𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝘀𝘁𝗮𝗿 💞.
𝑷𝒂𝒓𝒕 ²⁴ | 𝑫𝒐𝒏𝒕 𝒄𝒐𝒑𝒊 .
مانی:
بچها؟!روژین کو ؟
آنا:رف دسشویی
مانی:اوکی
روژین:
وای تروقران دیگه حوصله این یکیو ندارم
از دسشویی اومدم بیرون رفتم سر میز نشستم و غذامو خوردم
آنا:خوبی؟
روژین:عاره..خوبم
آنا:چیزی شده
روژین:نه نه
نیکی:روژین انگار خوب نیستیا
روژین:خوبم ..
آرتا:دختر خانوما اینجا چیز خصوصی نداریمم چیزی هست بگین مام بدونیم
آنا:نیکی نزدیکشی یدونه بزن به آرتا
آرتا:باشه باشه قلط کردم
مانی:بنیامین؟
بنیامین:بله؟!
مانی:حاجی یلظه روژینو کار دارم میشه جامونو عوض کنیم ؟
بنیامین:اوکیی
روژین:عه اومدی اینجا
مانی:عارهه
روژین:عم
مانی:چته خوب نیستی انگار؟!
روژین:نه اوکیم
مانی:چیزی شده؟!
روژین:نه
مانی:چرا دیگه یچیزی شده بگو ببینم
روژین:نه حالا .. بعدا میگم
مانی:اوکی غذاتو بخور
روژین:اوکی ..
ممد:حاجی بعد غذا بریم یه دور تو بازار بزنیم؟!
آنا:عارهه
نیکی:بریممممم
بنیامین:بریم عارهه
غذا دیگه تموم شد و با پسرا سفره رو جمع کردیم ..
ورفتیم طبقه ی بالا چنتا اتاق داشت
و هرکی رفت تو اتاق خودش تا آماده بشه
منم رفتم تو اتاق خودمون ک یهو مانی اومد
روژین:واای ترسیدمم
مانی:نترسس،خب بگو ببینم چی شده بود
روژین:عاوو هنوز تو فکر اونی
مانی:معلومهه بگو دیگه
روژین:خب یه شماره بهم زنگ زد بازم
مانی:خب
روژین:منم جوابشو دادم
مانی:چیگفت ؟!
روژین:گفت که هرجا باشی حواسم بت هست..
مانی:شمارشو واسم بخون تا بدم دست پلیس
روژین:نه نه گفت اگه کاری کنین میدونم چ بلایی سرتون بیارم
مانی:گوهخورده مگه همینجوریه هر حرومزاده ایی بیاد و اینجوری بگع و بترسونتت خیلی قلط کرده
روژین:خیلی خب حالا
مانی:هوف ببخشید ، شمارشو واسم بخون
روژین:گوشیمو باز کردم و دادم دستش ..
من برم آرایشمو کنم
مانی:برو عزیزم
[ادامـه؟پــارتبـعدی☆]
𝓛𝓲𝓷𝓴:@Novelstar
𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝒔𝒕𝒂𝒓 | رمـآنسِـتآره
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝘀𝘁𝗮𝗿 💞. 𝑷𝒂𝒓𝒕 ²⁴ | 𝑫𝒐𝒏𝒕 𝒄𝒐𝒑𝒊 . مانی: بچها؟!روژین کو ؟ آنا:رف دسشویی مانی:اوکی روژین: وای
پارت²⁴تقدیمنگاهزیباتون 💕 .