#مهندسی_فکر_11
درباره فکر گفتیم که چقدر اهمیت دارد و چه آثار پربرکتی دارد. نکتهای که خیلی روی آن تأکید داریم این است که انسان باید خودش شرایط فکر کردن را برای خودش فراهم کند؛ یعنی خلوت، تلقین، فکر و ایجاد وسایلی که فکر را به جریان بیندازد، بهخصوص در آغاز کار.
انسان به تلقین نیاز دارد. خدا رحمت کند حضرت امام را که میفرمودند: «انسان بدون تلقین به هیچجا نمیرسد.» ما با تلقینهای منفی زیادی روبهرو هستیم؛ دوستان، محیط، تلویزیون، بعضی سریالها و... بنابراین باید در نقطه مقابل، از تلقینهای مثبت استفاده کنیم و برای خودمان شرایطی ایجاد کنیم که فکرمان به کار بیفتد.
این تلقین گاهی با کتاب خواندن است و گاهی با شنیدن. شنیدن نقش بسیار مهمی دارد؛ تا آنجا که خداوند در قرآن، مسئولیت گوش را مورد توجه قرار داده است. انسان در هیچ مقطعی از شنیدن بینیاز نیست.
من خودم حدود ۱۵ یا ۱۶ سال است که بخشی از بعدازظهر را خالی میکنم، ارتباطم را با همه قطع میکنم و مینشینم پای درس چند نفر از استادان. انسان باید همیشه خودش را تغذیه فکری و معنوی کند. قلب ما مثل یک اتومبیل نو نیست که فقط کلید بزنی و روشن شود. گاهی قلب یخ میزند و برای حرکت کردن نیاز به هل دادن دارد. احساسهای بد و حالتهای خنثی را نباید پذیرفت و گفت: «حالا مهم نیست.» این بیخیالی میتواند به انسان آسیبهای جدی بزند.
بنابراین باید همیشه ابزارهای تلقینی داشته باشیم. مثلاً در گوشی خود ۱۴ یا ۱۵ قطعه قوی، جمله، سخنرانی یا شعر داشته باشیم که بتواند در مواقع لازم ما را به حرکت بیاورد.
فکر درست و تصمیم درست
ما در زندگی تصمیمهای زیادی میگیریم؛ با چه کسی دوست شویم، کجا زندگی کنیم، چه رشتهای انتخاب کنیم و... اما بسیاری از انسانها بعدها از تصمیمهای خود پشیمان میشوند. این نشان میدهد که هنگام تصمیمگیری، درست فکر نکردهایم و شرایط لازم برای فکر کردن را رعایت نکردهایم.
فکر داشتن بهتنهایی کافی نیست؛ ممکن است انسان بسیار فکر کند، اما به نتیجه غلط برسد. بنابراین باید قواعد درست فکر کردن را رعایت کنیم.
مثلاً اگر بخواهیم با اتومبیل به یک منطقه کوهستانی سفر کنیم، فقط تمیز کردن ماشین کافی نیست؛ باید مقصد، مسیر، هزینه، وضعیت موتور و لاستیکها و مناسب بودن خودرو برای سفر را بررسی کنیم. گاهی انسان حتی مقصد را هم اشتباه انتخاب میکند و بعد در طول سفر گرفتار میشود.
شخصیت ما را چهار چیز میسازد: انتخابها، ارتباطات، رفتارها و افکار. انتخابهایی که در گذشته داشتهایم، رفتارها، ارتباطات و مهندسی فکر ما، شخصیت و زندگی امروزمان را ساختهاند و از این به بعد نیز همین چهار عامل در سرنوشت ما اثر خواهند داشت.
پس در هر کاری باید فکر کنیم؛ حتی برای خرید یک لباس یا انتخاب یک دوست. باید از خودمان بپرسیم: «آیا این ارتباط به مصلحت من هست یا نه؟»
مصلحت واقعی انسان
یکی از مهمترین قواعد فکر این است که مصلحت حقیقی خودمان را در نظر بگیریم. اما سؤال اینجاست که «خود» ما چه کسی است؟
اگر خودمان را فقط از لحظه تولد تا لحظه وفات ببینیم، بسیاری از محاسبات زندگیمان غلط از آب درمیآید. باید خود حقیقیمان را ببینیم؛ اینکه از کجا آمدهایم و به کجا میرویم و بعد از دنیا چه چیزی در انتظار ماست.
