میرویم و بعد از دنیا چه چیزی در انتظار ماست.
مثلاً ممکن است چیزی بخریم که قیمت و اندازهاش مناسب باشد، اما فقط به ظاهر آن توجه کنیم و پیامدهای دیگرش را نبینیم. در این صورت قیمت واقعی تصمیم را نفهمیدهایم. انسان نباید برای لذت کوتاهمدت دنیا، از خود حقیقیاش هزینه کند.
گاهی فرد برای یک شب مراسمی برگزار میکند که در آن گناه وجود دارد و با اینکه میداند درست نیست، باز هم آن را انجام میدهد. چرا؟ چون در آن لحظه خودش و آخرتش را از یاد برده است. این همان خودفراموشی است.
دنیا و آخرت را میتوان به رابطه رحم مادر با دنیا تشبیه کرد. جنین در رحم مادر نمیداند قرار است وارد دنیای دیگری شود، اما بالاخره از آن مرحله عبور میکند. ما نیز دیر یا زود از این دنیا میرویم و وارد مرحله دیگری میشویم.
امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند: هرکس خودش را به غیرِ خود مشغول کند، دچار خودفراموشی میشود.
پس انسان باید مراقب باشد آنقدر درگیر دنیا، آدمها و امور مختلف نشود که خودش را فراموش کند. باید فکرش را به کار بیندازد، از تلقینهای مثبت استفاده کند و در تصمیمهایش همیشه «خود حقیقی» و سرنوشت نهایی خودش را در نظر بگیرد.
خلاصه کننده: فاطمه احمدی 👩💻
حوالیِ خدا
#مهندسی_فکر_11 درباره فکر گفتیم که چقدر اهمیت دارد و چه آثار پربرکتی دارد. نکتهای که خیلی روی آن ت
جمله کلیدی 🔑
...........
«فکر، وقتی برکتآفرین میشود که انسان خودش را فراموش نکند؛ خودش را بشناسد، درست بیندیشد و برای حرکت قلبش از تلقینهای درست کمک بگیرد.»
#نماز_سکوی_پرواز 🌱
«بِسمِ اللّهِ منتهی أَملِ الآمِلین»
نماز، قرارِ هر روزهی ما با خداست؛
سکویی برای برخاستن از زمینِ غفلت
و پرواز به سمتِ آسمانِ بندگی...
از امروز؛
«نماز، سکوی پرواز» را باهم میآموزیم.
🔹🔵🔹🔵🔹🔵🔹
✨ نماز، پایانِ راه نیست؛
آغازِ پروازیست
که مقصدش؛
آغوشِ خودِ خداست... 🌹
#نماز_سکوی_پرواز_1
بالا بردن کیفیت نماز از نشانههای مؤمن بودن است. اگر کسی به حقیقت نماز برسد، نماز او را تغییر میدهد و از بدیها دورش میکند. مشکل ما این است که حقیقت نماز را درست نمیشناسیم و بهدرستی انجامش نمیدهیم.
نکته مهم، آسیبشناسی نماز است. پیامبر(ص) فرمودند ممکن است کسی پنجاه یا شصت سال عبادت کند، اما حتی یک رکعتش هم قبول نشود؛ چون عبادتش همراه با آفت بوده است. این آفت گاهی در رفتار و شخصیت انسان است و گاهی در خود نماز.
از امیرالمؤمنین(ع) روایت شده که انسان نباید با کسالت و خوابآلودگی به نماز بایستد. هنگام نماز باید نشاط داشته باشد. اصل، نماز اول وقت است؛ اما اگر انسان از سر کار آمده و بسیار خسته است، بهتر است کاری کند که با نشاط به نماز برود. در نماز شب هم همینطور است؛ بعضی مبتدیها در رکعت ششم و هفتم خوابآلود میشوند. مرحومی میگفت اگر خیلی خوابت میآید، قبل از نماز یا بین نماز میوهای بخور.
اگر نماز ظهر را خواندی و برای نماز عصر خیلی کسل و خوابآلود هستی، کمی صبر کن و بعد نماز بخوان. اگر مهمان یا کاری پیش آمد، نگو «سریع چهار رکعت را بخوانم و تمام شود.» نماز را با عجله نخوان. قیمت انسان به کیفیت نماز اوست و بسیاری از پیروزیها و شکستهای انسان به نماز او مربوط است.
