کل روز درحال مرگ بر اثر خستگی بودم با بدبختی خودمو بیدار نگه داشتم تا شب خوابم ببره و الان:
اصلنم مود نیس
"نچ نچ، اصلا خوب نیستی؛ من میشناسمت." بله، او آدامِ سال پیش را میشناخت. #صدروزبزور - ۸۲-`
خسته بود. حتی حوصله خوردن هم نداشت.
#صدروزبزور - ۸۳-` ۶۱۳ کلمه