مثلاً ممکن است چیزی بخریم که قیمت و اندازهاش مناسب باشد، اما فقط به ظاهر آن توجه کنیم و پیامدهای دیگرش را نبینیم. در این صورت قیمت واقعی تصمیم را نفهمیدهایم. انسان نباید برای لذت کوتاهمدت دنیا، از خود حقیقیاش هزینه کند.
گاهی فرد برای یک شب مراسمی برگزار میکند که در آن گناه وجود دارد و با اینکه میداند درست نیست، باز هم آن را انجام میدهد. چرا؟ چون در آن لحظه خودش و آخرتش را از یاد برده است. این همان خودفراموشی است.
دنیا و آخرت را میتوان به رابطه رحم مادر با دنیا تشبیه کرد. جنین در رحم مادر نمیداند قرار است وارد دنیای دیگری شود، اما بالاخره از آن مرحله عبور میکند. ما نیز دیر یا زود از این دنیا میرویم و وارد مرحله دیگری میشویم.
امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند: هرکس خودش را به غیرِ خود مشغول کند، دچار خودفراموشی میشود.
پس انسان باید مراقب باشد آنقدر درگیر دنیا، آدمها و امور مختلف نشود که خودش را فراموش کند. باید فکرش را به کار بیندازد، از تلقینهای مثبت استفاده کند و در تصمیمهایش همیشه «خود حقیقی» و سرنوشت نهایی خودش را در نظر بگیرد.
خلاصه کننده: فاطمه احمدی 👩💻
حوالیِ خدا
#مهندسی_فکر_11 درباره فکر گفتیم که چقدر اهمیت دارد و چه آثار پربرکتی دارد. نکتهای که خیلی روی آن ت
جمله کلیدی 🔑
...........
«فکر، وقتی برکتآفرین میشود که انسان خودش را فراموش نکند؛ خودش را بشناسد، درست بیندیشد و برای حرکت قلبش از تلقینهای درست کمک بگیرد.»
#نماز_سکوی_پرواز 🌱
«بِسمِ اللّهِ منتهی أَملِ الآمِلین»
نماز، قرارِ هر روزهی ما با خداست؛
سکویی برای برخاستن از زمینِ غفلت
و پرواز به سمتِ آسمانِ بندگی...
از امروز؛
«نماز، سکوی پرواز» را باهم میآموزیم.
🔹🔵🔹🔵🔹🔵🔹
✨ نماز، پایانِ راه نیست؛
آغازِ پروازیست
که مقصدش؛
آغوشِ خودِ خداست... 🌹
#نماز_سکوی_پرواز_1
بالا بردن کیفیت نماز از نشانههای مؤمن بودن است. اگر کسی به حقیقت نماز برسد، نماز او را تغییر میدهد و از بدیها دورش میکند. مشکل ما این است که حقیقت نماز را درست نمیشناسیم و بهدرستی انجامش نمیدهیم.
نکته مهم، آسیبشناسی نماز است. پیامبر(ص) فرمودند ممکن است کسی پنجاه یا شصت سال عبادت کند، اما حتی یک رکعتش هم قبول نشود؛ چون عبادتش همراه با آفت بوده است. این آفت گاهی در رفتار و شخصیت انسان است و گاهی در خود نماز.
از امیرالمؤمنین(ع) روایت شده که انسان نباید با کسالت و خوابآلودگی به نماز بایستد. هنگام نماز باید نشاط داشته باشد. اصل، نماز اول وقت است؛ اما اگر انسان از سر کار آمده و بسیار خسته است، بهتر است کاری کند که با نشاط به نماز برود. در نماز شب هم همینطور است؛ بعضی مبتدیها در رکعت ششم و هفتم خوابآلود میشوند. مرحومی میگفت اگر خیلی خوابت میآید، قبل از نماز یا بین نماز میوهای بخور.
