زبون و دهنم به یه درجهای از عرفان رسیده که چای داغ و آب جوشم میخورم نمیسوزه، ولی متاسفانه گلو و مخصوصا مریم هنوز خیلی جای کار داره.
اصلنم مود نیس
زبون و دهنم به یه درجهای از عرفان رسیده که چای داغ و آب جوشم میخورم نمیسوزه، ولی متاسفانه گلو و مخص
ینی وقتی میاد توی دهنم، اصلا داغیش رو حس نمیکنم، وقتی میره پایین تازه میفهمم چی داشتم میخوردم-🛐
امروز صبح، بعد از نماز؛
خیلی خسته بودم، اومدم بخوابم بعد توهم میزدم که یکی یه گل رز خوشگل سفید با تور و اینا (یه همچین چیزی دقیق یادم نیست) گذاشته جلو صورتم. بعد هی با خودم میگفتم -مطمئن نیستم زمزمه میکردم یا تو ذهنم بود- عه اینو کی اورده چطور امکان داره چقد خوشگله عه کجا رفت اه باید بخوابم یه ساعت دیگه باید بلند شم وای چه گلی تورش افتاده رو صورتم حال ندارم برش دارم و اه و واه...
الان که فکر میکنم خیلی سم بود😂 و واقعا فکر میکردم واقعیه، حتی صبح که دوباره بیدار شدم هم فکر میکردم واقعی بود الان دوباره یادم افتاد که چقد سم بود!
اصلا چن روزه هی توهم میزنم. البته بقیه توهما رو یادم نیس فقط یادمه یه خزعبلاتی میگفتم.
اصلنم مود نیس
اون کلیشهای که از infjها تو ذهنم خیلی کیوته و گوگولیه
یه infj پیدا کردم، دقیقا عین کلیشهها و تصوراتی که توی ذهنم از یه infj دارم؛ ینی اینقدررر شبیه تصوراتم از این تایپ بود، که وقتی دو کلمه حرف زد فهمیدم infj ئه. فققططط دو کلمه!
بعدم طی صحبتش بدون اینکه بپرسم گفت خودش که infjئه.
و این بشر
اینقدرررر ناناصه
اینقدرررر گوگوله
که من به زوووور خودمو کنترل میکنم که لپاشو نکنم و احترام بینمون رو حفظ کنم. وای
وااای
و مثلا تو مود این nfهای گوگولیه
که میخوان دنیا رو نجات بدن
دوست داره یه تغییر مثبت توی دنیا بده، حالا هرچقدم کوچیک.
بعد میگفت که آره من بعضی وقتا گریه میکنم و اینا
واای
وااااای
اخه تو چقد ناناصییی بتکببمتیمیمسحیکزمیمی
نمیدونم
ولی خیییلی بنظرم ناناص بود
بعد کلا ریزه میزه و کوچولوعه
دیگه وایتر
همشم دوست داره درس بخونه. فلسفه و اینا. دقیقا از همون چیزایی که من هیچوقت دنبالش نبودم و نفهمیدمش👌🏻👌🏻👌🏻