#نماز_سکوی_پرواز_2
مثل دانههایی هستیم که در ظلمات کاشته میشویم؛ یه سریها میتونن خارج بشن و یه سریها نه و بعد میپوسن.
انسانها دو دستهان؛ یه عده خودشون رو تحت ولایت خدا قرار میدن و یه عده در همین طبیعت باقی میمونن. همه در جهنم دنیا هستن، ولی یه سریها میتونن خودشون رو نجات بدن.
جهنم کجاست؟ جهنم درون انسانه. دنیا هم صراطه و هم جهنم. یعنی از درون همین جهنم باید به سمت بهشت حرکت کنیم. ما یک صراط بیشتر نداریم و حرکت ما در دنیا، در جهنم خودمون و روی صراطیه که خودمون ساختیم. هرچه صراط بزرگتر و خنکتر باشه، بهتره.
وقتی خدا میگه شما رو از طبیعت جدا میکنم، یعنی ما رو به سوی خودش میبره. ما در رحم دنیا هستیم و به همین دلیل، برزخ خارج از این عالم نیست. وقتی میتی از دنیا میره، لازم نیست میلیونها سال نوری حرکت کنه؛ دنیا و آخرت با هم هستن. رفتن از دنیا به برزخ مثل زایمانه؛ با خروج از این عالم، وارد عالم دیگه میشیم.
ما برای خروج از دنیا و تاریکیها به وسیله نیاز داریم. اگر خودمون رو به خدا بسپاریم، ما رو از تاریکیها و منفیها خارج میکنه و به نور میبره.
انسان باید از «خود طبیعی» خودش خارج بشه و به «خود فطری» برسه. طبیعی است که انسان به خواب، لذتها و خواستههای مادی میل داشته باشه؛ اما برای اینکه از اینها عبور کنه، باید به لذتی بالاتر برسه.
بهترین وسیلهای که خدا برای خروج انسان از طبیعت قرار داده، عشقه. خدا عشق خودش رو در فطرت ما گذاشته و خودش معشوق حقیقی انسانه. انسان وقتی بفهمه معشوق حقیقیاش اینجا نیست، میتونه به سوی خدا هجرت کنه.
مثل بچههای جبهه که چطور در شب عملیات، با وجود ترس و سختی، میخندیدن و از طبیعت خودشون عبور میکردن. طبیعیترین حالت انسان اینه که عاشق معشوق حقیقی خودش، یعنی خدا، باشه.
مشکل اصلی ما ضعف معرفته؛ اینکه نمیدونیم از کجا اومدیم، کجا هستیم و به کجا میریم. قرآن به کسانی که به جهاد نمیرن میگه: آیا به زندگی دنیا راضی شدید؟ چرا خدا رو نمیخواید؟
برای اینکه این حرکت رو انجام بدیم، باید خودمون و معشوقمون رو بشناسیم. اگر خدا بخواد به ما کمک کنه، باید بهترین وسیله رو در اختیارمون بذاره؛ و بهترین وسیله، نماز است.
نماز یعنی انسان بفهمه از کجا اومده، کجا هست و کجا میخواد بره. حرکت انسان، حرکت عبودیه. با عبادت میشه به یقین و شهود رسید و وسیلهای قدرتمندتر از نماز برای این مسیر نداریم.
در دفاع مقدس، بچهها در سرمای کوه و جنگل، با وجود عراقیها و منافقین، برای نماز میرفتن و با نماز اوج میگرفتن. ما هم باید از این وسیله درست استفاده کنیم.
هرچقدر نماز رو درستتر بخونیم، شادی و آرامشی که بعد از نماز داریم بیشتر میشه. آدمی که در نماز موفقه، شخصیتاً بانشاطتره. نماز آینه است؛ اگر شادی و آرامش رو در نماز پیدا کنیم، اثرش رو بیرون از نماز هم خواهیم دید.
هر وقت دلتون گرفتار شد و چیزی اذیتتون کرد، به نماز پناه ببرید. اگر نماز درست خونده بشه، هیچ معشوقی نمیتونه انسان رو پژمرده کنه.
غصهها بیشتر در «خود نباتی، خود جمادی و خود طبیعی» پیدا میشن. اگر انسان خوب نماز بخونه، به آرامش و شادی میرسه. مؤمن نشاطش دائمیه، چون از خدا امنیت گرفته.
تا وقتی با عظمت خدا یکی نشیم، طبیعت برای ما بزرگ میشه. کافیه اجاره خونه نداشته باشیم یا ماشینمون خراب بشه تا اضطراب تمام وجودمون رو بگیره.
پس باید از خودخواهی و خودبینی خارج بشیم؛ چون شیطان انسان رو به همین سمت میبره.