اگر نماز ظهر را خواندی و برای نماز عصر خیلی کسل و خوابآلود هستی، کمی صبر کن و بعد نماز بخوان. اگر مهمان یا کاری پیش آمد، نگو «سریع چهار رکعت را بخوانم و تمام شود.» نماز را با عجله نخوان. قیمت انسان به کیفیت نماز اوست و بسیاری از پیروزیها و شکستهای انسان به نماز او مربوط است.
حضرت علی(ع) همچنین سفارش میکنند در نماز با دست، ریش و بدن خود بازی نکنید، انگشتان را نشکنید، دستها را پشت سر نگذارید و شل و بیحال نماز نخوانید.
امام باقر(ع) میفرمایند وقتی در نماز ایستادهای، به نمازت توجه کن؛ چون به اندازه توجهت از نماز بهره میبری. انسان باید به خودش تلقین کند که با دقت نماز بخواند. حضور قلب سخت است و تمرین میخواهد. وقتی با کسی خصوصی صحبت میکنیم، معمولاً حواسمان پرت نمیشود؛ چون حضور او را احساس میکنیم. اگر ارتباطمان با خدا درست شود، حضور قلب هم بیشتر میشود.
امام صادق(ع) خمیازه کشیدن را در نماز ناپسند میدانستند. اگر خمیازه آمد، دست را جلوی دهان بگیر و آن را طولانی نکن. همچنین فرمودند هنگام نماز بدان که در پیشگاه خدا هستی و اگر او را نمیبینی، او تو را میبیند.
امام رضا(ع) نیز فرمودند با سستی و کسالت به نماز نروید. ما برای چیزهای دنیایی مثل غذا یا صحبت با کسی که دوستش داریم، حوصله داریم؛ اما وقتی میخواهیم با خدا حرف بزنیم، عجله میکنیم و میگوییم: «فقط بخوانیم و تمام شود.» این نگاه باید اصلاح شود.
در روایت آمده است که خوابآلود و بازیکنان به نماز نروید، بلکه نماز را با آرامش و درنگ بخوانید. مخصوصاً وقتی تنها هستید، با خودتان مبارزه کنید و بگویید: «چقدر عرضه داری که کمی از وقتت را خوب برای نماز بگذاری؟» نه آنقدر طول بدهید که باعث ریا شود و نه آنقدر سریع بخوانید که نماز بیروح شود.
قبل از نماز اگر نیاز به دستشویی دارید، بروید و با فشار نماز نخوانید. اگر امکان دارد مسواک بزنید یا دهانتان را بشویید و وضو را با توجه انجام دهید. حتی هنگام وضو میتوانید دعا کنید؛ مثلاً هنگام شستن دست راست بگویید: «خدایا نامه اعمالم را به دست راستم بده» و هنگام شستن دست چپ بگویید: «خدایا نامه اعمالم را به دست چپم نده.»
بعد از وضو، نماز را آرام بخوانید. مگر از خدا بیزارید که میخواهید سریع تمامش کنید؟ در رکوع و سجده صلوات بفرستید و در قنوت هرچه میخواهید از خدا بخواهید.
خوشا به حال کسی که وقتی خدا را میخواهد، دیگر چیزی نمیخواهد. در روایتی آمده است بندهای آنقدر در نماز با خدا مشغول میشود که خواستههایش را فراموش میکند. خداوند به ملائکه میفرماید: بنده من چه بنده خوبی است؛ آمده بود چیزی بخواهد، اما وقتی مرا دید، خواستهاش را فراموش کرد. پس خودم دو برابر خواستهاش را به او میدهم.
امام صادق(ع) نیز میفرمودند گاهی هنگام نماز آنقدر از گفتن بعضی کلمات لذت میبرم که آن را تکرار میکنم تا از گوینده آن، یعنی خداوند، بشنوم.
تعقیبات نماز را فراموش نکنید. تعقیبات، جوهر نماز است. بعضیها بلافاصله بعد از نماز از مسجد بیرون میروند؛ انگار عجله دارند. خدا میداند چقدر فرصت برای نزدیک شدن به او داریم و از دست میدهیم.
