وای پارت جدید خیلی خوب بود😭😭😭 آرمان بالاخره خندید😭❤️ منم خیلی ذوق کردم🥹✨ ولی یه چیزی، کاش یکم از روند بیشتر شدن علاقهشون به هم میگفتی. مثل جک و هلگا. خیلی یهویی بود به نظرم. و یه سوال، تو اون دو هفته آرمان با استلا برای تست بازیگری تمرین میکرد؟ #هستی
~~
خیلی خوشحال شدم ممنونن
میدونم میدونم گفتم که اینجا یه جورایی فقط اتفاقای مهمو مینویسم بیشتر تو بارنویسی رو این چیزاش کار میکنم
ببخشید😔
اوهوم
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/Nummer_ett/10630
اینجا آرمان بدبختو بیخیال، خود استلاهم ریخت، فقط پشماش موند.😂😂
#کرم_کتاب
~~~
همون🤣🤣
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/Nummer_ett/10619
این بنده خدا حدودا ۴۵،۴۶ سالشه. نوه داداشش هر از گاهی بهش سر میزنه. نقاشم هست.
فقط حول و حوش ۲۰ سال پیش همسر سابقش فوت کرد. الانم همون نوه داداشه (بنده خدا اسم نداره، همونه که به النا معرفیش کردم😂) مغازه لوازم تحریریشو میگردونه.😂😂
#کرم_کتاب
~~~
بببن این خیلی کیس خوبی میزنه من امشب با عمو حرف میزنم بهت خبر میدم😂🤪🤣
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/Nummer_ett/10608
عررررنیمثچثتینیویتنیاثتثنثتثانسمیجرنرنبنبن
وااااییییی😭😭😭
*فقط یه چیزی اینا خیلی زود عاشق هم نشدن؟
#دایگو
~~
تزوزکوزکزگبگزکزک😭💖
*میدونم میدونم بالاتر توضیح دادم😔
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/Nummer_ett/10637
خیلی دوست دارم بدونم اگه با هلگا آشتی کرد، واکنش هلگا به این قضیه چیه.😂😂
(اونی که فقط لینک فرستاد اشتباها من بودم)
#کرم_کتاب
~~
تو از کجا میدونی اصلا قراره با هلگا آشتی کنه؟🌚
اوکی
شماره "۱"
📪 پیام جدید https://eitaa.com/Nummer_ett/10637 خیلی دوست دارم بدونم اگه با هلگا آشتی کرد، واکنش هلگ
ببینید برای همین ذوق دارم اتفاقای مهمو بگم و از جزئیات بزنم دیگه. دلم میخواد واکنشتون رو به اون چیزایی که تو ذهنمه ببینم، میخوام ببینم اصلا خوبن یا نه اصلا درستن یا نه.
میخوام ببینم همونجوری که من حس میکنم هستن یا نه. بعدا میخوام سر فرصت بشینم جزئیات و چیزاس دیگه رو بنویسم، وقتی که فهمیدم اصلا خط داستانی اوکیه یا نه
https://eitaa.com/Nummer_ett/10609 اکلیل✨فراوان✨ ولی میگم خیلی زور پسر خاله نشدن😂؟ #Callous
~~~
مرسیییی
توضیح دادم...
هدایت شده از مزرعه ذرت آقای هاروی
درود بر شما! چطورید؟
عم خلاصه بگم مزرعه ذرت آقای هاروی برای اولین بار تقدیمی گذاشته😟
خلاصه...
شما همین پیام رو فور کنید توی چنلتون و لینک چنلتونو بفرستید پیوی بنده
بعد منم دوتا از پستاتونو فور میزنم چنلم.
عام همین دیگه حوصلم سر رفته خواستم یکاری بکنم
*ایگنکنیدمرثیممنون*
زمانی که مردم سرزمینم قتل عام شدند به دریا رفتم و زیر آسمان شب منتظر ماندم.
من تنها باقی مانده بودم، کمی بعد دریا شروع کرد، برای عزاداری طوفانی شد و رفت تا خون مردمانم را بشوید.
من تنها بازمانده بودم، کمی بعد آسمان شروع کرد، برای عزاداری ستارههایش را خاموش کرد.
من تنها زنده بودم، طبیعت به همراه درد من درد کشید و با من عزاداری کرد، آخر من تنها انسان آن بودم.