eitaa logo
شماره "۱"
209 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
113 ویدیو
8 فایل
برای آنان که روزی میان صفحات کتابی جا ماندند، همان کسانی که این دنیا برایشان کافی نیست. باد حرف‌هات رو به من می‌رسونه🌬: https://daigo.ir/secret/21657559098
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/Nummer_ett/10056 نه خواهرم تنها نیستی ! منم انقدری که این مدت مانهوا خوندم موقع تناسخ همه گیج میشن کدوم مانهوا بندازنم 🤣 خواننده همه فن حریف و الیسید با چگونه شوهرم رو کنارم قرار بدم ، با آشغال خانواده کنت ، پرنسس پیشگو و داستان نامادری 🤣 ولی الیسید و خواننده همه فن حریف به معنای واقعی کلمه بی نظیر بودن...به عنوان کسی که خیلی خیلی مانهوا در این ژانر خوندم و همه شون کپی هم بودن میگم ( وای این مدت در انزوا مانهوا خوندن و تعریف نکردنش برای کسی داشت خفه ام میکرد 🤣) ~~~ من تا به حال کلا یه مانهوا خوندم اون نصفه پس حرف ندارم_😂😂
نمیدونم چیبگم😃😃🫰🏻♥️ ~~~ منظورت چیه هر چییی این مدت چیکارا کردی چیا خوندی چیا دیدی سوال ایده نوشته هر چیی
https://eitaa.com/Nummer_ett/10005 میگم اینو باید از کتاب عکس بگیریم یا تایپ کنیم متنو؟ ~~~ فرقی نداره هر جور راحتید ولی الان نمیشه تو این ناشناس عکس فرستاد😃 نامه هم بنویسید آفرین
https://eitaa.com/Nummer_ett/10062 ویدار این اصلا اشکالی نداره. ما نوجوونیم، چرا نباید نوجوونی کنیم و از این دوران لذت ببریم؟ دورانی که تکرار نمیشه و قطعا جز بهترین دورانای زندگیمونه. درسته که سخته ولی دغدغه هامون خیلی کمه. این کار اشتباه نیست اقتضای این سنه. من خودم تا یکی دو سال پیش همش می‌گفتم که این چیزا کلیشه‌ایه و درست نیست و از خودم انتظار رفتار بزرگونه رو داشتم ولی دیدم که نه چرا باید توی این سن خودمو انقدر محدود کنم و بزرگتر رفتار کنم و لذت نبرم؟ (البته باید آدم برای خودش یه حد و حدودی تعیین کنه و فراتر نره و خودشو به فنا نده یا خیلی ذهنشو درگیرش نکنه و این باعث شده که در درونم یه کرم کتاب شصت هفتاد ساله هم زندگی کنه😂 کلا من شخصیت زیاد دارم البته) اما در حد دوست داشتن یه کارکتر کتابی چه اشکالی داره؟ پ.ن ببین جوری رفتار کن که در آینده داشتی با یکی راجع‌به خاطرات سم دوران نوجوانیت حرف بزنی یه چی داشته باشی که بگی.😂😂 ~~~ خوشحالم یه مدت خودتو محدود کردی چون الان تو هر موضوعی کلی نظرات فیلسوفانه میدیییی و الان که می‌بینم حرفت درسته. انقدر حرفت درست بود جوابی ندارم😶😂
در پادشاهی ما انسان‌ها را به دلیل نهربانی دستگیر می‌کنند، ظالمان از خوبان قدتمند می‌هراسند و او نیز هم خوب بود و هم قدرتمند. بانو‌ی عمارت نور، هر روز در زندان کوچکش می‌نشست و با جادویش به سراسر زندان نور می‌رساند، دل کریح نگاهبانان را زیبا می کرد و سنگ‌های سیاه را سپید. بانوی نور آنقدر آنجا ماند که موهایش همچو جادویش سپید شد، آنقدر که قدرتش به همروه زندگانی‌اش خموش شد، اما قبل از مرگش مطمئن صد که زندان دیگر مانند قبل نیست، زندان به لطف او حالا همچو بهشت بود. پس از مرگ بانو دیوار‌های زندان خون گریستند و نگاهبانان گویی مادر از دست داده‌اند، همانقدر دلتنگ شدند. شاید حالا بانوی نوری وجود نداشت، اما تمام ساکنان زندان حالا نوری در خود حس می‌کردند.