خدایا، ما اعتراف میکنیم هنوز آنگونه که باید تو را در نماز نمییابیم، اما دوست داریم آنقدر عاشقت باشیم که وقتی در نماز با تو حرف میزنیم، دنیا و خواستههای خودمان را فراموش کنیم و فقط تو را ببینیم.
خلاصه کننده: فاطمه احمدی 👩💻
حوالیِ خدا
#نماز_سکوی_پرواز_1 بالا بردن کیفیت نماز از نشانههای مؤمن بودن است. اگر کسی به حقیقت نماز برسد، نما
جمله کلیدی 🔑
...........
«قیمت انسان به کیفیت نماز اوست؛ نمازِ با حضور قلب و آرامش، انسان را تغییر میدهد و از بدیها دور میکند.»
#نماز_سکوی_پرواز_2
مثل دانههایی هستیم که در ظلمات کاشته میشویم؛ یه سریها میتونن خارج بشن و یه سریها نه و بعد میپوسن.
انسانها دو دستهان؛ یه عده خودشون رو تحت ولایت خدا قرار میدن و یه عده در همین طبیعت باقی میمونن. همه در جهنم دنیا هستن، ولی یه سریها میتونن خودشون رو نجات بدن.
جهنم کجاست؟ جهنم درون انسانه. دنیا هم صراطه و هم جهنم. یعنی از درون همین جهنم باید به سمت بهشت حرکت کنیم. ما یک صراط بیشتر نداریم و حرکت ما در دنیا، در جهنم خودمون و روی صراطیه که خودمون ساختیم. هرچه صراط بزرگتر و خنکتر باشه، بهتره.
وقتی خدا میگه شما رو از طبیعت جدا میکنم، یعنی ما رو به سوی خودش میبره. ما در رحم دنیا هستیم و به همین دلیل، برزخ خارج از این عالم نیست. وقتی میتی از دنیا میره، لازم نیست میلیونها سال نوری حرکت کنه؛ دنیا و آخرت با هم هستن. رفتن از دنیا به برزخ مثل زایمانه؛ با خروج از این عالم، وارد عالم دیگه میشیم.
ما برای خروج از دنیا و تاریکیها به وسیله نیاز داریم. اگر خودمون رو به خدا بسپاریم، ما رو از تاریکیها و منفیها خارج میکنه و به نور میبره.
انسان باید از «خود طبیعی» خودش خارج بشه و به «خود فطری» برسه. طبیعی است که انسان به خواب، لذتها و خواستههای مادی میل داشته باشه؛ اما برای اینکه از اینها عبور کنه، باید به لذتی بالاتر برسه.
بهترین وسیلهای که خدا برای خروج انسان از طبیعت قرار داده، عشقه. خدا عشق خودش رو در فطرت ما گذاشته و خودش معشوق حقیقی انسانه. انسان وقتی بفهمه معشوق حقیقیاش اینجا نیست، میتونه به سوی خدا هجرت کنه.
مثل بچههای جبهه که چطور در شب عملیات، با وجود ترس و سختی، میخندیدن و از طبیعت خودشون عبور میکردن. طبیعیترین حالت انسان اینه که عاشق معشوق حقیقی خودش، یعنی خدا، باشه.
مشکل اصلی ما ضعف معرفته؛ اینکه نمیدونیم از کجا اومدیم، کجا هستیم و به کجا میریم. قرآن به کسانی که به جهاد نمیرن میگه: آیا به زندگی دنیا راضی شدید؟ چرا خدا رو نمیخواید؟
برای اینکه این حرکت رو انجام بدیم، باید خودمون و معشوقمون رو بشناسیم. اگر خدا بخواد به ما کمک کنه، باید بهترین وسیله رو در اختیارمون بذاره؛ و بهترین وسیله، نماز است.
نماز یعنی انسان بفهمه از کجا اومده، کجا هست و کجا میخواد بره. حرکت انسان، حرکت عبودیه. با عبادت میشه به یقین و شهود رسید و وسیلهای قدرتمندتر از نماز برای این مسیر نداریم.
در دفاع مقدس، بچهها در سرمای کوه و جنگل، با وجود عراقیها و منافقین، برای نماز میرفتن و با نماز اوج میگرفتن. ما هم باید از این وسیله درست استفاده کنیم.
