عامل صهیونیست قصد داشت در هواپیما مرا مسموم کند!
برگی از خاطرات دکتر علیاکبر صالحی،
نماینده اسبق ج.ا. ایران در IAEA، وزیر اسبق امور خارجه و رئیس سابق سازمان انرژی اتمی ایران.
کتاب «گذری در تاریخ»، ص ۲۲۱-۲۲۲.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
[در یکی از سفرهایم به موریتانی به عنوان معاون دبیرکل سازمان همکاریهای اسلامی]، هنگام برگشت فردی در هواپیما در کنارم نشسته بود که توجه مرا به خود جلب کرد. او تبعه فرانسه بود. بعد از مدتی شروع به صحبت کرد. در آن زمان برحسب تجربه اطلاعات نسبتاً خوبی در مورد فعالیتهای عوامل اطلاعاتی و مسائل حفاظتی داشتم و میتوانستم حدس بزنم که طرف جاسوس است یا خیر. خیلی زود متوجه شدم چه خبر است. البته او هم ناشیگری کرد و فوراً خودش را لو داد. بعد از صحبتی کوتاه پرسید :«آیا این اولینبار است که موریتانی میآیید؟» گفتم: «خیر. قبلاً چند بار آمدهام». پرسید: «شما اهل کدام کشور هستید؟» گفتم: «اصالتاً ایرانی هستم ولی من از سازمان همکاریهای اسلامی آمدم که در کشور عربستان مستقر است». گفت: «عجب! عجب! خیلی خب». کمی که صحبت کردیم فهمیدم که او یک یهودی صهیونیست است. حالا من میخواستم بدلش را به او بزنم :«گفتم تو کجایی هستی؟» گفت :«فرانسوی»، گفتم :«عجب! عجب! فرانسوی هستی! پس اینجا چهکار میکنی و به موریتانی برای چه کاری آمدهاید؟» گفت: «اینجا پروژه داریم». پرسیدم :«کاتولیک هستی؟» او هم که فهمیده بود من دنبال چه هستم گفت: «نه، یهودی هستم». گفتم: «عجب! تو یهودی هستی. آیا میدانی که ما در ایران بزرگترین جامعه یهودی را بعد از رژیم صهیونیستی در منطقه خاورمیانه داریم؟».
دیدم این یهودی اطلاعات خوبی در مورد ایران دارد. قبلاز غذا به قصد دستشویی مدتی صندلی خود را ترک کرد. بعد از مدتی مهماندار برایمان غذا آورد. زمانیکه مشغول خوردن غذا بودیم، ناگهان حال او بههم خورد و رنگ رویش پرید و نتوانست خود را خودش را کنترل کند. مجدداً با شتاب به دستشویی رفت. تقدیر این بود که خانم مهماندار بهاشتباه سینی غذایی راکه این آقا برای من تدارک دیده بود، به خود او بدهد. ضمناً شرکت هواپیمایی هم ایرفرانس بود. یک ساعت گذشت تا اینکه کمکم حال وی بهتر شد. در آن موقع برای من کاملاً روشن شد که او جاسوس صهیونیستها بوده و قصد داشته با خوراندن این غذا و بیهوش کردن من محتویات کیفم را سرقت کند. اما کار خدا بود که با جابهجا شدن سینیهای غذایمان برای من مشکلی پیش نیامد. نکته جالب اینکه بعد از این اتفاق تا پایان سفر هیچ صحبتی بین من و او ردوبدل نشد! (ص ۲۲۳)
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
12.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💥بمباران اتمی ناگازاکی و پایان جنگ جهانی دوم.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
🤱مصوبات کارگروه جوانی جمعیت سازمان انرژی اتمی ایران — سال ۱۴۰۱-۱۴۰۴
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
1_23415921740.pdf
حجم:
4.4M
🔴نشریه ارتباط، شماره ششم، آذر ۱۴۰۴
📑نشریه داخلی صنعت هستهای کشور
✍️تهیه و تدوین: مرکز دیپلماسی عمومی و اطلاعرسانی سازمان انرژی اتمی ایران.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
🌹السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین...
🌷میلاد سه قهرمان کربلا، حضرت سیدالشهدا امام حسین، حضرت ابوالفضل العباس و حضرت زین العابدین امام علی بن الحسین (علیهم آلاف التحیة و الثنا) مبارک باد.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
13.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Chicago Pile 1
♦️نخستین واکنشگاه شکافتی جهان که #انریکو_فرمی ساخت، به زبان ساده.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
📌ادعای مؤسسه آمریکایی:
ایران پوسته بتنی تأسیسات طالقان ۲ را احتمالا برای انفجار اتمی تکمیل کرده است. تصاویر ماهوارهای تازه نشان میدهد ساخت پوسته بتنی محافظ پیرامون تأسیسات «طالقان ۲» در پارچین بهسرعت پیش رفته و اکنون این تأسیسات عملاً قابل شناسایی نیست.
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
📚ایـــران و اتـــم
📌خاطرات مرحوم دکتر «#اکبر_اعتماد»، نخستین رئیس سازمان انرژی اتمی ایران و بنیانگذار دانشگاه بوعلی سینای همدان
🖍️به کوشش حسین دهباشی
سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای
(۲۱) سازمان را از صفر سازماندهی کردیم!
