وقتی من بچه بودم تنها میومدم دزفول، نصفه شب دلم برا مامان بابام تنگ میشد بعد مانی البوم عکسای عروسی مامانمو میداد بهم. الان نمیدونم کجاس😭
مانی کارت عروسی خاله مو خیلی رندوم اورد. یادگاری نگه داشته بود.
خواهرش سر صب آهنگ گذاشته بالاسرش رقصیده گفته پاشو تولدته😂
نامزدی برادر محیا هم هست. خیلیییی خوشحالم براش. و همچنان میترسم داداش خودم یه روز ازدواج کنه😂
نزدیک یه ساعت داشتم با شوهر خاله م راجبه تتلو صحبت میکردم، در واقع راجبه کثیف کردن روح با گوش دادن این نوع آهنگایی که فوش میدن
گفتم اول آدم خوبی بوده. مونده. مجوز ندادن. رفته