هرچقدر نماز رو درستتر بخونیم، شادی و آرامشی که بعد از نماز داریم بیشتر میشه. آدمی که در نماز موفقه، شخصیتاً بانشاطتره. نماز آینه است؛ اگر شادی و آرامش رو در نماز پیدا کنیم، اثرش رو بیرون از نماز هم خواهیم دید.
هر وقت دلتون گرفتار شد و چیزی اذیتتون کرد، به نماز پناه ببرید. اگر نماز درست خونده بشه، هیچ معشوقی نمیتونه انسان رو پژمرده کنه.
غصهها بیشتر در «خود نباتی، خود جمادی و خود طبیعی» پیدا میشن. اگر انسان خوب نماز بخونه، به آرامش و شادی میرسه. مؤمن نشاطش دائمیه، چون از خدا امنیت گرفته.
تا وقتی با عظمت خدا یکی نشیم، طبیعت برای ما بزرگ میشه. کافیه اجاره خونه نداشته باشیم یا ماشینمون خراب بشه تا اضطراب تمام وجودمون رو بگیره.
پس باید از خودخواهی و خودبینی خارج بشیم؛ چون شیطان انسان رو به همین سمت میبره.
خلاصه کننده : فاطمه احمدی 👩💻
حوالیِ خدا
#نماز_سکوی_پرواز_2 مثل دانههایی هستیم که در ظلمات کاشته میشویم؛ یه سریها میتونن خارج بشن و یه س
جمله کلیدی 🔑
...........
«نماز بهترین وسیله برای خروج انسان از تاریکیهای دنیا و خودِ طبیعی و رسیدن به نور، آرامش، شادی و قرب الهی است.»
#نماز_سکوی_پرواز_3
خداوند در قرآن میفرماید: «وَما خَلَقتُ الجِنَّ وَالإِنسَ إِلّا لِیَعبُدون»؛ یعنی جن و انس را نیافریدم مگر برای عبادت. عبادت هدف خلقت ماست؛ اما عبادت صرفاً یک عمل ظاهری نیست، بلکه وسیلهای است که انسان را به هدف خلقتش میرساند و باعث میشود خلقت او به کمال برسد.
میزان موفقیت هر انسان به این بستگی دارد که چقدر در استفاده از این وسیله مهارت پیدا کرده باشد. ما انسانها شبیه صنعتگرانی هستیم که هرکدام در رشتهای فعالیت میکنیم، اما میزان موفقیتمان به میزان مهارت ما بستگی دارد. در ورزش هم شاگرد موفق کسی است که بیشتر تمرین کند، فنون را بهتر یاد بگیرد و در نهایت بتواند به استاد خود شبیهتر شود.
به همین دلیل میگویم عبادت یک مهارت است. هرچه بیشتر در این مهارت تمرین کنیم، بیشتر رشد میکنیم. ما درباره مهمترین چیزی که به زندگی انسان معنا میدهد صحبت میکنیم. اگر عبادت، نماز و شبزندهداری را از انسان بگیریم، به تعبیر امام صادق(ع)، انسان از محدوده انسانیت خارج و به محدوده حیوانیت سقوط میکند. انسانیت ما به این مسئله وابسته است.
مثلاً وقتی برای اولینبار یک ساز مثل نی را به دست کسی میدهند، اگر روش نواختن آن را بلد نباشد، هرچقدر فوت کند صدای زیبایی از آن بیرون نمیآید. اما کسی که تمرین کرده و با ساز ارتباط گرفته، میتواند از همان نی یک آواز زیبا و معنادار ایجاد کند. عبادت هم همینطور است. در آغاز، ممکن است انسان نتواند عظمت و ظرفیت آن را درک کند؛ اما اگر تمرین کند، کمکم صداها و حقیقتهایی در وجودش آشکار میشود که در ابتدا حتی تصورش را هم نمیکرد.
