یادداشت های یک دیوانه.
* از میانِ تقویم، امروز از آنِ مناست.. امروز روز تولدمه✨ یکسال دیگه با تموم سختی و آسونیاش گذشت. ز
فکر کنم تولد، تنها روزیه که آدم میتونه چند دقیقه از زندگی فاصله بگیره و از بیرون به خودش نگاه کنه.
نه برای شمردن سالها
برای دیدن چیزهایی که بین این سالها اتفاق افتاده
دو سال پیش اگر بهم میگفتن قراره خیلی چیزها توی زندگیت عوض بشه احتمالاً میگفتم:
«خب مگه چی قراره بشه؟»
ولی شد
نه یک اتفاق بزرگ
نه یک صبح که از خواب بیدار شم و ببینم آدم جدیدی شدم
آرومآروم
اول یه عادت عوض شد
بعد یه فکر
بعد یه انتخاب
بعد یه سری آدم
بعد یه سری چیزهایی که قبلاً برام مهم بودن
و یه روز بدون اینکه تاریخ دقیقش رو بدونم فهمیدم:
دیگه مثل قبل نیستم
این مدت بیشتر از اینکه جواب پیدا کنم
سؤالهای بهتری پیدا کردم
فهمیدم چی ارزش وقتم رو داره و چی نه.
فهمیدم هر چیزی که میتونم داشته باشم لزوماً ارزش داشتن نداره
فهمیدم بعضی وقتها «نه» گفتن به بقیه ، «آره» گفتن به خودته
فهمیدم لازم نیست همیشه در دسترس باشی
لازم نیست برای هر تصمیمی توضیح بدی
لازم نیست همه ازت راضی باشن
و مهمتر از همه فهمیدم زندگی مسابقه نیست که بخوام مدام ببینم از بقیه عقبم یا جلو
هر کسی یه جاییه
منم جای خودم
با مسیر خودم
با اشتباههای خودم
با هدفهای خودم
شاید قبلاً بیشتر حواسم به این بود که «کِی میرسم»
الان بیشتر حواسم به اینه که «در مسیر رسیدن چی از خودم میسازم»
چون ممکنه به خیلی از چیزهایی که میخوای برسی
ولی اگر در این مسیر خودت رو گم کنی
آخرش دقیقاً نمیدونی برای چی داشتی میدویدی
من هنوز خیلی چیزها رو نمیدونم
و عجیب اینکه این بار از ندونستن ناراحت نیستم
بذار بعضی چیزها معلوم نباشن
بذار بعضی اتفاقها غافلگیرم کنن
بذار بعضی آدمها هنوز وارد زندگیم نشده باشن
بذار آینده ، یه مقدار ناشناخته بمونه
همین ناشناخته بودنشه که جذابش میکنه
امروز تولدمه
و اگر بخوام فقط یه جمله برای خودم بنویسم اینه:
امیدوارم هیچوقت اونقدر مشغول ساختن آینده نشم که یادم بره همین الان دارم زندگیای رو میسازم که یه روز دلم برای همین روزهاش تنگ میشه
برای سال جدید
نه قول میدم همیشه قوی باشم
نه همیشه خوشحال
نه همیشه مطمئن.
فقط قول میدم تا جایی که میتونم خودم باشم
بقیهش؟
بذاریم برای خود زندگی.
اون معمولاً بلدتره چه چیزی رو سرِ راه آدم بذاره
تولدم مبارک
یک فصل دیگه شروع شد
و این بار کنجکاوم ببینم خودم قراره چه شکلی تمومش کنم
یادداشت های یک دیوانه.
نیاز دارم شرایطم خیلی بهتر بشه
یه مدت از زندگی خودم رو یادمه که واقعا فکر میکردم اگه فقط شرایط یه کم بهتر بشه همهچی درست میشه 😂
فکر میکردم اگه فلان مشکل حل بشه، اگه فلان دغدغه کمتر بشه ، اگه ذهنم یه کم آروم بگیره ، اونوقت میتونم درست زندگی کنم ، درست فکر کنم و برای خودم یه چیزی بسازم
ولی هرچی جلوتر رفتم فهمیدم همیشه یه چیزی هست
یه دغدغه تموم میشه ، یکی دیگه شروع میشه
یه مشکل حل میشه ، یکی دیگه میاد وسط
و اگه قرار باشه منتظر بمونی تا زندگی بالاخره یه روز بدون فشار و دردسر بشه ، احتمالاً بیشتر عمرت رو در انتظار میگذرونی
یه جایی مجبور شدم بفهمم مسئله فقط شرایط نیست
مسئله اینه که من در چه وضعیتی دارم با این شرایط زندگی میکنم
از همونجا نظم برای من معنای دیگهای پیدا کرد
فهمیدم دیسیپلین یعنی وقتی ذهنت بههمریختهست ، باز هم کارتو انجام بدی
وقتی انگیزه نداری ، باز هم ادامه بدی
وقتی هیچکس حواسش بهت نیست باز هم روی خودت کار کنی
نه برای اینکه همیشه قوی باشی برای اینکه حداقل خودت بدونی میتونی روی خودت حساب کنی
قرار نیست همهی مشکلاتت رو با اراده حل کنی
بعضی چیزا واقعا سختن
بعضی شرایط واقعا ناعادلانهان
بعضی روزا هم فقط باید دوام بیاری
ولی حتی وسط همون روزا یه چیزایی هنوز دست خودته:
خوابت ، بدنت ، کاری که انجام میدی ، وقتی که هدر میدی یا سرمایهگذاری میکنی چیزایی که یاد میگیری و آدمی که هر روز داری از خودت میسازی
من هنوزم خیلی چیزا رو حل نکردم
هنوز دغدغه دارم ، هنوز روزای بد دارم ، هنوز بعضی وقتا خسته میشم
فقط دیگه منتظر نیستم زندگی اول درست بشه تا من شروع کنم
اول خودم رو جمع میکنم
بعد کار میکنم
بعد ادامه میدم
آروم ، بیسروصدا و بدون اینکه لازم باشه کسی بفهمه پشت این سکوت چه جنگی گذشته
چون آخرش قرار نیست کسی بیاد زندگی آدم رو از بیرون نجات بده
یه جایی باید خودت تصمیم بگیری که با همین شرایطی که داری از همینجا شروع کنی به ساختن شرایطی که میخوای
نه با انگیزهی لحظهای
با نظم
با دیسیپلین
با دوام آوردن
و شاید بلوغ واقعی همین باشه
اینکه دیگه منتظر نباشی زندگی آسونتر بشه بلکه خودت اونقدر ساخته بشی که از پس سختیهاش بربیای
روابط متعدد و پی در پی تون نشون میده که خودتونم خودتونو شوخی گرفتید و آدم حساب نمیکنید چه برسه به بقیه
کشور جهان سوم فقط اونجاش که : کل زندگیت روی شخصیت و رفتارت کار کردی ، اما میفهمی باید رو جیبت کار میکردی
از آدمی که همه دوسش دارن بترس
هیچ آدمی نمیتونه همه رو از خودش راضی نگه داره ، مگر اینکه یه خصلت کثیف رو توی خودش پرورش بده ، و اون دو روییه...
🎬 The Dark Knight (2008)