خلاصه کننده : فاطمه احمدی 👩💻
حوالیِ خدا
#نماز_سکوی_پرواز_2 مثل دانههایی هستیم که در ظلمات کاشته میشویم؛ یه سریها میتونن خارج بشن و یه س
جمله کلیدی 🔑
...........
«نماز بهترین وسیله برای خروج انسان از تاریکیهای دنیا و خودِ طبیعی و رسیدن به نور، آرامش، شادی و قرب الهی است.»
#نماز_سکوی_پرواز_3
خداوند در قرآن میفرماید: «وَما خَلَقتُ الجِنَّ وَالإِنسَ إِلّا لِیَعبُدون»؛ یعنی جن و انس را نیافریدم مگر برای عبادت. عبادت هدف خلقت ماست؛ اما عبادت صرفاً یک عمل ظاهری نیست، بلکه وسیلهای است که انسان را به هدف خلقتش میرساند و باعث میشود خلقت او به کمال برسد.
میزان موفقیت هر انسان به این بستگی دارد که چقدر در استفاده از این وسیله مهارت پیدا کرده باشد. ما انسانها شبیه صنعتگرانی هستیم که هرکدام در رشتهای فعالیت میکنیم، اما میزان موفقیتمان به میزان مهارت ما بستگی دارد. در ورزش هم شاگرد موفق کسی است که بیشتر تمرین کند، فنون را بهتر یاد بگیرد و در نهایت بتواند به استاد خود شبیهتر شود.
به همین دلیل میگویم عبادت یک مهارت است. هرچه بیشتر در این مهارت تمرین کنیم، بیشتر رشد میکنیم. ما درباره مهمترین چیزی که به زندگی انسان معنا میدهد صحبت میکنیم. اگر عبادت، نماز و شبزندهداری را از انسان بگیریم، به تعبیر امام صادق(ع)، انسان از محدوده انسانیت خارج و به محدوده حیوانیت سقوط میکند. انسانیت ما به این مسئله وابسته است.
مثلاً وقتی برای اولینبار یک ساز مثل نی را به دست کسی میدهند، اگر روش نواختن آن را بلد نباشد، هرچقدر فوت کند صدای زیبایی از آن بیرون نمیآید. اما کسی که تمرین کرده و با ساز ارتباط گرفته، میتواند از همان نی یک آواز زیبا و معنادار ایجاد کند. عبادت هم همینطور است. در آغاز، ممکن است انسان نتواند عظمت و ظرفیت آن را درک کند؛ اما اگر تمرین کند، کمکم صداها و حقیقتهایی در وجودش آشکار میشود که در ابتدا حتی تصورش را هم نمیکرد.
قرآن میفرماید: «فَأَینَما تُوَلّوا فَثَمَّ وَجهُ الله»؛ هرجا رو کنید، آنجا وجه خداست. انسان در مسیر عبادت به جایی میرسد که در همه چیز خدا را میبیند و میفهمد حقیقتاً همهچیز به او وابسته است. قدرت، آرامش، یقین و بسیاری از کمالاتی که در ابتدای مسیر برای ما غیرقابل باورند، با رشد در عبادت کمکم برای انسان قابل درک میشوند.
همانطور که امروز استفاده از تلفن همراه برای ما عادی شده، در حالی که واقعاً وسیلهای شگفتانگیز است، عبادت نیز ظرفیتهایی دارد که در ابتدا برای ما عجیب و غیرقابل باور به نظر میرسد. انسان با عبادت میتواند به ارتباطی برسد که فراتر از ارتباطهای عادی و مادی است.
این مسائل فقط مخصوص علما و بزرگان نیست. در دوران دفاع مقدس، نمونههایی از جوانان و نوجوانانی نقل شده که به واسطه یقین و معرفت، حالات و ارتباطاتی را تجربه کردهاند که برای دیگران قابل مشاهده نبوده است. مسئله اصلی این است که انسان به این یقین برسد که خداوند منشأ همه کارهاست.
پس اگر میخواهیم به چنین مراتبی برسیم، باید عبادت را جدی بگیریم. همانطور که یک ورزشکار برای پیشرفت به تمرین، تمرکز و استمرار نیاز دارد، انسان نیز برای رشد معنوی نیازمند تمرین و استمرار در عبادت است.
یکی از چیزهایی که نمازگزار نباید انجام دهد، سبک شمردن نماز است. وقتی عبادت را جدی نگیریم و ندانیم قرار است ما را به کجا برساند، عبادت برایمان تبدیل به یک کار تکراری و مزاحم میشود. ممکن است سالها نماز بخوانیم، ذکر بگوییم و عبادت کنیم، اما چون حقیقت آن را نفهمیدهایم، تأثیر عمیقی در زندگیمان ایجاد نشود.