ننوش ای هیولا! ماه ما را نبلع، مگر نمی‌دانی هر شب چند نفر از شدت دلتنگی به سوی آن، آه می‌کشند؟ ننوش ای هیولا، مگر نمی‌دانی عشاق برای دلبری قیافه معشوقانشان را به ماه تشبیه می‌کنند؟ مگر نمی‌دانی هر کس ماه بر پوستش بوسه می‌زند و آن تکه را سیاه می‌کند، خوشبخت می‌شود؟ مگر نمی‌دانی ماه مانند امید، شب‌های تاریک ما را روشن نگاه می‌دارد؟ التماست می‌کنم هیولا... ستارگان را یتیم نکن، التماست می‌کنم هیولا، ماه را ننوش، ماه را سرخ نکن، ماه را از ما نگیر، ما بدون ماهمان در مرکز آسمان هیچیم، نکن هیولا، خورشید ما را تا آخرین ذره می‌سوزاند. ننوش ماه را، نبلع ماه را، آن ماه ماست...
شوالیه به دوردست‌ها اشاره کرد و گفت:《می‌بینی عشق من؟ آنجا خانه می‌گیریم، کشاورزی می‌کنیم و بچه‌دار می‌شویم.》دختر هم با چشمانی پر نور همچو خورشید به حرف‌های او گوش می‌داد. اما او شوالیه بود. آنجا جنگ بود. شوالیه به آن دوردست‌ها رفت، اما نه با دختر، بلکه با سپاه. شوالیه به آن دوردست‌ها رفت، اما نه برای زندگی، بلکه برای جنگ. شوالیه به آن دوردست‌ها رفت، اما نه برای آینده، برای مرگ. دختر هم هر شب به آن نقطه نگاه می‌کرد تا شوالیه برگردد، اما او هیچگاه برنگشت. دختر فکر می‌کرد او را رها کرده است و تنها برای ساختن رویاهایشان رفته، دختر فکر می‌کرد شوالیه تنها برای ساخت خانه رفت. دختر نمی‌دانست شوالیه برای ساختن قبر خود رفته.
همونطور که صدبار قبلا گفتم افتادم رو دور کتاب خوندن و الان به شدت هوس فانتزی کردم، کسی پیشنهادی داره؟ ترجیحا تک جلدی تهش دو جلدی، مجموعه رو فعلا نمی‌تونم
واییییییی ویداررررررر سلام🥺🫂 ~~~ سلامممم حالت چطورههه
وایییی ذوق مرگ شدم اسممو یادم رفت به هر حال چطوریییییی؟ https://eitaa.com/Nummer_ett/10073 هاهاها من اینو تو بی نتی خوندم و هیک👌🏻 ~~ برات زدممم، وای خیلی قشنگ بوددد همه شخصیتاش عالی بودننن، هیک هم عالی ترررر حتی کلاغ سولویگ هم عالی بودد😭😭
همین الان به این فکر افتادم که کاش حالا تو خترج یا هر جای دیگه منم از بچگی برای بازیگری تو یه سریالی چیزی انتخاب می‌کردن و اونو تا بزرگیم ادامه می‌دادن و من خانواده و دوستا و بخش اعظمی از زندگیمو اونجا می‌گذروندم. به نظرم هر کسی این حسو تجربه می‌کنه نه به خاطر معروف شدن یا پول بلکه به ختطر چیزاس دیگه‌ش خیلی خوش‌شانسه✨
https://eitaa.com/Nummer_ett/10013 چی؟؟؟؟؟؟ من اون اوایل دلم میخواست آدرستو گیر بیارم بیام بدزدمت ببرمت و البته که کانالت منو مبهوت کرد اونقدر که غذا رو سوزندم ولی خب به هر حال سرزنش های مامانم ارزش پیدا کردن این کانال رو داشت😁 ~~ وای جدی؟ ببخشید به خاطرش😂💖