صفحات ۱۶۰ تا ۱۶۴ (با اندکی ویرایش)
__________ـ
برنامه انرژی هستهای در هر کشوری چند بعد دارد که این ابعاد را نباید با هم مخلوط کرد. این ابعاد باید از هم جدا باشد. یک بعدش «سیاستگذاری» است. یعنی سیاست اتمی مملکت را باید تعیین بکنند که معمولاً این در هر مملکتی کار دولت است. دولت سیاستگذار انرژی اتمی است. بعد دوم این است که بعد از سیاستگذاری باید امکانات علمی و فنی کار را فراهم کرد. یعنی شما مراکز تحقیقاتی و برنامه تحقیقاتی میخواهید و بعد باید اینها را طوری تنظیم کنید که نیازهای برنامهتان را تأمین کند. بعد دیگر این است که باید نیروگاه بسازید. بعد دیگر این است که نیروگاه سوخت میخواهد و باید عاملی باشد که چرخه سوخت را برایتان بسازد و تنظیم بکند. بعد دیگر که خیلی مهم است ایمنی دستگاههای اتمی و حفاظت در برابر پرتو است که ممکن است به مردم و محیط آسیب برساند.
همه این ابعاد از هم جداست. مثلاً در فرانسه چندین نهاد مستقل این کارها را میکنند. سیاست اتمی را دولت تعیین میکند؛ سازمان مستقلی هم دارند به نام «کارگروه عالی (کمیساریای) انرژی اتمی» برای ایمنی و حفاظت در برابر پرتو که وظیفه پژوهش و توسعه دارد؛ نهادی هست - قبلا به نام کوژما (Cogema) که الان جزئی از شرکت اورانو (Orano) شده - که مسئول تهیه سوخت است و دستگاهی هم هست به نام EDF که نیروگاه اتمی میسازد. این فعالیتها جداست و باید از نظر تشکیلات جدا باشند.
ولی روزی که بنده مسئول همه این کارها شدم یک نفر بودم، یک نفر را هم نمیشود به پنج شش قسمت تقسیم کرد! مجبور بودیم با همین بسازیم تا بالآخره پتانسیل علمی و تجربی زیاد بشود و یواش یواش این بخشها را از هم جدا کنیم. مثلاً مسئولیت ساختن نیروگاه اتمی را وزارت نیرو باید بر عهده میگرفت، چون وزارت نیرو نیروگاه گازی و آبی میساخت اتمیاش را هم باید میساخت. آنها بودند که باید بهرهبرداری میکردند و به مردم برق میدادند. ما در اصل مسئول برقرسانی به مردم نبودیم، ولی آن روزها وزارت نیرو نه امکان این کار را داشت، نه صلاحیتش را داشت، نه میدانست اتم چیست، نه میدانست نیروگاه اتمی چیست. ما مجبور بودیم این کار را بکنیم تا بالاخره یک روزی تحویل وزارت نیرو بدهیم تا خودشان بروند کارش را بکنند.
در مسأله ایمنی هم باز کسی نبود که بتواند کار بکند. من مسأله رسیدگی به ایمنی تأسیسات هستهای و حفاظت در برابر اشعه را در خود سازمان انرژی اتمی تقریباً مستقل کردم. اما اصل و رکن کار سازمان انرژی اتمی مسأله تحقیقات و توسعه بود که آن را زیر نظر خودم نگه داشته بودم و برایش معاونت نگذاشته بودم. خودم به آن میرسیدم و برایم خیلی مهم بود.
از سویی مسأله آموزش را داشتیم که باید کادر فنی در ایران و خارج تربیت میکردیم که برای آن معاونت آموزش درست کردیم. مسأله سوخت را داشتیم که برای آن معاونت سوخت درست کردیم. آن روزها سازمان هفت هشت تا معاونت داشت:
— معاونت نیروگاههای اتمی؛
— معاونت ایمنی؛
— معاونت سوخت؛
— معاونت آموزش؛
— معاونت برنامه و بودجه؛
— معاونت امور اداری، و
— معاونت پشتیبانی.
تشکیلات سازمان انرژی اتمی در همین حد بود، ولی معاونتها هر کدام به حد خودشان استقلال داشتند و من زیاد به کارشان کار نداشتم.
اولین معاون سازمان امیرهوشنگ صفاری بود که معاونت صنعتی سازمان (یعنی نیروگاههای اتمی و سوخت) را به عهده داشت. او از مدیران با سابقهٔ شرکت گاز و شرکت نفت بود و برای مدتی بنا به تقاضای من و موافقت دکتر اقبال، به سازمان انرژی اتمی منتقل شد. در مدت بیش از یک سال بخش بزرگی از کارهای سازمان را زیر نظر داشت و سپس برای احراز مسئولیتی تازه به شرکت نفت بازخوانده شد... معاونت نیروگاههای اتمی زیر نظر احمد ستودهنیا بود. او تشکیلات مجهزی برای برنامهریزی بررسی، مذاکره، عقد قرارداد، نظارت بر کارهای اجرایی تربیت کادر عملیاتی نیروگاهها (نیروی انسانی برای بهرهبرداری از نیروگاهها) در اختیار داشت. معاونت سوخت اتمی که مسئولش حمید رفیعزاده بود، مسئولیت تأمین سوخت اتمی نیروگاه ها را بر عهده داشت. این بخش از فعالیتهای سازمان از ابتدا تا موقعی که به معاونت تبدیل شد، یعنی نزدیک به سه سال، به صورت مدیریت زیر نظر قاسم عربیان بود که در این مدت خدمات شایستهای به سازمان ارائه داد. معاونت حفاظت و ایمنی اتمی زیر نظر علیاصغر نوروزی کار می کرد. این معاونت سه مدیریت داشت که به علت ماهیت کارشان خوب است اشارهای به آنها بشود:
۱. مدیریت ایمنی زیر نظر محمد حسن فرزین؛
۲. مدیریت تأمینات اتمی زیر نظر مهدی صرام، و
۳. مدیریت حفاظت در برابر پرتو زیر نظر حسن پرنیانپور.
— ادامه در مطلب بعد
@Nuc_Technology ⚛️ فناوری هستهای