گفتم که دِگر چَشم به راهت نَبرم ؛
با خود عهد بستم که دیگر منتظر تو نمانم و امید دیدنت را کنار بگذارم
از خاطرت وَهم نِجاتی نَبرم ؛
از خیال و فکر تو انتظار نجات یافتن و امید نداشته باشم
از فکر تو بر جآن من خوابی دَمید ؛
انقدر به تو فکر کردم که خوابت را میبینم
گویا زِ دل راه فِراغی نبرم ؛
انگار هیچ راهی برای فرار از دلم ندارم
با دو چشم ساده ات ، مرا زِ خویش بَر کَن ؛
با چشم های ساده ات ، فاصله بینمان را بشکن و فاصله ای بین من و خودت باقی نگذار
با لَب خندانت سکوت بَحر , بِرفکَن ؛
با لبخندت سکوت دریای عمیق را در هم بریز
از صوت تو بَر جان من جانی دَمید ؛
از صدای تو روحم تازه شد
گویا زِ تو مِیل جدایی نَبرم ؛
انگار که هیچوقت نمیتونم از تو جدا باشم .
#مژاد
https://eitaa.com/Nummer_ett/10340 واییی خدا چقدررر قشنگ😭 اشکم دراومد صدات خیلی قشنگه🤌🏻 شعرت هم خیلی زیباست رو وزنش کار کنی عالی میشه👏🏻🥲
~~~
شماره "۱"
https://eitaa.com/Nummer_ett/10340 واییی خدا چقدررر قشنگ😭 اشکم دراومد صدات خیلی قشنگه🤌🏻 شعرت هم خیلی
ای ننههه
قربونتون برم من 😭😭
#مژاد