چرا رمان هایی مینویسید که واسه بقیه بد بشه اونا افراد مشهوری هستند لاقل جوری براشون رمان بنویسید که واسه ابروشون بد نشه .
-
آنیا:قبلام گفتم مشکل داری میتونی بری بیرون از چنل درضمن هیچکدوم از یوتیوبرا نگفتن آقا رمان ننویسین درمورد من شمایی که دنبال شَریو دیگه من نمیدونم
آیلار: بر اساس تخیله داش
𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝒔𝒕𝒂𝒓 | رمـآنسِـتآره
چرا رمان هایی مینویسید که واسه بقیه بد بشه اونا افراد مشهوری هستند لاقل جوری براشون رمان بنویسید که
این پیامم میزارم تا کسی که پیام داده ببینتش ، و لطف کنه تشریف بیاره پیوی 🤍.
@Anojaf
𝐍𝐨𝐯𝐞𝐥 𝐬𝐭𝐚𝐫 🤍!
ᴘᴀʀᴛ ³⁸ | 𝘋𝘰𝘯𝘵 𝘤𝘰𝘱𝘺 ..
"فردا شد"
بلند شدم ناهار خوردمو رفتم دانشگاه وقتی دانشگام تموم شد ساعت حدودا پنچ و نیم بود تعجب کردم آنیل نیومده ..
رفتم نشستم تو ماشین و حرکت کردم سمت خونه ..
که یهو یه نفر خودشو پرت کرد رو ماشینم..
از ماشین پیاده شدم..
روژین:وای جناب من من خیلی معذرت میخوام ..آخه این چ کاری-
+چیمیگین شما زدین بمن ناسلامتی
روژین:من معذرت میخوام بیاین من برسونمتون بیمارستان ..
"سوار شد"
روژین:وای از پاتون داره خون میاد
+بله به لطف شما ..
روژین:دیدم گوشیه طرف زنگ خورد و گزاشتش رو اسپیکر..
+الو؟!
-کدوم گوری هستی؟!
+رییس من داشتم میومدم ک ماشین زد بم الان دارم میرم بیمارستان
-هر بلایی ک رت اونده به من هیچ ربطی نداره اون ساکو بای بمن همین الان تحویل بدی!
+آخه..
روژین:بده من باش حرف بزنم..
روژین:الو سلام
-تو دیگه کی هستی؟!
روژین:من با این آقا تصادف کردم وضعیتشون خیلی بده باید ببرمش بیمارستان
-قلط کرده بابا هرکوفتیش ک هست اون ساکشو باید بهم تحویل بده
روژین:الو الو آقا؟!
"قط کرد"
روژین:شما آخه همچین صابکاری واسه چتونه ؟!
+برو سمت آدرسی ک بت میگم
روژین:یعنی چی شما با این وضیعت ؟؟
+برو وگرنه وضیعتمو از این بد تر میکنه
روژین:خیلی خب..
مسیری ک داده بود یکم در هم ورهم بود..
داشتم میترسیدم..
دیدم رفتش توی یه ویلا
+همینجاست
روژین:عا..مطمعنید؟"
+بله این ساکه رو میری بدی به طرف ؟!
روژین:من من حتی آخه نمسدونم توی این ساک چیه
+چیز خاصی نیست ببرین وگرنه بخدا پارم میکنه
روژین:یعنی چی خب..
+لطفا..
روژین:خیلی خب بدین ساکو...
ساکو گرفتم و وارد ویلا شدم..
رفتم ساکو تحویل بدم دیدم یه نفر نشسته اونور ..
ادامـه ؟! پــارتبـعدی ..
𝓛𝓲𝓷𝓴:@Novelstar
𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝒔𝒕𝒂𝒓 | رمـآنسِـتآره
𝐍𝐨𝐯𝐞𝐥 𝐬𝐭𝐚𝐫 🤍! ᴘᴀʀᴛ ³⁸ | 𝘋𝘰𝘯𝘵 𝘤𝘰𝘱𝘺 .. "فردا شد" بلند شدم ناهار خوردمو رفتم دانشگاه وقتی دانشگام
بفرماییدپارتجدیدخدمتِنگاهتون 🤍.!
واقعا میخوای بری؟
من تازه وارد خانوادتون شدم ولی دلم نمیتواد بری تروخدا بیشتر فعالیت کن و حدقل منو خوشحال کن🥺😭
-
نه کی گفته میخوام برم🗿 ؟!
عههههه پارتتت اخرر مثل فیلم بی عاطفس واییییییییییی
خیلیییی رمانتو دوست دارم من از چنل قبلیت باهات بودممم خیلییی رمانااتت رو دوست دارم
-
عارهههه یکی دوتا از سناریو ها به یه فیلم معروف مربوطننن،
قربونت برم مننن ممنون از خودتو نگاهِ زیبات که وقت میزاری رمانمو میخونی..💞😭
مانی بفهمه روژین تصادف کرده دهن مرده سرویس میکنه
-
جوون مانی غیرتی😂😭؟!