حضرت علی(ع) همچنین سفارش میکنند در نماز با دست، ریش و بدن خود بازی نکنید، انگشتان را نشکنید، دستها را پشت سر نگذارید و شل و بیحال نماز نخوانید.
امام باقر(ع) میفرمایند وقتی در نماز ایستادهای، به نمازت توجه کن؛ چون به اندازه توجهت از نماز بهره میبری. انسان باید به خودش تلقین کند که با دقت نماز بخواند. حضور قلب سخت است و تمرین میخواهد. وقتی با کسی خصوصی صحبت میکنیم، معمولاً حواسمان پرت نمیشود؛ چون حضور او را احساس میکنیم. اگر ارتباطمان با خدا درست شود، حضور قلب هم بیشتر میشود.
امام صادق(ع) خمیازه کشیدن را در نماز ناپسند میدانستند. اگر خمیازه آمد، دست را جلوی دهان بگیر و آن را طولانی نکن. همچنین فرمودند هنگام نماز بدان که در پیشگاه خدا هستی و اگر او را نمیبینی، او تو را میبیند.
امام رضا(ع) نیز فرمودند با سستی و کسالت به نماز نروید. ما برای چیزهای دنیایی مثل غذا یا صحبت با کسی که دوستش داریم، حوصله داریم؛ اما وقتی میخواهیم با خدا حرف بزنیم، عجله میکنیم و میگوییم: «فقط بخوانیم و تمام شود.» این نگاه باید اصلاح شود.
در روایت آمده است که خوابآلود و بازیکنان به نماز نروید، بلکه نماز را با آرامش و درنگ بخوانید. مخصوصاً وقتی تنها هستید، با خودتان مبارزه کنید و بگویید: «چقدر عرضه داری که کمی از وقتت را خوب برای نماز بگذاری؟» نه آنقدر طول بدهید که باعث ریا شود و نه آنقدر سریع بخوانید که نماز بیروح شود.
قبل از نماز اگر نیاز به دستشویی دارید، بروید و با فشار نماز نخوانید. اگر امکان دارد مسواک بزنید یا دهانتان را بشویید و وضو را با توجه انجام دهید. حتی هنگام وضو میتوانید دعا کنید؛ مثلاً هنگام شستن دست راست بگویید: «خدایا نامه اعمالم را به دست راستم بده» و هنگام شستن دست چپ بگویید: «خدایا نامه اعمالم را به دست چپم نده.»
بعد از وضو، نماز را آرام بخوانید. مگر از خدا بیزارید که میخواهید سریع تمامش کنید؟ در رکوع و سجده صلوات بفرستید و در قنوت هرچه میخواهید از خدا بخواهید.
خوشا به حال کسی که وقتی خدا را میخواهد، دیگر چیزی نمیخواهد. در روایتی آمده است بندهای آنقدر در نماز با خدا مشغول میشود که خواستههایش را فراموش میکند. خداوند به ملائکه میفرماید: بنده من چه بنده خوبی است؛ آمده بود چیزی بخواهد، اما وقتی مرا دید، خواستهاش را فراموش کرد. پس خودم دو برابر خواستهاش را به او میدهم.
امام صادق(ع) نیز میفرمودند گاهی هنگام نماز آنقدر از گفتن بعضی کلمات لذت میبرم که آن را تکرار میکنم تا از گوینده آن، یعنی خداوند، بشنوم.
تعقیبات نماز را فراموش نکنید. تعقیبات، جوهر نماز است. بعضیها بلافاصله بعد از نماز از مسجد بیرون میروند؛ انگار عجله دارند. خدا میداند چقدر فرصت برای نزدیک شدن به او داریم و از دست میدهیم.
خدایا، ما اعتراف میکنیم هنوز آنگونه که باید تو را در نماز نمییابیم، اما دوست داریم آنقدر عاشقت باشیم که وقتی در نماز با تو حرف میزنیم، دنیا و خواستههای خودمان را فراموش کنیم و فقط تو را ببینیم.
خلاصه کننده: فاطمه احمدی 👩💻
حوالیِ خدا
#نماز_سکوی_پرواز_1 بالا بردن کیفیت نماز از نشانههای مؤمن بودن است. اگر کسی به حقیقت نماز برسد، نما
جمله کلیدی 🔑
...........
«قیمت انسان به کیفیت نماز اوست؛ نمازِ با حضور قلب و آرامش، انسان را تغییر میدهد و از بدیها دور میکند.»