https://eitaa.com/Nummer_ett/10175 خونده بودیش انگار... نمیدونستم😭😂 #هستی
~~~
آره😂
شماره "۱"
مرسییی و قلم هنگام پیدایشش برخواست. احساسی نوین خلق شد. دنیایی جدید. و همگان را مدیون گشایش درهایش
منظورت چیه نویسنده نیستی😐
پس این چیههه
https://eitaa.com/boookcafe/8111
عههه من فکر میکردم از ایتا رفتههه
لینک کانالشو میدییی؟
https://eitaa.com/boookcafe/8110 واییی یکیو پیدا کردم منومیشناسه ولی من نمیشناسمششش. دوستان لینک ایشونو اگه دارین به منم بدین. (ناشناس کتابخون باز نمیشد برام) #کرم_کتاب
~~
آسو از بچههای ایستگاست کانالش فیل شد نمیدونستم بازم زدهه
کتابخون اینجا رو نگاه کن😭
هدایت شده از بدرود My library 📚 | 🌕 کافه کتاب
شماره "۱"
https://eitaa.com/joinchat/408552848C7c5a866a82
این لینک کانال آسو عه یکی از خفنترین نویسنده هایی که میشناسمممم
هدایت شده از 𝖫𝖾𝗍𝗁𝖾́
ای پرندهای که آرزوی پرواز داری؛ بالهایت زخمیست، به کجا میروی؟
بگذار مرهمی بر دردهایت بگذارم.
زخمهایت را نپوشان. مشکلی نخواهد داشت. قضاوتی در کار نیست. میتوانی شونههایم را لانهای امن درنظر گیری. اسفنجی که مشتاقانه، حاضر است آب را به جان بخرد و اندوهت را بگیرد. ببار تا گرفتگی آسمان تمام شود. مطمئن باش این زمین خشک و بیحاصل مشکلی با پذیرفتن بارش این ابر زیبا نخواهد داشت.
مطمئنم پس از این سختیها، قطعا لایق شادی میشوی. لایق رنگین کمانی که پس از بارش شکل میگیرد. آن هنگام نظارهگر خواهم بود که چگونه تکیهگاهی سرد برای احوالت بودم. شاید آن زمان متوجه شوم که شاید این سنگ سرد، میتواند روزی گرم و آفتاب دیده شود.
آفتابِ من باش؛ بارانم، بهارانم، رنگین کمانم.
همهگاه درمانگر زخمهایم بودی. حالا بگذار لحظهای من درمانگرت شوم. بگذار من هم گاهگاه مفید واقع شوم. حداقل برای تو. که این کمک از جوانب بیش بر من یاری میرساند.
رود میرود، من نیز.
انسان رود را گلآلود میکند، تو نیز.
سنگ جلوی رود را میگیرد، پس رود آنرا میشکند، دشمن و سپس من نیز.
من رودم، سبکسر و پاک تا هنگامی که تو مرا به گل آراسته نکنی، من رودم، قدرتمند و جاری تا وقتی که انسانهای خورشیدگون، مرا قطره قطره تبخیر نکنند.
من رودم، تا هنگامی که دیگران اجازه بدهند...
https://eitaa.com/93329498/3326
https://eitaa.com/93329498/3333
نمیفهمم از شکسته نفسی و دست کم گرفتن خودتون چی نسیبتون میشه؟ یکم به خودتون مغرور باشید. قدر اون ایدههایی که به ذهنتون میاد، قدر اون کلماتی که از روحتون استخراج میشه، قدر لحظاتی که برای نوشتن صرف میکنید رو بدونید.
نویسنده بودن یعنی نوشتن، چه متن باشه چه عکس نوشته چه خاطره چه داستان.
و شما با دست کم گرفتن خودتون فقط نمیتونید پیشرفت کنید واگرنه این کار نه باعث میشه محبوبیتتون کم بشه نه اینکه نوشتههاتون بد باشه.
تمام.
داشتم دنبال پیدیاف میگشتم ناگهانی خوردم به چیزی به اسم کیجا نوشته سجاد صابر موضوعش توجهمو جلب کرد خودشم ۱۵۰ صفحهست تقریبا، یکم خوندم و دیدم بعله ویدار زدی به گنج