Error 405🃏
تو کیستیی
من هفتم باهاشون بودم بعد دیگه نتونستم بمونم مجبور شدم برم فرزانگان دو😭
هدایت شده از مَحفآ؛
امروز ؟محیا معتادی بخدا /از خواب گذشته تو یچی میکشی/انگل جامعه/گودبای پارتی سلامت روان/دیگه تلاشی برای سلامت روان نمیکنم/موهای خوشگلمممم/امشب دل من هوس رطب کرده /بندری/زیست دوباره /فیزیک /خب من دلقک متشخصم سلامت روان ندارم میگن نرد ام و کتاب میخونم و میگن اهنگای قدیمی اینا /نقاشی رو دستت و انیتا/دینی /خانم ما نمیشناسیمتوننن