گاهی نگاه ما به خدا اینگونه است که تصور میکنیم خداوند فقط دستور داده نماز بخوانیم، حجاب داشته باشیم یا برخی کارها را انجام ندهیم و اگر انجام ندهیم، ما را به جهنم میبرد. در حالی که حقیقت این است که بسیاری از این اعمال برای رشد خود انسان هستند. خداوند نمیخواهد چیزی از ما بگیرد؛ بلکه میخواهد ما را به کمالی برساند که خودمان هنوز ظرفیت و عظمتش را درک نکردهایم.
مشکل اینجاست که گاهی عبادت را فقط بهعنوان یک وظیفه انجام میدهیم؛ نماز را میخوانیم تا تمام شود، تسبیح میگیریم تا ذکرها تمام شوند و تصور میکنیم صرفاً داریم یک تکلیف را انجام میدهیم. در حالی که اصل ماجرا این است که بفهمیم برای چه آفریده شدهایم و عبادت قرار است ما را به چه انسانی تبدیل کند.
اگر عبادت را جدی بگیریم، کمکم آثارش در وجودمان ظاهر میشود؛ یقین، آرامش، نشاط، امنیت و دیدی متفاوت نسبت به زندگی. مؤمن کسی است که به حقیقت ایمان رسیده و همین ایمان، به او آرامش میدهد.
ما هنوز بسیاری از ظرفیتهای عبادت را نمیشناسیم. شاید سالها عبادت کنیم، اما اگر نفهمیم برای چه عبادت میکنیم، ممکن است اصل ماجرا را از دست بدهیم. مسئله این است که عبادت را فقط انجام ندهیم؛ عبادت را یاد بگیریم.
خلاصه کننده : فاطمه احمدی 👩💻
حوالیِ خدا
#نماز_سکوی_پرواز_3 خداوند در قرآن میفرماید: «وَما خَلَقتُ الجِنَّ وَالإِنسَ إِلّا لِیَعبُدون»؛ یعن
جمله کلیدی 🔑
...........
«ما برای عبادت آفریده نشدهایم که فقط عبادت کنیم؛ برای عبادت آفریده شدهایم تا در مسیر آن، انسانِ حقیقی شویم و به کمالی برسیم که در آغاز حتی تصورش را هم نمیکردیم.»
#نماز_سکوی_پرواز_4
در روایت داریم: «نماز ستون دین است.» اما ستون یعنی چه؟ یعنی چیزی که انسان را سرپا نگه میدارد. نماز، ستون دل و شخصیت انسان است. اگر این ستون ضعیف باشد، با کوچکترین اتفاقی انسان بههم میریزد؛ ناامید میشود، قهر میکند، داد و فریاد میزند و حتی حرف از طلاق میزند. اما اگر این ستون قوی باشد، انسان در برابر سختیها استقامت میکند.
گاهی یک آقا چون جورابش را پیدا نمیکند، اخم میکند و دعوا راه میاندازد. یا مادری با خرابکاری بچه سهسالهاش روی فرش، سریع بههم میریزد و میگوید: «ای بابا! خانه نجس شد، بدبخت شدیم!» اینها نشان میدهد انسان ظرفیت و قدرت درونی کافی ندارد.
از پیامبر(ص) نقل شده وقتی کودکی را برای گفتن اذان در آغوش گرفته بودند، کودک روی پای ایشان ادرار کرد؛ اما پیامبر(ص) حتی تکان هم نخوردند و فرمودند: «اشکالی ندارد، لباسم را میشویم.» این یعنی انسان باید آنقدر ظرفیت داشته باشد که با یک اتفاق کوچک، آرامش خود را از دست ندهد.
اگر انسان با یک اتفاق کوچک افسرده شود و احساس کند دیگر هیچ دلخوشیای در زندگی ندارد، یعنی قدرتش را از مرکز قدرت نگرفته و به آن منبع وصل نیست. آنقدر قدرت داشته که با خراب شدن فرش، مریضی، مرگ یک نفر یا یک مشکل کوچک، همهچیز درونش فرو میریزد.
اینجاست که معنای «اقامه نماز» اهمیت پیدا میکند. خداوند نمیفرماید فقط نماز بخوانید؛ میفرماید نماز را اقامه کنید.
فرق این دو مثل فرق غذا خوردن و درست غذا خوردن است. یک نفر سر سفره نان و پنیر میگذارد، لقمهای میگیرد و سریع میخورد و میرود؛ اما یک نفر برای غذا وقت میگذارد، سفره آماده میکند، با آرامش غذا میخورد و از آن انرژی میگیرد. اولی فقط غذا خوردن است؛ دومی به غذا اهمیت میدهد.