قرآن میفرماید: «فَأَینَما تُوَلّوا فَثَمَّ وَجهُ الله»؛ هرجا رو کنید، آنجا وجه خداست. انسان در مسیر عبادت به جایی میرسد که در همه چیز خدا را میبیند و میفهمد حقیقتاً همهچیز به او وابسته است. قدرت، آرامش، یقین و بسیاری از کمالاتی که در ابتدای مسیر برای ما غیرقابل باورند، با رشد در عبادت کمکم برای انسان قابل درک میشوند.
همانطور که امروز استفاده از تلفن همراه برای ما عادی شده، در حالی که واقعاً وسیلهای شگفتانگیز است، عبادت نیز ظرفیتهایی دارد که در ابتدا برای ما عجیب و غیرقابل باور به نظر میرسد. انسان با عبادت میتواند به ارتباطی برسد که فراتر از ارتباطهای عادی و مادی است.
این مسائل فقط مخصوص علما و بزرگان نیست. در دوران دفاع مقدس، نمونههایی از جوانان و نوجوانانی نقل شده که به واسطه یقین و معرفت، حالات و ارتباطاتی را تجربه کردهاند که برای دیگران قابل مشاهده نبوده است. مسئله اصلی این است که انسان به این یقین برسد که خداوند منشأ همه کارهاست.
پس اگر میخواهیم به چنین مراتبی برسیم، باید عبادت را جدی بگیریم. همانطور که یک ورزشکار برای پیشرفت به تمرین، تمرکز و استمرار نیاز دارد، انسان نیز برای رشد معنوی نیازمند تمرین و استمرار در عبادت است.
یکی از چیزهایی که نمازگزار نباید انجام دهد، سبک شمردن نماز است. وقتی عبادت را جدی نگیریم و ندانیم قرار است ما را به کجا برساند، عبادت برایمان تبدیل به یک کار تکراری و مزاحم میشود. ممکن است سالها نماز بخوانیم، ذکر بگوییم و عبادت کنیم، اما چون حقیقت آن را نفهمیدهایم، تأثیر عمیقی در زندگیمان ایجاد نشود.
گاهی نگاه ما به خدا اینگونه است که تصور میکنیم خداوند فقط دستور داده نماز بخوانیم، حجاب داشته باشیم یا برخی کارها را انجام ندهیم و اگر انجام ندهیم، ما را به جهنم میبرد. در حالی که حقیقت این است که بسیاری از این اعمال برای رشد خود انسان هستند. خداوند نمیخواهد چیزی از ما بگیرد؛ بلکه میخواهد ما را به کمالی برساند که خودمان هنوز ظرفیت و عظمتش را درک نکردهایم.
مشکل اینجاست که گاهی عبادت را فقط بهعنوان یک وظیفه انجام میدهیم؛ نماز را میخوانیم تا تمام شود، تسبیح میگیریم تا ذکرها تمام شوند و تصور میکنیم صرفاً داریم یک تکلیف را انجام میدهیم. در حالی که اصل ماجرا این است که بفهمیم برای چه آفریده شدهایم و عبادت قرار است ما را به چه انسانی تبدیل کند.
اگر عبادت را جدی بگیریم، کمکم آثارش در وجودمان ظاهر میشود؛ یقین، آرامش، نشاط، امنیت و دیدی متفاوت نسبت به زندگی. مؤمن کسی است که به حقیقت ایمان رسیده و همین ایمان، به او آرامش میدهد.
ما هنوز بسیاری از ظرفیتهای عبادت را نمیشناسیم. شاید سالها عبادت کنیم، اما اگر نفهمیم برای چه عبادت میکنیم، ممکن است اصل ماجرا را از دست بدهیم. مسئله این است که عبادت را فقط انجام ندهیم؛ عبادت را یاد بگیریم.
خلاصه کننده : فاطمه احمدی 👩💻
حوالیِ خدا
#نماز_سکوی_پرواز_3 خداوند در قرآن میفرماید: «وَما خَلَقتُ الجِنَّ وَالإِنسَ إِلّا لِیَعبُدون»؛ یعن
جمله کلیدی 🔑
...........
«ما برای عبادت آفریده نشدهایم که فقط عبادت کنیم؛ برای عبادت آفریده شدهایم تا در مسیر آن، انسانِ حقیقی شویم و به کمالی برسیم که در آغاز حتی تصورش را هم نمیکردیم.»