نمیگم چه کتابی چون محتواهای چرتی داشت و دلم نمیخواد با معرفی همچین کتابی باعث از بین رفتن وقت با ارزش کسی بشم.
خصوصا اینکه بنظرم یه آدم با افکار سطحی و هیجانی خیلی راحت میتونه تحت تاثیر نظریههای مسخره کتاب قرار بگیره و بشه یکی شبیه شخصیت اصلی.
ولی
صادقانه
شروع جذابی داشت.
واقعا ذوق کرده بودم اولش
خصوصا اینکه یه ۳-۴ ماهی میشد هیچی نخونده بودم-
دو کاراکتر اصلی
یه شخصیت جذابی داشتن که به معنای واقعی کلمه "جذاب" بود. یعنی جذب کننده-
اسمش هنری بود.
نویسنده طوری هنری رو طراحی کرده بود که آدم فک میکنه وای هنری چه دیدگاه و ایدئولوژی خفن و عمیقی داره درحالی که اگه از یه زاویه منطقی و واقعا عمیق بهش نگاه کنیم متوجه میشیم که بسیار بسیار سطحی و مادیگرایانهست.
و واقعا مادیگرایانه بود
اینقدر حرفای قشنگی درمورد اینکه بیبند و باری خوبه میزد که من واقعا یه لحظه میگفتم وای راست میگهها
ولی خب میگم
سطحی بود
نوک دماغشو میدید فقط
اصلنم مود نیس
و واقعا مادیگرایانه بود اینقدر حرفای قشنگی درمورد اینکه بیبند و باری خوبه میزد که من واقعا یه لحظه
و هنری خیلی خوب شخصیت اصلی رو با همین طرز تفکر احمقانهاش به فساد کشوند و گند زد بهش.
وسطای داستانم یهو همه چیز قروقاطی شد و اصلا معلوم نبود چی داره میگه
ینی وسط داستان کلاسیک یهو دیدم داره درمورد انواع سنگای قیمیتی و فرشینههای زیبای فنلاندی و پادشاهان و اسطورههای رومی حرف میزنه و من اینجوری بود که وات؟
تنها انگیزم واسه خوندنش این بود که به یه نتیجه برسم
میخواستم ببینم نویسنده از به گند کشوندن اون پسره ساده چه قصدی داشته؟
که مثلا چیزایی که هنری میگه خوبه یا بد؟
اما اصلا به این سوال جواب نداد.
هرچند یه تحول نامحسوس و ناچیز و ناچیز و ناچیززززز تو اون پسره اتفاق افتاد ولی کمتر دو سه صفحه بود و مرد:|
میدونی
یه حالتی هم بود که نمیشه گفت پایان باز بود
یه جورایی نتیجهگیریش این بود که هنری حق میگه و این چیزا خیلی خوبه و اینجوری میتونی خفن باشی
و در عین حال میگفت ولی تو دیگه یه کثافتی دیگه😔😂