نماز هم همین است. نمیشود نماز را خام و بیکیفیت خواند و انتظار داشت همه آثارش را دریافت کنیم. باید برای نماز وقت بگذاریم و دائماً تلاش کنیم کیفیت آن بالاتر برود.
حضرت ابراهیم(ع) در قرآن دعا میکند:
«رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلَاةِ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي»
یعنی: «پروردگارا، من و فرزندانم را از اقامهکنندگان نماز قرار بده.»
دقت کنید؛ حضرت ابراهیم(ع) فقط نمیگوید «خدایا من را نمازخوان کن»، بلکه میگوید «من را اقامهکننده نماز قرار بده.» یعنی کسی که نماز را درست و با کیفیت در زندگیاش برپا میکند.
ما هم باید دائماً از خدا بخواهیم: خدایا، من و خانوادهام را از اقامهکنندگان نماز قرار بده.
وقتی نماز به معنای واقعی وارد یک خانه شود، اعضای آن خانه کمکم با خدا و معنویت انس میگیرند و لذت و آرامششان را از مسائل معنوی میگیرند.
این مسئولیت زن و مرد خانه است. وقتی انسان خانواده تشکیل میدهد، فقط مسئول خودش نیست؛ باید مراقب خودش و اهل خانهاش باشد. پدر و مادری که خودشان نماز نمیخوانند اما با بداخلاقی و فحش، بچهها را برای نماز بیدار میکنند، نمیتوانند الگوی خوبی باشند. انسان باید خودش و خانوادهاش را از جهنم نجات دهد.
زندگی فقط کار، پول، سفر و مسائل مادی نیست. ما برای کارهای دنیایی همیشه وقت پیدا میکنیم، اما گاهی برای دو رکعت نماز صبح میگوییم «وقت ندارم» یا «سخت است». این یعنی هنوز نماز جایگاه واقعی خودش را در زندگی ما پیدا نکرده است.
انسان قوی کسی است که دلش با خدا و معنویت زنده باشد؛ کسی که وقتی به زیارت امام رضا(ع) میرود، دلش برای آنجا تنگ شود و وقتی از زیارت امام حسین(ع) برمیگردد، دوباره شوق زیارت داشته باشد. نه اینکه بگوید: «یک بار رفتم، دیگر کافی است.»
اگر نماز وارد زندگی شود، شادی، نشاط و آرامش میآورد؛ چون انسان را به یک مرکز قدرت وصل میکند. اما اگر این ستون نباشد، هرچقدر امکانات مادی داشته باشیم، باز هم آرامش واقعی پیدا نمیکنیم.
در سوره حج میفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ارْکَعُوا وَاسْجُدُوا...»
حتی به رکوع فکر کنیم. ما برای لباس، مو، ظاهر و خیلی از مسائل زندگی وقت میگذاریم، اما آیا چند دقیقه برای فکر کردن به رکوع وقت گذاشتهایم؟
از اولیای خدا نقل شده که گاهی ساعتها در حال رکوع و عبادت بودند. البته قرار نیست ما مثل آنها باشیم؛ اما میتوانیم همین چند ثانیه رکوع را با حضور قلب انجام دهیم. وقتی در برابر محبوبمان خم میشویم، با توجه و لذت خم شویم و بدانیم که همین رکوع و سجدههاست که ستون شخصیت ما را محکم میکند.
خدایا، ما و خانوادههایمان را از اقامهکنندگان واقعی نماز قرار بده و این ستون را در وجودمان آنقدر محکم کن که در برابر سختیهای زندگی از پا نیفتیم.
خلاصه کننده: فاطمه احمدی 👩💻
حوالیِ خدا
#نماز_سکوی_پرواز_4 در روایت داریم: «نماز ستون دین است.» اما ستون یعنی چه؟ یعنی چیزی که انسان را سرپ
جمله کلیدی 🔑
...........
«نماز، ستون شخصیت انسان است؛ ستون که محکم باشد، زندگی با هر زلزلهای فرو نمیریزد.»
🕌✨ نماز فقط ایستادن در برابر خدا نیست؛ تکیه دادنِ دلِ خسته به خداییست که هیچوقت رهایت نمیکند. 🤍
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈♡┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
╭─────────────── ✦ ───────────────╮
﷽
إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا
فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي
«همانا من خدا هستم؛ معبودی جز من نیست.
پس مرا عبادت کن و نماز را برای یاد من برپا دار.»
╰─────────────── ✦ ───────────────╯